افراط گرایی، مدت ها است در کشور باعث افزایش خشونت ها و کشتار مردم بی گناه شده است. پایین بودن سطح سواد و دانایی شهروندان کشور باعث شده که افراط گرایی همواره در افغانستان رشد کرده و باعث افزایش خشونت ها شده است.
گروهای افراطی چون طالبان و داعش از عدم آگاهی مردم کشور استفاده کرده و به راحتی در کشور سربازگیری می کنند. افراط گرایی با انواع و اشکال مختلف اش برمحققین، پژوهشگران، تحلیل گران و مردم افغانستان پوشیده نیست؛ اما باتوجه با اهمیت موضوع و پیامد های افراط گرایی و ارتباط مستقیم آن با تروریسم ، این پدیده باید بازخوانی، آسیب شناسی و به صورت مفصل تحلیل شود. زیرا این پدیده با انواع واشکال مختلف اش یک پدیده تصادفی و مقطعی نبوده که تنها مردم افغانستان گرفتاران شده باشد ، بلکه یک پدیده تاریخی ، فرهنگی ، منطقه ای و فرامنطقه ای می باشد که احتیاج به ریشه یابی تاریخی و آسیب شناسی اجتماعی و پیدا کردن روش های فکری وفرهنگی مقابله با آن را دارد.
علمای افغانستان فتوای صریح و قویای را برای مشروعیتزدایی دینی افکار و رفتارهای افراطگرایان صادر کردند. پیش از این علمای دینی در مناسبتهای مختلف حملات انتحاری را نکوهش کرده بودند. اخیراً علمای دینی اندونیزیا، پاکستان و افغانستان در خصوص تطابق نداشتن فعالیتهای تروریستی با مفاهیم و آموزههای دینی موضع خویش را اعلام کردند. همچنان قرار است سازمان کشورهای اسلامی نیز کنفرانس علمای کشورهای اسلامی را در عربستان سعودی میزبانی کند.
فتواها و یافتههای نهادهای مذهبی در بهترین حالت میتواند بسترهای کاربرد ابزاری افراطگرایان از مفاهیم دینی را کاهش دهد، اما برای آنهایی که نه ملاعمر را میشناسند و نه به خلافت طالبانی اعتقاد مستحکم دارند و به دلیل محرومیت به صفوف افراطگرایی و مخالفین پیوستهاند، فتواها نمیتواند کارساز باشد.
به تازگی نظرات و گفته های افراط گرایانه مولوی مجیب الرحمان انصاری، خطیب مسجد گذرگاه هرات خبر ساز شده است و یک بار دیگر زنگ خطر را به صدا در آورده است. انصاری در سرطان ۱۳۹۷ گفته بود که جهاد علیه رسانهها فرض است.
این مولوی افراطی اواخر سال گذشته نهادی را بدون مجوز رسمی دولت به نام امر به معروف و نهی از منکر ایجاد کرد. او که دارای افراد مسلح غیرمسوول نیز است، در سالهای گذشته به صورت پیوسته علیه پیروان یک مذهب خاص سخن رانده و آنها را مشرک خوانده است.
مولوی انصاری در جمعه گذشته، به صورت واضح بر ضد نظام تبلیغ کرد. او در خطبه نماز جمعه خود گفت که پولیس و ارتش با کار در نظام کنونی مرتکب گناه کبیره میشوند. به گفته او، نویسندهگان و عالمان دین که در حمایت از نظام فعالیت میکنند، نیز مرتکب این گناه میشوند. انصاری از تمام اقشار جامعه خواست که با نظام کنونی همکاری نکنند، به ویژه برای ارتش و پولیس گفت که از گرسنهگی بمیرید، اما برای بقای این نظام کار نکنید. این اظهارات از مصادق بارز تبلیغ بر ضد نظام و تضعیف آن است.

براساس احکام ماده های قانون اساسی کشور،فتوای جهاد علیه رسانهها، تحریک پیروان یک مذهب به تبعیض در برابر پیروان یک مذهب دیگر و گناه کبیره دانستن فعل سربازی در نظام، جرم است و فاعل آن باید براساس احکام کود جزا روانه زندان شود. بنابراین از دستگاه مجری قانون، انتظار میرود که برای بازداشت این مولوی تندرو و ضد نظام هرچه فوری داخل اقدام شود و با مجازات او از تضعیف ارتش و پولیس، جنگ مذهبی و خشونت علیه خبرنگاران پیشگیری کند. هرگاه در برابر این دست از مولویها با مماشات و اغماض رفتار شود، تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و وحدت ملی در کشور به مخاطره خواهد افتاد.
مولوی مجیبالرحمن انصاری هیچگونه برتری نسبت به هیچ شهروند دیگر کشور ندارد. مسجد گازرگاه هرات نباید به منبری برای سوءاستفاده او از دین و اصل آزادی بیان و مکانی برای توطیه در برابر نظام تبدیل شود. او میتواند از کاستیها و سستیهای نظام انتقاد کند؛ اما به حکم قانون اجازه تحریک مردم به خشونت و تبعیض و ترغیب آنها به جنگ در برابر نظام را ندارد. این کار نوعی اقدام در برابر امنیت داخلی و حاکمیت ملی است؛ اقدامی که در کود جزا، جرمانگاری شده است و فاعل آن باید مورد تعقیب عدلی و قضایی واقع شود.
تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور گواه آن است که عناصر، جریانها و قدرتهای ماجراجو و نفعطلب همواره توانستهاند که از جهل جامعه و خرافات مذهبی، بهخوبی به سود خود بهرهبرداری کنند. از ملای لنگ بهنام مستعار ملاعبدالله، کارمند سازمان استخبارات انگلستان، تا حضرتهای شوربازار و اینک مولوی انصاری.
برخورد ابزاری و سودجویانه حکومتها از عنصر دین و مذهب (استفاده تاکتیکی به پندار خودشان) برای سرکوب مخالفان و تحکیم پایههای قدرت خویش باعث بهوجودآمدن چنین وضعیتها میشود. این نوع از سیاستگری سبب شده است که حکومتهای به اصطلاح غیرمذهبی و حتا ضدمذهبی نیز از دین و مذهب به مثابه دستآویزی برای مشروعیت خویش در نزد افکار عمومی، و با توجه به شکافهای اجتماعی و مرزبندیهای مذهبی و دینی، خصوصا جامعه بهشدت سنتی و بسته افغانستان، بهعنوان ابزار سرکوبگرانه کار گیرند. در این میان عناصر افراطی و شدیدا متحجر توانستهاند از فرصت پیشآمده به نفع خود استفاده کنند.
مورد مهم دیگری که سبب قوت گرفتن جریانهای افراطی و بهوجود آمدن چنان افرادی شده است، انفعال نهادها و افراد معتدل و اصلاحطلب دینی و مذهبی است. این انفعال موجب شده است که فهم درست دینی مغفول مانده و ذهنیت جامعه معیارهای درست و روشنی را میان آنچه با آموزههای سازنده دینی و مذهبی وجود دارد و آنچه که عناصر افراطی آن را تبلیغ میکنند در دسترس داشته باشد.
بنابراین تا هنگامی که واقعیت جامعه و سیاست، فکر و فرهنگ کشور با چنان چالشها و ضعفهای بنیادین آمیخته باشد، ظهور و بروز عناصری چون مولوی انصاری و جریانهای همانند آن هرگز غیرمترقبه و دور از انتظار نخواهد بود. بلکه در هر فصلی از فصول آفت زده کشور و جامعه، چنین آفتهایی دامنگیر ما خواهد بود.
خبرگزاری بخدی