در بیست سال دوران جمهوریت که حمایت های گسترده جهان از دولت افغانستان صورت میگرفت، یک بخش کلان آن کمک ها صرف جنگ های تبلیغاتی و روانی علیه تروریزم می شد.
در این حوزه صدها تن تربیت شدند و امکانات گزاف مالی نیز در اختیار شان قرار می گرفت.
ریاست امنیت ملی، وزارت دفاع ملی، وزارت امور داخله و شورای امنیت ملی از جمله نهادهای مهم بودند که همه این امکانات را به مصرف می رساندند به این هدف که گویا جبهه فکری طالب و داعش را تضعیف و وادار به شکست می کنند.
اما این جبهه نه در دوران جمهوریت درست کار کرد و نه پس از جمهوریت، اکثر امکانات این بخش را مسولان درجه یک نهادهای یاد شده حیف و میل می کردند. اگر کسی کوچکترین انتقاد را می کرد، جایش زندان و یا کشتارگاه های مخفی بود، کشتارگاهای که هیچ اثری از قربانی خود برجا نمی گذاشت.
حالا هم هر ازگاهی صداهای مختلف از آدرس نامدارهای سیاسی کشورمان میشنویم که موضوع گفتگو و صلح با طالبان را مطرح میکنند. گپ مهم این است که طالب و داعش نه تنها که تغییر نکرده بلکه مانند شیشه شکسته خطرناک تر هم شده ادد.
در این مقطع نیاز است که گروه های متعدد روشنفکری ما بجای مصروفیت در شبکه های اجتماعی و دشنام دادن به همدیگر، باهم همدست شوند و راه و چاره دائمی برای این ملت رنجور جستجو کنند.

برای تضعیف برج فکری تروریست ها نیاز مبرم است تا سیاست مداران، ژورنالیستان، هنرمندان، علمای دینی و فعالان مدنی در صف واحد و مشترک قرار گیرند و هم زمان برج فکری و تبلیغاتی تروریست ها را هدف قرار دهند تا بشریت از چنگ این اژدهای چند سر نجات پیدا کند.
هم چنان مردم را باید آگاه ساخت تا تروریست ها نتوانند بنام قوم و یا مذهب از بین توده های فقیر سربازگیری کنند.
فهیم کوهدامنی