یک ماه پیش بود که ورزشگاه شهید مزاری در بامیان که از بودجه شهرداری این ولایت با چمن مصنوعی فرش شده است، با سر و صدا، هیاهو و رقص و پایکوبی افتتاح و بهبهرهبرداری رسید. مقامات دولتی در محفلی که بدینمناسبت تدارک دیده شده بود، هرکدام شانه بالا داده و با گردنی کشیدهترازهمیشه گلو پر میکردند و آن را دستاوردی بزرگ و بینظیری برای خود که دیگران طی سالیان درازی از دستیابی بهآن عاجز بودهاند، میخواندند. لافوگزاف آن زمان این مقامات در حمایت از ورزش و ورزشکاران در بامیان اما مانند سایر وعده و وعیدها و نویدهای فریبنده و دروغینشان بهزودی رنگ باخت و برعکس ثابت گردید.
جوانان این ولایت که پس از سبزسازی ورزشگاه شهید مزاری از خوشحالی در پوست نمیگنجیدند و با شور، ذوق و شوق فراوان و وصفناشدنی در شبکههای اجتماعی و هر محفل و مجلسی به تقدیر و تمجید از حکومتیان و سپاسگزاری از آنان میپرداختند، فقط توانستند یکبار آنهم در مراسم افتتاح این ورزشگاه، بازی در میدان سبز نهچندان معیاری را تجربه کنند. آنان که قرنها را در محرومیت بهسر کرده و طعم تلخ و زهرگونه آنرا با تمام وجود و تا مغز استخوان حس کرده اند، آنقدر شوربختند که قبل از فراغت از توصیف و قهرمانسازی از مقامات حکومتی، دروازه این ورزشگاه را بروی خود بسته یافته و بار دیگر به میدانهای خاکی و بهمراتب غیرمعیاریتر بازگشتند. زیرا حکومت در تلاش برای تجاریسازی ورزشگاه شهید مزاری و ایجاد منبع درآمد دیگری از آن برای خود، چندین هفته است که این ورزشگاه را مسدود کرده و پول زیادی را در بدل برگزاری مسابقات و تمرینات ورزشی در آن از ورزشکاران تیرهروزی که به هزار و یک نانی برای خوردن مییابند، مطالبه میکند.
حال و با توجه به وضعیت نامناسب ورزشکاران در بامیان، چند نکته در ارتباط به این موضوع قابل ذکر است که میطلبد تا از سوی حکومتی که بهدلیل سبزسازی ورزشگاه شهید مزاری برمردم منت میگذارد و آنان را مدیون کار نکرده خود میداند، مورد توجه قرار گیرد:
یکم؛ ورزشگاه شهید مزاری نه از بودجه جیرهبندی شده و ناچیز دولت برای بامیان و نه خیرات جامعه جهانی برای افغانستان بلکه با پول مالیاتی که حکومت در بدل هیچ و بهناحق، از شهروندان بیبضاعت و فقیر این ولایت جمعآوری کرده، ساخته شده است. بدین دلیل حکومت را هیچ حقی برای تملکجویی سودجویانه بر این میدان ورزشی نیست. این حق برای حکومت محفوظ است که تدابیر لازم برای حفاظت از این ورزشگاه را اتخاذ کند اما این بدینمعنی نیست که دروازه آن را بروی همه ببندد و برای استفاده از چیزی که مالک اصلی آن مردم هستند، از آنان پول بخواهد.
دوم؛ حکومت محلی و در راس آن آقای زهیر، والی بامیان که همواره داد از تلاش بیوقفه برای فراهمسازی امکانات و تسهیلات برای ورزشکاران زده و میزند، با بستن دروازه ورزشگاه شهید مزاری، آنان را بار دیگر از تنها میدانی که برغم غیرمعیاری بودن، در آن به تمرین و مسابقه میپرداختند محروم کرده است. آنان با وجودیکه پیش از این نیز بدلیل ورزش در مکانهای نامناسب صدمات بسیاری دیده و دستوپا شکسته به تمرینات خود ادامه دادهاند، اینک پیشتر و بیشتر از گذشته در معرض آسیبهای جدی قرار گرفتهاند و مجبورند تاوان قانونپذیریشان را بپردازند.
سوم؛ با آنکه سبزسازی ورزشگاه شهید مزاری، امیدواریهایی که اینک کاذب بودناش برای همه هویدا و آشکار شده است را در زمینه رشد ورزش در بامیان ایجاد کرده بود اما ظاهرا این روند پس از این بهدلیل زیادهطلبی حکومتداران در جهت معکوس حرکت خواهد کرد، چرا که ورزشکاران بامیان در حال حاضر بههیچیک از مکانهای ورزشی این ولایت؛ ورزشگاه شهید مزاری و جمنازیوم روحالله نیکپا دسترسی ندارند. پرواضح است که این امر باعث دلسردی و فاصلهگیری ورزشکاران از ورزش شده و با از بین بردن زمینه تفریح سالم برای نسل جوان، آنان را بسوی کارها و اعمال دیگری که اعتیاد به مواد مخدر و بزهکاری اجتماعی از کوچکترین نمونههای آنست، سوق خواهد داد.

بنابراین، چنانچه ادعاها و شعارسراییهای حکومت محلی بامیان در زمینه حمایت از ورزش و ورزشکاران، آنگونه که رئیس جمهور گفته بود بیشتر از ”بادی“ که از دهان میبرآید نیست و تعهد و ارادهای برای عملیسازی آن وجود دارد، اختیاراداران حکومتی باید با رفع مشکلاتی که خود برای آنان خلق کردهاند، آنچه مدعیاند را در عمل به اثبات رسانند. از جانب دیگر و در صورت تداوم بیتفاوتی حکومت نسبت به این وضعیت، نسل بیدار جوان که دیگر به قد و قیافه و سخنان پر زرق و برق فریب نخواهد خورد، باید هماهنگتر به جنبوجوش افتاده و بهجای کفزنی برای مقامات حکومتی و ملاحظهکاریهای بیمورد و بیدلیل، حرکتهای منسجمی را برای اعمال فشار مضاعف بر حکومت برای برطرفسازی این مشکلات وارد آورد، چرا که در غیر آن محکوم به سرنوشت سیاهی خواهند بود که برخیها برای آن نقشه کشیدهاند.
خبرگزاری بخدی