وزارت احیا و انکشاف دهات یکی از وزارت های مهم در بخش توسعه و بازسازی در چهارده سال گذشته در افغانستان بوده، این وزارت اخیرا طرح برنامه ملی اشتغال زایی را نیز راه اندازی کرده است که در نوع خود در افغانستان کم سابقه خوانده شده است.
هر چند افق دیدگاه وزارت احیا و انکشاف دهات در بخش توسعه و اشتغال زایی آنطوریکه مقامات این وزارت گفته اند، روشن و عملی است، ولی افزایش ناآرامی و ادامه جنگ در افغانستان چالش ها و سوال های زیادی را فرا روی برنامه های این وزارت ایجاد کرده است.
رجب احمدی، خبرنگار خبرگزاری بخدی با اکبر رستمی، سخنگوی وزارت احیا و انکشاف دهات گفتگو کرده و نخست از او پرسید که رییس جمهوری اخیرا برنامه ملی اشتغال زایی برای صلح را که از سوی وزارت احیا و انکشاف دهات اجرا می شود، اعلام کرد، طوریکه نام این برنامه به صلح گره خورده و با گسترش ناآرامی در افغانستان به ویژه نگرانی از شدت گرفتن جنگ در سال آینده، فکر نمی کنید که این برنامه همانند پروسه صلح افغانستان طولانی و حتی منجر به شکست شود؟
سلام خدمت شما، تشکر از تشریف آوری شما برای انجام مصاحبه، در قدم نخست باید وضاحت داده شود که برنامه ملی کاریابی برای صلح که دو ماه پیش توسط رییس صاحب جمهور اعلام شد، تنها مربوط وزارت احیا و انکشاف دهات نمیشود. برنامه ملی کاریابی برای صلح حکومت وحدت ملی در حقیقت روی چند محور اساسی از جمله ساخت، بازسازی و نوسازی سرکها در روستاها، پاک کاری شهرها، تقویت و بهبود زراعت و مالداری، ساخت بندهای برق، ساخت منازل مسکونی و برخی موارد دیگر را شامل است.
یکی از این محورها که ساخت و بازسازی سرکهای دهاتی است، مربوط وزارت احیا و انکشاف دهات میشود. براساس برنامه ملی کاریابی حکومت وزارتخانههای سکتوری مکلف هستند که نظر به پروژه و ساحه کاری خود، زمینههای کاریابی کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت را برای مردم فراهم سازند. به همین سبب وزارت احیا و انکشاف دهات یک برنامه تازه را تحت نام «پروژه حفظ، مراقبت و کاریابی» را زیر چتر برنامه ملی کاریابی برای صلح طرح و کار عملی آن را دو ماه پیش آغاز کرده است.

پروژه کاریابی وزارت احیا و انکشاف دهات هرگز منجر به شکست نمیشود، چون در هر حال حاضر کشورهای کمک کننده و جامعه جهانی تعهد کردهاند که این برنامه را کمک مالی میکنند. در صورتی موجودیت امکانات مالی نه تنها پروژه کاریابی شکست نمیخورد، بلکه پیشرفتهای قابل ملاحظهای نیز در آن رونما میشود.
باید برای شما بگویم که پروژه کاریابی وزارت احیا و انکشاف دهات از طریق شوراهای انکشافی قریهها تطبیق میشود و مالک این پروژه خود مردم هستند.
این پروژه در مراحل مختلف تطبیق میشود. در مرحله اول پروژه های انکشافی ۳۷۳۴ قریه، در ۴۶ ولسوالی مربوط ولایتهای بغلان، قندوز، بلخ، جوزجان، فاریاب، خوست، قندهار، هرات، فراه، ننگرهار، کنرها و لغمان مورد حفظ و مراقبت قرار میگیرند. هدف اساسی این پروژه در کنار بازسازی و نوسازی از پروژهها، ایجاد زمینههای اشتغال در دهات است.
طی چهارده سال گذشته، هزاران پروژه انکشافی در دهات کشور تطبیق شده؛ اما یکی از چالشهای اساسی عدم حفظ و مراقبت از پروژه ها بوده است. شاید یکی از دلایل آن نبود امکانات مالی و عدم اراده در رهبری وزارت بوده باشد؛ اما خوشبختانه با تطبیق برنامه کاریابی هزاران پروژه ای که تخریب شده دوباره بازسازی و مورد استفاده مجدد قرار میگیرد.
باید بگویم که هزینه مرحله اول پروژه کاریابی در ۱۲ ولایت بیش از دو میلیارد افغانی است که از سوی بانک جهانی پرداخت میشود که با تکمیل آن برای بیش از ۲۳۵ هزار از هموطنان در ۳۷۳۴ قریه زمینههای کاریابی کوتاه مدت فراهم میشود. البته براساس برنامه ملی کاریابی، ایجاد کارهای کوتاه مدت با استفاده از تطبیق پروژه در دهات مربوط وزارت احیا و انکشاف دهات است.
اگر یک دید مثبت در برابر این برنامه داشته باشیم، می خواستم بپرسم که در طول سالیان سال و به ویژه در ۱۴ سال گذشته سطح زندگی روستاها در افغانستان از هر نگاه اصلا قابل مقایسه با شهرها نبوده، چگونه ممکن است که وزارت شما در یک سطح و بیلانس رضایت بخش، برای روستا نشینان و شهر نشینان کار پیدا کند.؟
بلی در این بخش با شما موافقم، متاسفانه طی چهارده سال گذشته مردم از دهات به شهرها رجوع کردهاند. در عین حال، متاسفانه قسمی که شما سوال کردین، توازن و بیلانس در پروژههای انکشافی در ولایتها در نظر گرفته نشده است. من میخواهم بگویم که در کل حدود ۴۰ هزار روستا در ۳۴ ولایت کشور وجود دارد، اما وزارت احیا و انکشاف دهات از طریق برنامه های ملی خود به خصوص برنامه همبستگی ملی طی چند سال گذشته توانسته که حدود ۳۵ هزار قریه را مورد پوشش انکشافی قرار دهد.
اکثریت جمعیت کشور در دهات زندگی دارند و بیشترین ساحات کشور را نیز دهات تشکیل میدهد؛ بناء تقاضا بسیار بالا ولی متاسفانه امکانات محدود است. اکنون تمرکز بیشتر بالای پروژههای انکشافی در دهات صورت میگیرد، چون هیچ کشوری به پیشرفت و ترقی نایل نمیشود مگر اینکه در گام نخست بالای دهات سرمایه گذاری شود.
نقطه قوت ما به خصوص برای تقویت اقتصاد زراعتی دهات است. به همین سبب یکی از محورهای اساسی برنامه ملی کاریابی برای روستاییان عزیز اختصاص داده شده و خوشبختانه روی این محور کار نیز آغاز شده است. اما عدم توازن و عدالت اجتماعی در پروژه های انکشافی یکی از چالشهای اساسی فراه راه وزارت بوده است.
رهبری جدید وزارت طی چند ماه گذشته تلاش کرده که در برابر ولایت های کم تر توسعه یافته از تعصب مثبت استفاده کند که خوشبختانه تاحدی در این راستا نیز موفق بوده است. مثلا طی چند سال گذشته، در ولایتهای پکتیکا، دایکندی، غور، نورستان، میدان وردک، لوگر، فراه، بادغیس، ارزگان، زابل، غزنی، بامیان و کنر کمتر پروژههای توسعه ای تطبیق شده است و میزان سرمایه گذاری برای هر دهاتی در این ولایت ها نیز کم بوده است. اما خوشبختانه در سال جاری در برخی از ولایت های یادشده توجه بیشتر شده و تلاش ها جریان دارد که در سال آینده نیز بیشتر بالای ولایت های یادشده تمرکز می شود.

اگر منظور شما تمرکز روی پروژه های وزارت احیا و انکشاف دهات است بیشتر این پروژه ها کوتاه مدت است و اگر سیستم زراعت را در نظر بگیریم، روی پا ایستادن این سیستم برنامه دراز مدت و پول زیاد کار دارد؟
بلی پروژههای وزارت احیا و انکشاف دهات بیشتر خرد و کوچک است و زمینههای کاریابی آن نیز کوتاه مدت است. طبعا برای این که زراعت در کشور میکانیزه و روی پا ایستاد شود به سرمایه گذاری بیشتر نیاز دارد. اما در این مورد وزارت زراعت و مالداری برنامه های خود را دارد.
پروژه های وزارت احیا و انکشاف دهات در حقیقت تقویت کننده زراعت در دهات است. مثلا طی چند سال گذشته بیشترین پروژه های که تطبیق شده در کنار بخش های تهیه آب آشامیدنی صحی، صحت، تعلیم و تربیه، انکشاف محل، ترانسپورت، برق، یک بخش بزرگ از پروژه ها در سکتورهای آبیاری و زراعت بوده است.
اگر یک دید اجمالی به برنامه ملی اشتعال زایی بیندازیم و مساله پروژه های وزارت احیا و انکشاف دهات، بهبود سیستم زارعت و آبیاری، ساخت بندهای آب و برق، طرح خانه سازی در شهرها و موارد مهم دیگر را در این برنامه بررسی کنیم، فکر نمی کنید که این طرح و برنامه و اجرایی شدن آن خیلی ساده لوحانه و خوشبینانه است، زیرا ما در ۱۴ سال گذشته حتی شاهد احداث و راه اندازی یک پروژه زیربنایی نبودیم؟
باز هم تاکید میکنم که براساس برنامه ملی کاریابی حکومت وحدت ملی، وظیفه و مسوولیت وزارت احیا و انکشاف دهات تنها پروژههای انکشافی و ایجاد زمینه های کاریابی کوتاه مدت از طریق ساخت، حفظ و مراقبت پروژهها در دهات است. مساله ساخت بندهای برق و دیگر موارد مربوط به وزارت خانه های سکتوری دیگر میشود.
با مطرح کردن یک سوال دیگر می خواهم این بخش از پرسش هایم را به پایان ببرم، شما در مرحله اول برنامه ملی اشتعال زایی ولایات بغلان، بلخ، فراه، فاریاب، هرات، قندوز، خوست، کنر، قندهار، لغمان، ننگرهار و جوزجان را انتخاب کردید و وزارت احیا و انکشاف دهات دلیل آورده که این ولایات آب و هوای مناسب دارند، مشکل امنیتی نداشته باشند و همچنان سطح بیکاری در روستاهای شان بیشتر باشد، اجازه بدهید که بپرسم که فکر نمی کنید که این جا شما توازن را در نظر نگرفتید، آیا ولایات غزنی، بامیان، دایکندی و حتی ارزگان آب و هوای خوب ندارند و در آنجا بیکاری کم تر است و همچنان این ولایات ناامن تر از قندوز، خوست، کنر و قندهار هستند؟
بلی دقیق فرمودید، بازهم تاکید میکنم که پروژه کاریابی وزارت احیا و انکشاف دهات در مراحل مختلف تطبیق میشود. مثلا در مرحله اول ۱۲ ولایت انتخاب شده که به قول شما غزنی، ارزگان، بامیان و دایکندی و هژده ولایت دیگر نیز شامل نیستند. اما تنها شرایط آب و هوا معیار نیست، موضوع امنیت و میزان نرخ بیکاری نیز مهم است. غزنی، بامیان و دایکندی از جمله ولایت های سرد سیر است و ما نمیتوانیم در زمستان پروژههای خود را تطبیق کنیم. در پروژه کاریابی هیچ ولایت از فهرست به دور نمیماند. در مرحله دوم که قرار است در بهار سال آینده آغاز شود سطح پوشش از ۳۷۳۴ قریه به ۱۵ هزار قریه گسترش پیدا می کند که به این صورت زمینه کاریابی و حفاظت از پروژه ها نیز بیشتر میشود.
در مرحله سوم انشالله به پوشش ملی میرسیم؛ یعنی در سراسر دهات این پروژه ها را تطبیق میکنیم. درست است که سطح بیکاری در ولایت های که شما نام گرفتید بالا است. در پروژه کاریابی توازن و عدالت اجتماعی برای رهبری وزارت یک اصل است و این پروژه ها در همه ولایات تطبیق می شود.
طی چند ماه گذشته کشورهای مختلف از جمله امریکا، المان و بریتانیا وعده کمک مالی به پروژه کاریابی کردند و از نگاه مالی برای آغاز مرحله دوم این پروژه هیچ مشکلی وجود ندارد.
صحبت از توازن شد، ما گزارش های داریم که دولت افغانستان به ویژه وزارت احیا و انکشاف دهات به عدم توازن در تطبیق پروژه ها متهم است، اگر عدالت اجتماعی را در نظر بگیریم پاسخ شما به اعتراض مردم بامیان، دایکندی، ارزگان، نیمروز، نورستان، بدخشان چه است، فکر می کنید که عدالت در باره این مردم در تطبیق پروژه ها عملی شده است؟
وزیر احیا و انکشاف دهات در اکثریت کنفرانسهای خبری خود گفته است که طی چند سال گذشته تا حدی توازن در پروژه های انکشافی مراعات نشده و بارها تاکید کرده که از تعصب مثبت در این مورد استفاده می کند. خوشبختانه در سال جاری این مشکل تا حدی حل شده است. انشالله در بهار سال آینده پروژه کاریابی در ولایتهای دایکندی، بامیان، ارزگان، نورستان و بدخشان نیز آغاز میشود و صدها پروژه در هر ولایت مورد بازسازی و حفظ و مراقبت قرار میگیرد.
آقای رستمی، من می خواهم پرسش شما را در باره این دو تصویر (عکس اول درواز بدخشان و عکس دوم ولایت دایکندی) که اخیرا در شبکه های اجتماعی منتشر شده بدانم که سهم اینها از کمک های جامعه جهانی در ۱۴ سال گذشته چه بوده است؟
بلی این دو تصویر را من هم دیدم. یکی مربوط به ولسوالی سرک حلقه ای ولسوالی دروازهای بدخشان میشود. اول میخواهم که در این مورد به شما یک آمار بدهم که وزارت احیا و انکشاف دهات طی سیزده سال گذشته از مجرای برنامههای ملی خود حدود ۴۲ هزار کیلومتر سرک دهاتی را در سراسر کشور ساخته است. براساس آمارها سراسر افغانستان نیاز به ساخت ۸۶ هزار سرک دهاتی دارد که تاکنون وزارت احیا و انکشاف دهات ۴۸ درصد این سرکها را ساخته است؛ یعنی هنوزهم افغانستان به ۵۲ کیلومتر سرک دهاتی نیاز دارد.

توقع و نیازهای مردم بسیار بالا است، اما متاسفانه امکانات ما محدود است. یکی از مهم ترین سرکها همین سرک حلقوی دروازها است. سرک حلقوی دروازهای بدخشان، یکی از سرکهای مهم کشور است که در مرز بدخشان و تاجکستان در سواحل چپ دریای آمو موقعیت دارد. طی سالیان متمادی متاسفانه یکی از چالشهای اساسی باشندگان هفت ولسوالی بدخشان نبود راههای مواصلاتی بود.
ولسوالیهای اشکاشم، شغنان، میامی، شکی، نسی، دهن کوف و ولسوالی خواهان شامل سرک حلقه ای دروازهای بدخشان است که حدود ۶۴۱ کیلومتر طول دارد. تا سال ۱۳۹۱ تیم بازسازی و پی آرتی موظف در بدخشان بنابر درخواست مردم حدود ۸۰ کیلومتر سرک دروازها را ساخته است که متاسفانه تیم بازسازی ولایتی در بدخشان در اواخر سال ۱۳۹۱ کار ساخت این سرک را متوقف کرد.
حکومت بنابر فوریت و مهم بودن ساخت این سرک حلقه ای، مسوولیت آنرا به برنامه ملی راه سازی روستایی وزارت احیا و انکشاف دهات گذاشت که این وزارت طی سه سال گذشته از ۵۶۱ کیلومتر سرک حدود ۴۶۱ کیلومتر آن را ساخته است و راه های مواصلاتی چندین ولسوالی را به شهر فیض آباد و تعدادی از قریه ها را به مرکز ولسوالی های شان وصل کرده است.
در حال حاضر حدود ۸۲ درصد کار ساخت این سرک ها تکمیل شده و ۱۸ درصد دیگر باقی مانده است که عمدتا در مناطق کوهستانی و مرتفع قرار دارد.
برای ساخت ۱۰۰ کیلومتر دیگر و در کل تکمیل کامل ساخت سرکت حلقه ای دروازها وزارت احیا و انکشاف دهات حدود ۱۰ میلیون دالر را در بودجه سال ۱۳۹۵ به وزارت مالیه پیشنهاد کرده، که وزارت مالیه بودجه ساخت ۵۴ کیلومتر این سرک را منظور کرده است.
یعنی وزارت احیا و انکشاف دهات از ۱۰۰ کلیومتر سرک باقی مانده ولسوالی دروازها در سال مالی ۱۳۹۵ حدود ۵۴ کیلومتر آن را می سازد و متباقی آن انشالله در جریان سال آینده ساخته و به بهره برداری سپر ده خواهد شد.
همچنین، بدخشان از جمله ولایتهای کوهستانی است که برنامه ملی راه سازی روستای وزارت احیا و انکشاف دهات بیشترین سرک را نسبت به دیگر ولایت ها به دلیل نیاز اساسی مردم در بدخشان ساخته است.
در قسمت ولایت دایکندی، وزارت احیا و انکشاف دهات طی چند سال گذشته ۱۵۷۸ پروژه مختلف را در این ولایت تکمیل کرده است. این ولایت نیز به ساخت سرک های دهاتی نیاز دارد؛ اما متاسفانه که امکانات محدود است.
حالا با توجه به این دو تصویر فکر می کنید که آنچه حرف و حدیث در باره میثاق شهروندی گفته می شود، باشندگان ولایات محروم مخصوصا، دایکندی، بدخشان، نورستان، بامیان و چند ولایت دیگر دلی خوشی همبستگی ملی داشته باشد که حالا به استقبال میثاق شهروندی بروند؟
در این هیچ شکی وجود ندارد که برنامه همبستگی ملی در میان تمام برنامه های ملی از موفق ترین برنامه ها در سطح کشور به شمار میرود. همبستگی ملی طی چند سال گذشته در میان سایر برنامه ها بیشرین پروژه ها را در ولایات تطبیق کرده است. تا همین لحظه که با شما صحبت می کنم خوشبختانه همبستگی ملی عملا در ۳۴۸۰۰ قریه شوراهای انکشافی ایجاد کرده و پروژه های مختلف را تطبیق کرده است. اما باید گفت که همبستگی ملی در اواخر سال ۲۰۱۶ تکمیل می شود و به منظور اینکه پروژه های انکشافی در دهات بقا داشته باشد، رییس صاحب جمهور و وزیر صاحب احیا و انکشاف دهات برنامه جدیدی را تحت نام میثاق شهروندی مطرح کردند و قرار است که جای گزین همبستگی ملی شود.
دقیقا شما به سوال مهمی اشاره کردید، با آغاز میثاق شهروندی یکی از اولویت های مهم این برنامه در گام نخست تطبیق پروژه های انکشافی در ولایت ها، ولسوالی ها و قریه های است که توازن در آنجا رعایت نشده و این پروژه نوید خوبی است برای دهاتیان عزیز.
جناب رستمی، من در زمینه این طرح یعنی میثاق شهروندی می خواهم بیشتر از شما بدانم که تفاوت برنامه همستگی ملی و میثاق شهروندی چیست؟
تفاوت اساسی میان همبستگی ملی و میثاق شهروندی وجود دارد. همبستگی ملی تنها مربوط وزارت احیا و انکشاف دهات است که طی چند سال گذشته پروژه های این برنامه از طریق شوراهای انکشافی در سطح قریه ها تطبیق شده است؛ اما در میثاق شهروندی تمام وزارت ها و اداره های دولتی می توانند پروژه های انکشافی خود را از طریق شوراهای انکشافی تطبیق کنند.
یعنی با آغاز میثاق شهروندی آدرس برای انکشاف به خصوص دهات کشور یکسان و واحد می شود. یعنی تمام وزارت خانه ها به خصوص اداره های سکتوری می توانند از طریق شوراهای انکشافی که محوریت میثاق شهروندی را تشکیل می دهد پروژه های خود را تطبیق کنند. در عین حال، در میثاق شهروندی روی شش خدمات اساسی و اولیه مردم در دهات تمرکزمیشود که عبارت از ترانسپورت، صحت (جلوگیری از مرگ و میر اطفال و مادران)، تعلیم و تربیه، انرژی های پایدار، بهبود زراعت و مالداری، آب آشامیدنی و حفظ صحه محیطی.

می شود کسانیکه امروز سرک ندارند، کلینیک ندارند، مکتب ندارند و بلاخره پل و پلجک ندارند به این برنامه (میثاق شهروندی) دل خوش کنند؟
دقیقا با تطبیق میثاق شهروندی مثلا در یک قریه شاید برق باشد، سرک باشد؛ اما کلنیک نباشد، تمرکز اساسی روی پروژه های صورت می گیرد که تطبیق نشده و نیاز اساسی مردم است.
آقای رسمتی، نمی خواهم که از شما در باره حل مشکلات و راه اندازی پروژه ها در روستاها و ولایات محروم تضمین بگیریم اما می خواهم برای یک باشنده نورستان، دایکندی، بدخشانی، بامیانی و سایر مناطق محروم بگویید که برای آنها چه کار می کنید؟
پروژه های وزارت به شکل نورمال و عادی جریان دارد و براساس امکانات و بودجه پروژه های توسعه ای در دورترین روستا هل تطبیق می شود.
اجازه بدهید که این بحث را با شما هم مطرح کنیم که سیگار از اینکه طالبان به ۳۰ درصد خاک افغانستان کنترول و نفوذ پیدا کرده اظهار نگرانی کرده، یعنی بیشتر نگرانی آنها درباره این است که بر سر پروژه های که امریکایی ها در ۱۴ سال گذشته ساختند، کنترول ندارند، چقدر وزارت احیا و انکشاف دهات نگران سرنوشت پروژه های خود است؟
پروژه انکشافی وزارت احیا و انکشاف دهات با دیگر وزارت خانه ها کاملا متفاوت است. اکثریت پروژه های ما توسط شوراهای انکشافی و مردم محل تطبیق می شود. البته در اکثریت پروژه ها خود مردم نیز ده درصد سهم مالی دارند. چون حمایت های مردمی در برابر پروژه های انکشافی وزارت احیا و انکشاف دهات وجود دارد و در این مورد نگرانی ما نسبت به دیگر اداره های که پروژه های شان توسط شرکت ها تطبیق می شود کم تر است.
فکر می کنید که طالبان بین پروژه های امریکایی ها و پروژه های وزارت احیا و انکشاف دهات فرق قایل هستند؟
باز هم تاکید میکنم که به دلیل حمایت های مردمی و موجودیت شوراهای انکشافی در تطبیق پروژه ها با مشکل جدی روبرو نشده ایم و انشالله در آینده نیز نخواهیم شد.
تشکر و سپاس از شما آقای اکبر رستمی.