کمیسیون حقوق بشر در گزارش جدید خود وضعیت حقوق بشری کودکان را در سال روان به بررسی گرفته است که در این گزارش آمده است که از میان ۸۵۰۰ افراد غیرنظامی که در سال روان قربانی خشونت ها شده اند بیش از ۲ هزار تن آن کودکان استند.
یافته های این گزارش نشان می دهد که تلفات کودکان نسبت سال های گذشته در کشور افزایش یافته است.
معلومات این تحقیق از طریق تکمیل فورم نظارت و فورم ثبت قضایا، توسط ناظران ساحوی و سرحدی بخش اطفال کمیسیون به دستآمده است که در آن از وضعیت حقوق بشری ۵۳۱۸ تن از اطفال شامل ۳۸۰۷ (۷۱.۶٪) پسر و ۱۵۰۹ (۲۸.۴٪) دختر در ۲۸ ولایت کشور پرسشنامه تکمیل شده است.
از میان اطفال شامل تحقیق ۱۰۲۴ تن آنان (۱۹.۳٪) بین سنین ۷ تا تکمیل ۱۱ سال و ۴۲۹۴ تن دیگر (۸۰.۷٪) بین سنین ۱۲ تا تکمیل ۱۸ سال بودهاند.
تعداد ۸۳۵ تن از اطفال شامل تحقیق (۱۵.۷٪) از خانوادههای بیجاشده و ۱۹۹۰ تن (۳۷.۴٪) از خانوادههای عودتکننده به وطن بودند. ۲۴۹۳ تن باقیمانده (۴۶.۹٪) از خانوادههایی بودهاند که نه بیجا شده بودند و نه عودتکننده به وطن.
۴۴۵۶ تن (۸۳.۸٪) از اطفال شامل تحقیق در خانه و همراه با خانوادههای خود زندگی میکردند، اما ۸۶۲ تن دیگر (۱۶.۲٪) در پرورشگاهها (۲۶۴ تن شامل ۳۰.۷٪) و مراکز اصلاح و تربیت اطفال (۵۹۸ تن شامل ۶۹.۳٪) به سر میبردند.
اطفال قربانی منازعات مسلحانه
مجموع تلفات افراد ملکی که در سال مالی ۱۳۹۹ در کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به ثبت رسیده است، به ۸۵۰۰ تن میرسند که ۲۰۱۹ تن آنان شامل ۲۳.۸٪ از میان اطفال بوده است. این رقم در سال مالی ۱۳۹۸ (۲۰۱۹ م) که تعداد تلفات افراد ملکی ۱۰۷۷۲ تن به ثبت رسیده بود، ۲۶۹۶ تن شامل ۲۵٪ کل تلفات افراد ملکی بود. بنابراین در سال جاری میزان تلفات اطفال در مقایسه به سال قبل نسبت به کل تلفات ملکی ۱.۲٪ و نسبت به تعداد تلفات اطفال ۲۵.۱٪ کاهش داشته است.
اطفال درگیر در منازعات مسلحانه
بر اساس یافتههای این تحقیق در سال مالی ۱۳۹۹ تعداد ۱۲۶ طفل، درگیر منازعه در صفوف نیروهای مسلح اعم از نیروهای دولتی و گروههای مسلح مخالف دولت بودند که ۲۰ تن آنان (۱۵.۹٪) در صفوف نیروهای دولتی و ۹۶ تن دیگر (۷۶.۲٪) در صفوف نیروهای مسلح غیردولتی شامل گروههایی مسلح مخالف دولت، فعالیت داشتند. ۱۰ تن دیگر (۷.۹٪) از اینکه در صفوف کدامیکی از نیرویهای مسلح دولتی و غیردولتی فعالیت دارند حرفی نگفتهاند.
در سال مالی ۱۳۹۸ تعداد اطفال که در صفوف گروههای مسلح دولتی و غیردولتی فعالیت داشتند به ۹۰ تن میرسید که ۲۸.۵۸٪ کمتر از رقم سال ۱۳۹۹ بوده است.
همچنین این معلومات نشان داده است که افزون بر اطفال درگیر در منازعات، تعداد ۱۳ طفل دیگر بهعنوان کارگر در قطعات نظامی و امنیتی و پوستههای نظامی مخالفان دولت، مصروف کار بودهاند.
اطفال قربانی خشونت
در سال مالی ۱۳۹۹ از میان ۵۳۱۸ طفل شامل تحقیق، ۱۳۹۱ تن (۲۶.۲٪) آنان قربانی خشونت بودهاند، در حالیکه این رقم در سال ۱۳۹۸ خورشیدی 535 تن از میان 5248 طفل شامل تحقیق یعنی ۱۰.۲٪ آنان قربانی خشونت بودهاند. بنابراین در سال ۱۳۹۹ موارد خشونت علیه اطفال ۱۶٪ افزایش یافته است.

از میان ۱۳۹۱ طفلی که قربانی خشونت بودهاند ۹۴۸ تن (۶۸.۲٪) پسر و ۴۴۳ تن (۳۱.۸٪) دیگر دختر بودهاند.
نوع خشونت علیه اطفال
در سال ۱۳۹۹ خورشیدی، ۴۵.۱٪ اطفال شامل تحقیق که در برگرندۀ ۶۲۸ تن میباشد قربانی خشونتهای روانی، ۴۳.۶٪ شامل ۶۰۶ تن قربانی خشونتهای فیزیکی، ۳.۲٪ شامل ۴۴ تن قربانی خشونتهای اقتصادی و ۲.۴٪ شامل ۳۴ تن قربانی خشونتهای جنسی بودهاند. ۵.۷٪ شامل ۷۹ تن از سایر انواع خشونت نامبردهاند که شامل خشونتهای لفظیـروانی، فیزیکی، اقتصادی و جنسی نیست.
انواع خشونتهای جنسی
یافتههای این تحقیق نشان داده است که ۳۴ طفل شامل تحقیق، قربانی خشونتهای جنسی بودهاند، اطفال یادشده در ۱۶ مورد (۴۷.۱٪) قربانی تجاوز جنسی، در ۴ مورد (۱۱.۸٪) قربانی اجبار به فحشا، در ۲ مورد (۵.۹٪) قربانی اجبار به فعل لواط، در ۷ مورد (۲۰.۶٪) قربانی آزارواذیت جنسی، در ۴ مورد (۱۱.۸٪) اجبار به روابط زنوشوهری خلاف خواست خودش و در ۱ مورد (۲.۹٪) قربانی بارداری اجباری بودهاند.
انواع خشونتهای فیزیکی
از میان اطفال قربانی خشونتهای فیزیکی در ۱۱ مورد (۱.۸٪) اطفال به قتل رسیدهاند، به شمول ۳ مورد قتل ناموسی، در ۲ مورد (۰.۳٪) آتش زده شدهاند، همچنین در ۲ مورد (۰.۳٪) اعضای بدن آنان قطع شده است، در ۷ مورد (۱.۲٪) ضربوجرح شدهاند، در ۱ مورد (۰.۲٪) اجبار به استفاده از مواد مخدر شده، در ۳ مورد (۰.۵٪) به کار اجباری کشانده شدهاند و در ۱۱۷ مورد (۱۹.۳٪) لتوکوب شدهاند. در ۴۶۳ مورد (۷۶.۴٪) نوع خشونت فیزیکی معین نشده است.
انواع خشونتهای لفظی و روانی
از مجموع ۶۲۸ طفلی که قربانی خشونتهای لفظی و روانی بودهاند در ۹ مورد (۱.۴٪) اطفال مورد اتهام قرار گرفته، در ۵ مورد (۰.۸٪) به انزوای اجباری کشانده شده، در ۲ مورد (۰.۳٪) به خاطر نداشتن طفل توهین شده، در ۱۲ مورد (۱.۹٪) تهدید به طلاق و اخراج از منزل شده، در ۵ مورد (۰.۸٪) تهدید به قتل شده و ۷۴ مورد (۱۱.۸٪) دشنام تحقیر و تخویف شدهاند. در ۵۲۱ مورد (۸۳٪) اطفال قربانی خشونتهای لفظی و روانی، نوع خشونت را معین نکردهاند.
انواع خشونتهای اقتصادی
از این میان ۴۴ طفلی قربانی خشونتهای اقتصادی، در ۳۶ مورد (۸۱.۸٪) از حق نفقه خود محروم شده، (این اطفال دخترانی بودهاند که ازدواج کرده بودند) در ۵ مورد (۱۱.۴٪) از حق دریافت مهریه خود محروم گردیدند، (این اطفال نیز دخترانی بودهاند که ازدواج کرده بودند) در ۲ مورد (۴.۵٪) از حق تصرف در اموال شخصی و در ۱ مورد (۲.۳٪) از حق تصرف در ارث، محروم شدهاند.
سایر انواع خشونت
در بخش سایر انواع خشونت علیه اطفال، از خشونتهای یادشده که جزء خشونتهای روانی، فیزیکی، اقتصادی و جنسی نبودهاند. این خشونتها شامل ۱ مورد (۱.۳٪) بد دادن، ۲ مورد (۲.۵٪) خریدوفروش زن به بهانه ازدواج، ۱۶ مورد (۲۰.۳٪) منع آزادانۀ انتخاب همسر، ۳۳ مورد (۴۱.۸٪) نامزدی اجباری، ۶ مورد (۷.۶٪) نفی قرابت، ۱۱ مورد (۱۳.۹٪) منع دیدوبازدید اقارب، ۲ مورد (۲.۵٪) چندهمسری، ۲ مورد (۲.۵٪) منع دسترسی به خدمات صحی، ۶ مورد (۷.۶٪) منع دسترسی به تعلیم و تربیت میشود.
عاملان خشونت علیه اطفال
از میان ۱۳۹۱ طفل که مورد خشونت قرارگرفتهاند ۵۱۱ تن (۳۶.۷٪) آنان از افراد وابسته به پولیس ۲۴۱ تن (۱۷.۳٪) از اعضای خانواده خود، ۱۱۱ تن (۸٪) از صاحبکار خود و ۸۱ تن (۵.۸٪) از معلم خود، ۵۵ تن (۴٪) از دیگر اطفال و ۳۹۲ تن دیگر (۲۸.۲٪) از سایر افراد بهعنوان عامل خشونت علیه خودش نام بردهاند.
اطفال محروم از هویت
معلومات کمیسیون نشان میدهند که از میان ۵۳۱۸ طفل شامل تحقیق، ۲۸۷۴ تن آنان (۵۴.۸٪) تأیید کردهاند که تذکره داشته و ۲۳۶۷ تن آنان (۴۵.۲٪) گفتهاند که تذکره ندارند. ۱۷ تن باقیمانده (۰.۳٪) در این زمینه معلومات ندادهاند.
اطفالی که نمیتوانند تذکره بگیرند
از میان کسانی که تأیید کردهاند تذکره تابعیت ندارند ۶۷ تن آنان (۳٪) که در پرورشگاهها زندگی میکردند، اظهار داشتهاند که به دلیل روشن نبودن هویت والدینشان، نمیتوانند تذکره دریافت کنند و عملاً از دسترسی به این حق محروماند.
چالشهای حقوق بشری اطفال در مراکز اصلاح و تربیت

یافتههای نظارت کمیسیون از وضعیت حقوق بشری اطفال تحت حجز در مراکز اصلاح و تربیت، نشان داده است که از میان ۵۹۸ طفل ۱۱۲ تن آنان (۱۸.۷٪) ادعای شکنجه و بدرفتاری علیه خودش را در دورۀ توقیف کردهاند، همچنین ۲۰۰ تن (۳۳٪) گفتهاند که بیشتر از مدت معینه در توقیف به سر بردهاند، ۲۸۶ تن از اطفال تحت حجز از موارد نقض حقوق بشریشان سخنی نگفتهاند.
میزان بدرفتاری یا ادعای شکنجه اطفال در سال جاری نسبت به سال ۱۳۹۸ که در آن ۱۰۱ تن از میان ۵۹۱ طفل شامل ۱۷.۱٪ مدعی بدرفتاری و شکنجه از سوی مسئولان شده بودند، ۱.۶٪ افزایش داشته است.
چالشهای دسترسی اطفال به تعلیم و تربیت
از میان ۵۳۱۸ تن از اطفالی شامل تحقیق سن ۴ تن آنان زیر ۷ سال و ۳ تن دیگر نامعلوم ثبت شده است. این یعنی ۵۳۱۱ تن آنان شامل ۹۹.۹٪ بالای ۷ سال و واجد شرایط رفتن به مکتب بودهاند. در حالیکه از این میان تنها ۱۹۶۲ تن شامل ۳۶.۹٪ آنان تأیید کردهاند که به مکتب میروند؛ و ۳۰۳۹ تن شامل ۵۷.۲٪ گفتهاند که به مکتب نمیروند. ۳۱۰ تن دیگر شامل ۵.۸٪ اطفال واجد شرایط رفتن به مکتب به این پرسش پاسخ نداده و مشخص نشدهاند که به مکتب میروند یا خیر.
یافتههای کمیسیون در سال گذشته نشان داده بود که از میان ۵۲۴۸ طفل شامل تحقیق که واجد شرایط رفتن به مکتب بودند، ۲۶۶۱ تن آنان شامل ۵۰.۷٪ به مکتب نمیرفتند؛ بنابراین در سال مالی ۱۳۹۹ رقم اطفال دارای شرایط که از رفتن به مکتب محروم گردیدهاند نسبت به سال قبل ۶.۵٪ افزایشیافته است.
دلایل و علل نرفتن به مکتب
۱۴۵ تن شامل ۴.۸٪ کسانی که به مکتب نمیرفتند گفتهاند که دلیل نرفتن آنان به مکتب این است که جامعه نسبت به مکتب دیدگاه منفی دارند. ۲۵۱ تن (۸.۳٪) از نبود امنیت لازم، ۱۶۳۳ تن (۵۳.۷٪) از مصروفیتشان به کار، ۷۳ تن (۲.۴٪) از دوری راه مکتب، ۳۱ تن (۱٪) از بسته بودن یا نبودن مکتب، ۷۴۵ تن (۲۴.۵٪) از مشکلات مالی و اقتصادی خانوادههای خود، ۱۴۷ تن (۴.۸٪) از اجازه ندادن خانوادههای خود، ۱۴ تن (۰.۵٪) از نبود تسهیلات موردنیاز در مکاتب بهعنوان دلایل یا علل نرفتن خود به مکتب یاد کردهاند.
درخور یادآوری است که در سال ۱۳۹۹ شیوع بیماری کوید ۱۹ سبب شد که مکاتب سراسر کشور در ۵ ماه اول سال تعطیل شده و تمامی شاگردان مکاتب از رفتن به مکتب باز بمانند.
چالشهای دسترسی اطفال بهحق صحت
یافتههای این تحقیق نشان داده است که در سال مالیی ۱۳۹۹ از میان ۵۳۱۸ طفل شامل تحقیق، ۳۷۳۴ تن (۷۰.۲٪) گفتهاند که وقتی مریض میشوند به داکتر در کلینیک یا شفاخانه مراجعه میکنند؛ اما ۱۵۸۴ تن (۲۹.۸٪) گفتهاند که در هنگام مریضی به داکتر در کلینیک یا شفاخانه مراجعه نمیکنند. گفتنی است در سال گذشته (۱۳۹۸) این رقم 3697 تن شامل ۷۰.۴٪ از اطفال شامل تحقیق (۵۲۴۸ تن) بوده است. بنابراین در سال ۱۳۹۹ میزان اطفال که در هنگام مریضی به داکتر در کلینیک یا شفاخانه مراجعه میکنند، ۰.۲٪ کاهش یافته است.
اطفالی که تأیید کردهاند در هنگام مریضی به داکتر در شفاخانه یا کلینیک مراجعه نمیکنند، جاهای دیگری را مانند دواخانه، (۳۲۹ تن ۶.۲٪) کارکنان صحی (۱۲۸ تن ۲.۴٪) حکیم یا طبیب (۳۰۲ تن ۵.۷٪) و ملا (۳۶ تن ۰.۷٪) را بهعنوان آدرسهایی که در هنگام مریضی برای تداوی به آنان مراجعه میکنند، یاد کردهاند. همچنین ۷۹ تن (۱.۵٪) آنان گفتهاند که وقتی مریض میشوند به هیچ جایی مراجعه نمیکنند و ۷۱۰ تن دیگر (۱۳.۴٪) به این پرسش پاسخ ندادهاند.
دلایل و علل مراجعه نکردن اطفال به کلینیک یا شفاخانه در هنگام مریضی
از میان اطفالی که در هنگام بیماری به داکتر در کلینیک یا شفاخانه مراجعه نمیکنند، ۱۵۰ تن شامل ۲۲٪ از دوری راه، ۱۶۶ تن (۲۴.۴٪) از نبود دوا در کلینیکها و شفاخانهها، ۱۳۵ تن (۱۹.۸٪) از گران بودن فیس داکتر، ۹۹ تن (۱۴.۵٪) از ناتوانی پرداخت کرایه موتر تا معاینهخانه داکتر یا شفاخانه و کلینیک، ۸۳ تن (۱۲.۲٪) از پایین بودن کیفیت خدمات و بیاعتمادی به داکتر، ۲۲ تن (۳.۲٪) از نبود داکتر زن در کلینیکها یا شفاخانهها، ۱۰ تن (۱.۵٪) از اجازه ندادن فامیل برای مراجعه، ۴ تن از برخورد تبعیضآمیز داکتر یا کارمندان شفاخانهها و کلینیکها بهعنوان دلایل یا علل مراجعه نکردن خود به داکتر در شفاخانه یا کلینیک نام بردهاند. ۹۱۵ تن (۵۷.۸٪) از دلیل خاصی در این زمینه یاد نکردهاند.
اطفال کارگر
بر اساس یافتههای این تحقیق از میان ۵۳۱۸ طفل شامل تحقیق ۳۱۷۵ تن (۵۹.۷٪) تأیید کردهاند که کار میکنند. ۱۷۵۶ تن دیگر شامل ۳۳٪ گفتهاند که کار نمیکنند و ۳۸۷ تن دیگر (۷.۳٪) به این پرسش پاسخ ندادهاند.
در سال قبل (۱۳۹۸) تعداد اطفال کارگر 2582 تن از میان ۵۲۴۸ طفل شامل ۴۹.۲٪ گزارش شده بود که ۱۰.۵٪ کمتر از سال جاری بودهاند.
نوع کار اطفال
بر اساس یافتههای این تحقیق، اطفال کارگر در کارهای مختلفی به شرح زیر مصروف بودهاند:
جمعآوری زباله ۳۱۵ تن شامل۹.۹٪، حمالی ۳۱۴ تن شامل ۹.۹٪، دستفروشی ۲۴۹ تن شامل ۷.۸٪، خشتپزی ۲۲۲ تن شامل ۷٪، کارگری در کارهای ساختمانی ۱۸۸ تن شامل ۵.۹٪، خیاطی و قالینبافی ۱۵۰ تن شامل ۴.۷٪، موترشویی ۱۴۹ تن شامل۴.۷٪، کار در خانهها بهعنوان خدمه خانگی ۱۴۴ تن شامل ۴.۵٪، کار در رستورانتها یا هتلها ۱۴۹ تن شامل ۴.۷٪، کار در کارخانههای صنعتی ۸۰ تن شامل ۲.۵٪، گدایی ۶۰ تن شامل ۱.۹٪، دهقانی ۸۶ تن شامل ۲.۷٪، کار در حمام ۳۴ تن شامل ۱.۱٪، کار در مزارع خشخاش ۲۶ تن شامل ۰.۸٪، کار در نهادها و گروههای نظامی و امنیتی بهعنوان کارگر نه عسکر ۱۳ تن شامل ۰.۴٪، مالداری و چوپانی ۲۲ تن شامل ۰.۷٪، رنگ کردن بوت ۴ تن شامل ۰.۱٪، آب فروشی ۳ تن شامل ۰.۱٪، کار در مستری خانه ۱ تن شامل ۰.۱٪.
۹۶۴ تن باقیمانده (۳۰.۴٪) نوع کارشان را مشخص نکردهاند.
خبرگزاری بخدی