خبرگزاری بخدی با یک افسر ارتش حکومت پیشین که حدود 12 سال با طالبان جنگیده مصاحبه کره است، این افسر ارتش چهره دیگر جنگ علیه حکومت پیشین افغانستان را در این گفتوگو برملا کرد. تجاری شدن جنگ علیه ارتش و نظامیان حکومت پیشین.
خبرگزاری بخدی به دلیل مصوونیت جانی این افسر و خانواده او در این گزارش به او نام مستعار “کریم احمدی” گذاشته است.

تاجران با خرید دوربینهای شببین جنگ را تجاری ساخته بودند
این افسر ارتش میگوید که مهم ترین عامل تلفات نظامیان حکومت پیشین به ویژه ارتش افغانستان، ظهور خریداران محلی جنگ در میادین نبرد بود.
به گفته کریم احمدی، در سالهای پیسین (اوایل سال 2017) تاجرانی ظهور کردند که با خریداری ابزار پیشرفته جنگی، جای طالبان را گرفتند و به سردمداران جنگ افغانستان تبدیل شدند.
احمدی افزود که این تاجران، با خرید دوربینهای فوق پیشرفته و با اجاره کردن تکتیراندازهای ماهر محلی، به پوستههای ارتش، پولیس، پولیس محلی و امینت ملی حمله میکردند، آنها را میکشتند و اسلحه و تجهیزات نظامی را به غنیمت میگرفتند و دوباره این غنایم را در بازارهای محلی افغانستان و پاکستان به فروش میرساندند.
احمدی گفت که این تجارت به حدی برای تاجران و مردم بیکار سودآور بود که دیگر کسی سراغ کشاورزی و کارهای ارزان روزمزد نمیرفتند.
او گفت: “شبها سربازان کاملا روحیه خود را از دست میدادند و احتمال می دادند که اگر حملهای شود حتما کشته می شوند، در زمان حمله هر سرباز حدااکثر برای ده دقیقه خود را می توانست از دید تکتیراندازهای مجهز به دوربین شب پنهان کنند، مرمی با به صورت یا به قلب سرباز اصابت میکرد.”
به گفته احمدی، تاجران محلی یک قاب دوربین شب را حدود 1 میلیون و 600 هزار کلدار پاکستانی خریداری میکردند. این دوربینها از اکراین به پاکستان قاجاق میشد.
احمدی گفت: “این دوربینها ساخت اکراین و فوقالعاده پیشرفته بود، تثبیت درجه حرارت، فاصله هدف؛ تنظیم روشنایی، شنایای هدف، جستجوی هدف و حتی ثبت عملیات از ویژگیهای این دوربین شب بود، این دوربینها برای جنگهای چریکی طراحی و ساخته شدهاست.”
این افسر ارتش برای یک عملیاتی شبانه یکی از این دوربینهای شبانه را از یک فرماند پولیس محلی در هلمند به امانت گرفته بود، او میگوید امکانات و کیفیت این دوربین تمامی سربازان تحت امرش را شگفتزده کرده بود. احمدی گفت: “این دوربین حتی به دوربینهای نیروهای ویژه ارتش (اسپیشل فورس) افغانستان قابل مقایسه نبود.”

بارها از تلفات نظامیان افغان انتقاد شده بود
احمدی میگوید که به صورت مکرر و باربار موضوع افزایش تلفات “گسترده” نظامیان ارتش را از سال 2017 تا 2020 با قول اردو و وزارت دفاع در میان گذاشت اما هیچ اقدامی از جانب مسولان و مقامات انجام نشد.
این افسر ارتش میگوید که تلفات ارتش در سالهای اخیر به حدی زیاد بود که برخی مواقع در پایگاههای ارتش و پوستهها کسی زنده نمیماندند.
این نگرانی وجود دارد که تاجران و کسانیکه در این تجارت دست داشتند و پولهای هنگفتی بدست آوردند در حاکمیت طالبان، دست به آدمربایی بزنند.
آنها مجبور هستند برای اینکه هزینه زندگی را مطابق تجارت سابق خود فراهم کنند به جرایم سازمانیافته روی بیاورند.
احمدی گفت: “اطلاعات که ما بدستآورده بودیم، در مناقق مانند قندهار، هلمند و نیمروز چند نفر با هم یکجا میشدند، هر کدام مقداری پول میگذاشتند، دوربین شب میخریدند و ده بیست، دقیقه به یک پوسته حمله می کردند، اسحله و تجهیزات شانرا میگرفتند، بعدا آنها را میفروختند و مطابق سهم میان شان تقسیم میکردند.”
او ضمن انتقاد از پالیسی جنگ حکومت پیشین افغانستان به ویژه وزارت دفاع میگوید که دولت سرباز “بیچاره” را همراه یک کلاشینکوف در مقابل یک گروه تروریست و تاجران جنگ تنها گذاشته بود.
این افسر ارتش میگوید که سرنوشت جنگ افغانستان را دو چیز به نفع تروریزم تغییر داد، یکی “دوربینهای شببین” و “فساد افسار گسیخته” در حکومت پیشین.
فساد و قوم پرستی در ارتش افغانستان
کریم احمدی، میگوید در حالیکه شیرازه ارتش از نظر تشکیلات، تجهیزات، اکمالات و روحیه کاملا ازهم گسیخته بود، اما با آنهم طالبان توان جنگیدن با این ارتش “زخمی” را نداشتند.
به گفته کریم احمدی، ارتش افغانستان به دلیل تعصب، قوم پرستی و تقررهای قومگرانه، ابهت، انگیزه و روحیه جنگ را کاملا از دست داده بود.
او که از قوم تاجیک است، میگوید زمانیکه قوماندان تولی بوده، افراد زیر فرمانش با درجههای به مراتب پایینتر از او به دلیل تعلق به قوم “پشتون” فرمانده کندک و حتی به مقامهای بلند نظامی رسیدند، در حالیکه او یک عضو فعال ارتش به ویژه در ولایات ناآرام بود در خواست ترفیع و ارتقای سمتش همواره رد یا نادیده گرفته میشد.
او میگوید، یک بار رییس جمهوری برای او مدال غازی امانالله خان را فرستاد، اما هیچگاه فرمانده لوا این مدال را برای او نداد.
احمدی تنها 9 سال در ولسوالیهای موسی قلعه، نادعلی و گرشگ هلمند در اوج جنگ و درگیری فرمانده تولی بوده است. اما به گفته او هیچگاه نه درجه و نه هم سمت او ارتقا یافت.
او به خبرگزاری بخدی گفت: “در سطخ لوا، قول اردوها و کندکها تمامی مقرریها براساس ارتباطات قومی صورت میگرفت. حتی افرادیکه هیچ تجربه نظامی نداشتند به این سمتها مقرر میشدند.”

فساد ارتش افغانستان که میلیاردها دالر روی آن سرمایهگذاری شده بود را نابود کرد
به گفته احمدی، فرماندهان ارشد نظامی همواره در عقب جبهه هستند و باید به مدیریت جنگ آشنا باشند، در غیر آن افراد تحت فرمانش را به کشتن میدهتد. او میگوید اتفاقی که نباید می افتاد، در سال های اخیر ارتش را پا درآورد، تقرر افراد به مقامات بلند نظامی براساس تبار، بدون تجربه و اطلاعات جنگی.
به گفته او، افراد انتصابی در مقامات بلند نظامی به حدی قوم پرست بودند که حتی برخی مواقع انگیزه جنگ در برابر طالبان را زیرسوال میبردند.
این افسر ارتش تایید کرد که این اتفاقها دقیقا در سالهای پیش شروع شد و در پنج سال مانده به عمر حکومت به اوج خود رسید.
احمدی میگوید که تعصب و قوم پرستی به جایی رسید که او در اعتراض به آن برای دو سال ترک وظیفه کرد.
ارتش خسته از جنگ پرونده سازی علیه نظامیان
کریم احمدی به خبرگزاری بخدی گفت که تعصب، قوم پرستی، واگذاری سمتهای بلند نظامی به افراد بیتجربه، ارتش را از درون شکست داد.
احمدی گفت: “فرماندهان قولاردوها و لواها به شدت قوم پرست و سمت پرست بودند این روند اهسته اهسته باعث شد که قوماندانهای دیگر که زیر امر قولاردوها و لواها بودند، مانند قوماندانهای تولی، بلوک و رییسارگان ها دل سرد و از جنگ خسته شوند.”
به گفته احمدی، برای شماری زیادی از قوماندانها که به گفته او خوب می جنگیدند برایشان پرونده ساختند و آهسته آهسته آنها را از صحنه جنگ دور کردند و باعث شد که خطها سقوط کنند.
او میگوید که رهبران حکومت پیشین ارتش را به حدی خسته و دلسرده کرده بودند که بیشتری سربازان و افسران از رخصتی به وظیفه برنمیگشتند.
احمدی گفت: “تشکیل یک کندک پیاده از 600 تا 750 نظامی است اما در سالهای اخیر موجودیت این کندک ها کمتر از 100 نفر رسیده بود. مثلا در خاشرود نیمروز کندک شش ما تشکیل ان بیش از 600 نفر بود اما موجود آن 29 نفر بود.”
او میگوید با شماری از فرماندهان ارتش ارتباط نزدیک داشت که برخی آنها میگفتند که تشکیل کندک آنها حتی کمتر از 29 نظامی میرسد.
سقوط سیاسی
آخرین ماموریت این افسر ارتش به عنوان …….. کندک سرحدی در نیمروز بود. ولایت نیمروز نخستین ولایت افغانستان بود که در 6 اگست 2021 سقوط کرد.
در آنزمان نظامیان افغان در شهر لشگرها مرکز ولایت هلمند درگیر جنگ شدید با طالبان بودند.
احمدی میگوید که امنیت مناطق اطراف و سرحدات نیمروز مربوط به واحد که او در آن وظیفه داشت میشد.
او به خبرگزاری بخدی گفت: “در روز سقوط نیمروز من همراه سربازانم رفتم به منطقه تنگه نادعلی نیمروز در برابر پیشروی طالبان کمرنبد انداختم، ما (مسوولان امنیتی نیمروز) در یک گروپ واتساپ پیام میگذاشتیم، حوالی ساعت 5 عصر از هماهنگی پیام برایم رسید که والی کریم براهویی با افرادش فرار کرد، من به آمر امنیت قوماندانی امنیه گفتم که تو امنیت داخل شهر را بگیر طالب از کمربندی من تیر (عبور) نمیتوانند.”
به گفته احمدی، طولی نکشید که دیگر مقامات بلند پایه دولتی یکی پی دیگر شهررا تخلیه کردند و اکثرا به ایران فرار کردند در حالیکه به گفته او در زمان فرار والی حتی یک فیر از جانب طالبان نشده بود و حتی به گفته او یک طالب نیز داخل شهر نشده بود.
این افسر ارتش میگوید که سقوط نیمروز و بدنبال آن سقوط نظام، یک “دسیسه” سیاسی بود.

کریمبراهویی اولین مقام حکومت پیشین افغانستان بود که از افغانستان فرار کرد
کریم براهویی چند روز قبل از سقوط نیمروز (حدود بیست روز) به درخواست حمدالله محب به عنوان والی این ولایت مقرر شده بود.
احمدی میگوید پس از فرار براهویی، مقاومت در نیمروز متزلزل شد و تمامی نیروها روحیه خود را از دست دادند.
نیروهای که پس از سقوط همچنان در برابر طالبان میجنگیدند
این افسر ارتش بیشترین ماموریت خود را در هلمند انجام داده است، ولایتی که به شدت ناآرام بود و بارها درگیری و جنگ، این ولایت را به سرخط خبرهای رسانهها تبدیل میکرد.
او میگوید در حالیکه کابل کاملا سقوط کرده بود و طالبان وارد ارگ ریاست جمهوری شدهبودند، شماری از نظامیان افغان در هلمند همچنان علیه طالبان میجنگیدند.
احمدی به خبرگزاری بخدی گفت: “در منطقه کارخانهی چاهانجیر ولسوالی سنگین هلمند تعداد نیروها حتی پس از سقوط همچنان در مقابل طالبان مقاومت میکردند، طالبان ریشسفیدان را نزد این نیروها فرستادند و گفتند که دولت سقوط کرده، طالبان تمام افغانستان را گرفته شما تسلیم شوید.”
او افزود که نظامیان در چاهانجیر نزدیک به چهار ماه در محاصره طالبان بودند و در یک منطقه دیگر این ولسوالی این نیروها نزدیک به دو سال محاصره بودند.
احمدی میگوید حتی نظامیان چاهانجیر و چندین پوسته ارتش در هلمند به رادیو و تلویزیون هم دسترسی نداشتند، اکمالات آنها توسط هلیکوپترها از هوا صورت میگرفت.
این افسر ارتش میگوید که در سنگین، نادعلی و شورابک قطعات اردوی ملی همچنان در برابر طالبان میجنگیدند، در حالیکه طالبان در ارگ کنفرانس خبری برگزار کرده بودند.
احمدی تاکید کرد طالبان حتی قادر نبودند مناطق که سالها در محاصره شان بودند را سقوط دهند چی رسد به کابل پایتخت.