اعلامیهی طالبان مبنی بر عدم اشتراک این گروه در مذاکرات صلح که قرار بود در هفته اول ماه مارچ آغاز شود بار دیگر روند پروسهی صلح را به بنبست کشاند.
گرچه سخنگوی وزارت خارجه اعلامیه طالبان را یک حرکت تکتیکی خواند اما تاکید طالبان به پیش شرط های قبلی شان برای مذاکره که بهانه ی جز برای تداوم جنگ و خشونت در افغانستان نیست و هیچ کمکی به صلح کرده نمیتواند نشان میدهد که این گروه باز هم آمادگی به مذاکره ندارند و میخواهند که به جنگ علیه دولت افغانستان ادامه دهند.
عدم اشتراک طالبان در مذاکرات نه تنها که تلاش های دولت وحدت ملی را برای آوردن طالبان به سر میز مذاکره ناکام ساخت، بلکه زنگ خطریست برای تشدید جنگ ها در بهار آینده.
اینکه پروسه صلح به کجا خواهد رسید و دولت وحدت ملی آنرا چه گونه دنبال خواهد کرد موضوعیست که تحولات بعدی به آن وضاحت خواهد داد.
اما سوالیکه بعد از آن همه تجارب در ارتباط به موضوع مذاکره و صلح با طالبان مطرح میگردد اینست که چرا طالبان به مذاکره حاضر نمیشوند و جنگ را نسبت به صلح ترجیح میدهند مسلهی است که باید مورد تحلیل وارزیابی قرار بگیرد.
ارزیابی این مسله به دولت وحدت ملی و کشور های که در قضیه افغانستان ذید دخل هستند کمک خواهد کرد تا راه های بهتر و موثری را جهت متقاعد ساختن طالبان به مذاکره در پیش بگیرند.
آنچه که مسلم است مدارا و تضرع به طالبان توام با دادن امتیازات به طالبان نه این گروه را ترغیب و تشویق به مذاکره نمود و نه موفق به جلب همکاری صادقانه پاکستان در امر مبارزه با دهشت افکنی گردید.
برعکس آن طوریکه شاهد هستیم این سیاست زمینه های نفوذ و گسترش طالبان را در کشور بیشتر فراهم نمود و به پاکستان فرصت داد تا باسیاست های دوگانه به حمایت خود از طالبان ادامه دهد.
سیاست مداران با دادن امتیازات به طالبان بر مبنای تعریف و دیدگاه است که رهبران دولت وحدت ملی از این گروه دارند.
اگرطالبان از نظر آقای حامد کرزی ریس جمهور پیشین افغانستان برادران مردم افغانستان و یا از دیدگاه آقای اشرف غنی مخالفین سیاسی میبودند درآن صورت گروه طالبان به برادران خود ظلم نمیکردند و برای تداوم جنگ و خشونت بهانه نمی آوردند و اختلافات شانرا با دولت ازطریقه های مشروع حل میکردند.
گروه که خواهان مذاکره به صلح باشد به بهانه های مانند آوردن تعدیل در قانون اساسی افغانستان مرتکب جنایت نمیشود و به عزت و ناموس افغان تجاوز نمیکند.
طالبان با اعمال غیر مشروع شان ثابت کردند که دوست ویا برادر مردم افغانستان نیستند بلکه دشمن مردم هستند و با ارتکاب ده ها نوع جنایت ثابت کردند که گروه طالبان یک گروه تروریست، متحجر و مزدور به بیگانه ها است که به دستور و هدایت استخبارات منطقه، قاچاقبران و تروریزم بین المللی ماموریت خاصی را که هدف آن نا امنی و بی ثبات ساختن افغانستان است دنبال میکنند و ازین طریق منافع سیاسی و مادی بدست می آودند منافعی که نمیخواهند به قیمت صلح آنرا به آسانی از دست بدهند.
روابط تنگا تنگ این گروه با آی اس آی و تروریزم بین المللی صلاحیت و اختیار هر نوع تصمیم گیری را در ارتباط به قضیه صلح ازین گروه سلب کرده است.
سلب صلاحیت طالبان از جانب آی اس آی مبنی بر تصمیم گیری در مورد صلح با دولت یکی از موارد بسیار عمداست که طالبان را مانع پیوستن به صلح میشود.
طالبان فکر می کنند که با تداوم جنگ و خشونت حکومت وحدت ملی را سرنگون کند
مورد دیگره که طالبان را به تداوم جنگ و خشونت تشویق و ترغیب میکند برتری نظامی این گروه در سحنه های جنگ است.
طالبان فکر میکنند که ابتکار را در صحنه های جنگ از دست سکتورهای امنیتی افغانستان گرفته اند و با تداوم جنگ میتوانند دولت وحدت ملی را سرنگون نموده امارت طالبانی را در کابل دوباره مستقر سازند.
دلیل دیگری که گروه طالبان را از پیوستن به صلح مانع میشوند کشت و قاچاق مواد مخدره است.
گروه طالبان سالانه میلیونها دالر ازین درک پول بدست می آورند که قسمت زیاد آنرا به فعالیت های نظامی و سیاسی شان به مصرف میرسانند.
عواید مواد مخدر نه تنها برای طالبان انگیزه برای نه پیوستن به صلح به شمار میاید بلکه آن اشخاص و حلقاتی که در تجارت مواد مخدر با طالبان شریک و همکار هستند نیز نمیخواهند که طالبان به مذاکره حاضر شوند، زیرا صلح واقعی و پایدار به کشت و قاچاق مواد مخدر خاتمه میدهد و شرکا از پول عواید سرشار آن محروم میشوند.
روابط با تروریزم بین المللی و استفاده از امکانات مادی و معنوی آن جهت پیش برد عملیات های هراس افگنی عامل دیگری است که طالبان را از پیوستن به صلح مانع میشود.

شبکه القاعده، گروه داعش و احزاب بنیاد گرای پاکستان که در تشکیل تروریزم بین المللی نقش فعال و اساسی را بازی میکنند از منابع مهمی به شمار می ایند که طالبان را هم از نقطه نظر پولی و هم از نقطه نظر تفکر افراطی تقویت میکنند.
آنچه که بیشتر از هر عامل دیگری گروه طالبان را از مذاکره وصلح با دولت باز میدارد آینده این گروه است، طالبان خوب میدانند که اگر تفنگ را به زمین بگذارند و از جنگ و خشونت دست بردارند دیگر در صحنه سیاسی افغانستان منحیث گروه که دارای تفکر افراطی است موجودیت نخواهد داشت.
زیرا افراط گرایی در تاریخ وفرهنگ مردم افغانستان ریشه ندارد و مردم افغانستان آنرا حمایت نخواهد کرد.
به همین دلیل گروه طالبان تمامی چیزی خود را در صحنه سیاسی افغانستان در تداوم جنگ و خشونت میبینند نه در صلح پایدار.
با توجه به دلایلی که ذکر گردید و با در نظر داشت اینکه گروه طالبان وابسته به کمک استخبارات منطقه و تروریزم بین المللی است بنا بعید به نظر میرسد که این گروه بتواند از حامیان شان قطع روابط کنند و از منافع مادی و سیاسی که از این روابط به دست می آورند صرف نظر کنند، مگر اینکه طالبان وادار به مذاکره شوند.
یگانه عاملی که طالبان را میتوان مجبور به مذاکره نمود آوردن فشار نظامی بالای این گروه است.
فعالیت های سیاسی به هدف جلب همکاری کشور های منطقه در مهار ساختن تروریزم میتواند بخشی از استراتیژی مبارزه علیه تروریزم به شمار آید که باید دستگاه دیپلوماسی دولت وحدت ملی درین راستا فعال شود.
اما نباید فراموش کرد که فعالیت های سیاسی به هدف آوردن فشار لازم بالای حامیان طالبان در صورتی میتواند موثر ثابت شود که با عملیات های نظامی هم آهنگ گردد.
اگر دولت وحدت ملی پلان نظامی برای پاک سازی طالبان از مناطقی که این گروه در یک سال اخیر تصرف کردند میداشت وقوت های نظامی دولت وحدت ملی موفق به گرفتن دوباره مناطق از دست رفته میشدند بدون تردید طالبان اعلامیهی صادر نمیکردند و برای مذاکره با دولت آمادگی نشان میدادند و پاکستان هم نمیتوانست با سیاست های دوگانه دولت افغانستان را فریب دهد.
مشکل اینست که فعالیت های سیاسی با عملیات های نظامی هم آهنگی ندارند و به همین سبب رفت و آمد های رهبران دولت وحدت ملی به اسلام آباد هیچ دست آوردی برای جلب همکاری صادقانه پاکستان ندارد و حکومت پاکستان با استفاده از این ضعف دولت افغانستان زیر نام مذاکره و صلح سیاست های دوگانه اش را موفقانه پیش میبرد.
انتشار خبر مرگ ملا عمر در روزی که هیات دولت افغانستان جهت مذاکرات با طالبان عازم اسلام آباد بودند بیان واضیح از سیاست های دوگانه پاکستان به شمار می آید که باید رهبران دولت وحدت ملی از آن به بعد به وعده های مقامات پاکستانی اعتماد نمی کردند و فرصت های را که باید طالبان با تشدید عملیات های نظامی مجبور به مذاکر ساخته می شدند از دست نمی دادند.