در نتیجه حمله تروریستی در ورودی وزارت امور خارجه افغانستان، بیش از 12 تن شامل 9 تن از کارکنان دیپلماتیک و سه تن از کارکنان خدماتی این وزارت کشته شدند.
وزارت امور خارجه از سالها قبل از عمده اهداف گروههای تروریستی محسوب میشد که علیرغم هشدارهای متعدد در دوره نظام جمهوریت، هیچگاه تدابیر لازم به منظور حفظ امنیت آن، به گونهٔ لازم روی دست گرفته نشد.
حوالی ساعت چهار عصر یک حمله کننده انتحاری مواد انفجاری کارگذاری حامل خود را در مقابل وزارت خارجه طالبان منفجر کرد
در آخرین ماههای عمر جمهوریت، وزارت امور خارجه به طور تمام قد، در محراق تلاشهای منطقهای و جهانی برای ایجاد یک اجماع منطقوی در حمایت از جمهوریتی شد که پایه هایش از هر زمان دیگر، سست تر و متزازل تر شده بود.
در چنین شرایطی که دستگاه دیپلماسی نیازمند تمرکز روی جذب حمایت منطقوی و جهانی از نظام بود، ارگ ریاست جمهوری اما، به بهانهٔ اصلاحات اداری در صدد تصفیه حسابات در وزارت خارجه برآمد و کارکنان این وزارت را به طور دسته جمعی اخراج کرد تا بتواند مهرههای مورد اعتماد خود را در اداره مهم دیپلماسی جابجا کند.
در شرایطی که اختلافات میان ارگ و کارکنان این وزارت به اوج خود رسیده بود، سران نظام اعم از وزیر و معین سیاسی، در کنار پیروی از اوامر ارگ در قبال وزارت خارجه برای حفظ بقای سیاسی خود بودند و از سوی دیگر مصروف لابی با سفارت خانههای خارجی مقیم کابل برای فراهم آوری زمینه خروج امن خانواده ها و نزدیکان شان شدند.
هفته ها قبل از سقوط، به حکم معین سیاسی، پاسپورتهای سیاسی کارمندان وزارت خارجه، علیرغم وخامت اوضاع و احتمال سقوط نظام، جمع آوری گردید که امکان خروج کارکنان از کشور را محدود سازد.

اکثر کشورها به شمول امریکا حمله به وزارت خارجه در کابل را شدیدا محکوم کردهاند
با ورود دوباره طالبان به کابل و تسخیر تمام کشور، این گروه که خود را پیروز میدان نظامی میدانست، علاوه بر سروسامان دادن به امور داخلی کشور نیازمند برقراری ارتباط با بیرون از افغانستان نیز بود، اما برقراری این ارتباط مستلزم تخصص و گماشتن فرد مجرب در راس و ارکان وزارت خارجه میطلبید.
طالبان کارکنان وزارت امور خارجه را با کمترین امتیازات ممکن، اجازه کار دادند تا بتواند از این طریق افراد تازه تقرر و وابسته و متعهد به دستگاه خود را با ساز و کار دستگاه دیپلماسی، آشنا سازد و در دراز مدت، روند طالبانی شدن این نهاد مهم را تکمیل نمایند.
با آنچه در بالا ذکر شد، نخست از همه، وزیر خارجه پیشین و معین سیاسی این وزارت با وجود واقف بودن به اوضاع کشور عمدا راه خروج بر کارکنان وزارت را بستند.
دوم اینکه وجود این کارکنان برای نظام طالبان، جنبه مصرفی کوتاه مدت داشت و هیچ رابطه سازمانی معناداری میان نظام طالبان و کارکنان دولت پیشین جزء نیاز موقتی در میان نبود.
سوم و از همه مهمتر، اختلافات درونی طالبان بهویژه گروه به ظاهر میانه رو دوحه که دستگاه دیپلماسی را در اختیار دارد و تند روان متمایل به رهبری طالبان هر روز بیشتر میشود.
در یک نگاه گذرا و با توجه به سخنان شیرمحمد عباس استانکزی، معین سیاسی وزارت خارجه می توان به این نکته پیبرد که اختلافات سران میانهروی طالبان با رهبران نزدیک به ملا هیبتالله دارد وارد فاز جدیدی از تشنج و بحران میشود.
شاید کمتر مقام طالبان در بدنه نظام طالبانی، به طور صریح و آشکار از تصامیم رهبری طالبان و یا سران قندهاری این گروه انتقاد کرده باشد.
چند روز پیش از حمله به وزارت خارجه، معین سیاسی این وزارت گفت که دستورات رهبر و امیر اگر خلاف شرع و عقل باشد واجبالاجرا نیست.
پیشتر او از ممنوعیت تحصیل دختران انتقاد کرده بود که واکنش جدی و تند محمدخالد حنفی، سرپرست وزارت امر به معروف و نهی از منکر و از چهرههای تندروی طالبان را برانگیخت.

کمتر کسی در بدنه نظام طالبان یافت می شود که به صراحت لهجه عباس استانکزی از رهبر طالبان انتقاد کند
شواهد و قرائن نشان میدهد که این موضوعات را نمیتوان در حمله به وزارت خارجه نادیده گرفت، حملهای که صدای آن به گوش عباس استانکزی و رهبران دستگاه دیپلماسی میانه روی دوحه به قدرت هرچه بیشتری رسانده شده است.
از جانب دیگر اختلاف عباس استانکزی با شبکه حقانی و سران قندهاری طالبان از دیر زمانی به این طرف وجود داشته است.
بدون شک این اختلافات در زمان 17 ماهه قدرت طالبان چندین برابر هم شده است.
اخیرا، جنرال مبین از فرماندهان مشهور طالبان که گفته میشود پس از افشاسازی چهره چهار طالب که یک تاجر را در کابل ربوده بودند و از سوی اداره استخبارات طالبان کشته شدند، زندانی شد، طرف دیگر سکه اختلاف میان گروهی طالبان را برگرداند.
عباس استانکزی اولین مقام رسمی طالبان بود که از رهایی این فرمانده مخالف ممنوعیت تحصیل دختران خبر داد و این خبر را برای هواداران جنرال مبین تبریک گفت.
به نظر میرسد که حمله به وزارت خارجه اولین و اخرین حمله میان گروهی طالبان به قصد تهدید، هشدار و یا حتی کشتن هم دیگر نخواهد بود.
واقعیت این است که مردم افغانستان باید منتظر موجی تازهای از حملات در کابل و دیگر شهرهای کشور باشند، حملات که به هدف زهر چشم نشان دادن میان رهبران طالبان صورت خواهد گرفت و در این بازی خطرناک قربانیان اصلی آن مردم افغانستان خواهند بود.
اصغر یاور – بخش تحلیل و بررسی خبرگزاری بخدی