ستاد انتخاباتی عبدالله عبدالله اعلام کرده که اگر خواسته های این تیم مورد پذیرش قرار نگیرد، آنها انتخابات را تحریم می کنند و از روند بررسی آرا خارج می شوند.
فضل احمد معنوی، مسوول گروه فنی این ستاد هشدار داد که پیامد آینده این حرکت به دوش کسانی خواهد بود که خواست های این تیم را در نظر نگرفتند.
آنچه این ستاد را وادار به ترک روند بررسی آرا کرده به گفته آقای معنوی طرزالعمل ابطال آرا است، طرزالعملی که آرای ناپاک را از پاک جدا کرده نتوانسته است.
پیشتر، وزارت مالیه هشدار داده بود که بحران انتخابات پنج میلیارد دالر به اقتصاد افغانستان ضربه زده، اقتصادی کشوری که متکی به کمک های جامعه جهانی است و بیشترین نفوس کشور زیر خط فقر زندگی می کنند.
خیلی ها در شبکه های اجتماعی از اینکه در انتخابات شرکت کردند و حالا کار و کاسبی شان را به دلیل طولانی شدن روند انتخابات از دست داده اند، ناراضی اند.
حتی برخی این کاربران هشدار دادند که دیگر در انتخابات شرکت نخواهند کرد، انتخابات که حضور شهروندان به پای صندوق های رای کم سابقه خوانده شده بود.
اینکه چرا انتخابات درد سرساز شد و حمایت مردمی آهسته آهسته از این روند دموکراتیک کاسته می شود، در این مقاله تلاش می شود به آن پاسخ داده شود.
نخبگان و سیاسیون جامعه
در هر جامعه نخبگان، سیاسیون و بخش روشفنکران جامعه مردم را به طرف ارزشها دعوت می کنند و این ارزشها به هر اندازه که شفاف، سالم و دموکراتیک باشد، شهروندان بیشتر برای تحقق آن تمایل و علاقه مندی نشان می دهند.
آنجه امروز در جامعه افغانستان رخ داده اینست که سیاسیون ما برای دسترسی به قدرت ارزشهای دموکراتیک جامعه را آله دست شان قرار داده، به معنی ساده تر اینکه ارزشهای که مردم خلق کردند را دستاویز شان قرار داده اند تا با استفاده از آن به قدرت سیاسی دست پیدا کنند.
لذا، ارزشهای که ساختار اصلی یک جامعه است از هم وا رفته و جامعه در مرحله انحطاط قرار گرفته است.
این انحطاط ناهنجاری های را در جامعه ایجاد کرده است که مشکلات اصلی در درون آن گم شده و برای پیدا کردن سرنخ حتی جامعه جهانی نیز عاجز مانده است.

شرایط منحط ایجاد شده در کشور بسیار خطرناک است و ممکن این شرایط افغانستان را به طرف بحرانی سوق دهد که قربانی اصلی مردم و افراد عادی جامعه باشند، کسانیکه برای حضور در پای صندوق های رای نیز قربانی دادند.
جامعه منحط چیست؟
یک جامعه منحط جامعه ای است که رهبران، سیاسیون و یا مردم در حد وسیع، احساسات اخلاقی خود را از دست داده باشند، و از انجام کاری خوبی که کرده ندامت بکشند و برعکس از انجام کار بد احساس شرمندگی نکنند.
در این نوع جامعه، سیاست یعنی دروغ، دزدی و تقلب یعنی زرنگی، سیاسیون این جامعه فساد که انجام داده را توجیه می کنند.
مفهوم تقلب، صداقت، فساد و شفافیت غیرقابل تشخیص و مخدوش و در هم آمیخته می شود در این گونه شرایط وجدان مسوولان کاملا تعطیل و شهروندان در میان خوب و بد سرگردان هستند.
سیاسیون و رهبران منحط چگونه افراد هستند؟
سیاسیون و رهبران که برای رسیدن به قدرت، تقلب و دروغ را سازماندهی کنند و برای رسیدن به اهداف شان در فکر ریختن ابروی خود نباشند.
این دسته از سیاسیون فساد را نوع زرنگی می پندارند و در محضر همه مردم فساد را توجیه می کنند و یا در پی توجیه می برایند.
دقیقا سیاست را این گونه سیاسیون به عبارت ̎دروغ̎ تعبیر می کنند و به باور آنها سیاست معیاری اخلاقی نمیشناسد.
این گونه رهبران، اعتراض های مدنی را کودتایی برای سلسه قدرت شان می دانند و معترضان برای آنها مخل امنیت و آسایش جامعه قلمداد می شوند.

رهبران فاسد و منحط، برای حفظ خود در قدرت و یا هم برای رسیدن به مقام، قدرت را برای هم کیشان و هم قطاران خود ارزش قومی و منطقه یی قلمداد می کنند و عده زیادی را وادار می کنند تا برای حفظ این ارزش ها از هر راه ممکن حتی غیر مشروع تلاش کنند.
در دستگاه حکومت که قدرتمندان فاسد مورد تعقیب قرار نگرفت، رهبر این حکومت منحط و فاسد است.
اگر در جامعه منحط انتخابات شود چه رخ می دهد؟
در جامعه که منحط باشد اگر انتخابات صورت بگیرد، قطعا با تقلب بزرگ همراه خواهد بود، چرا که رهبران منحط قدرت را به چشم ارزش های قومی و حتی دینی می بینند.
این گونه سیاسیون و رهبران به هیچ قیمتی حاضر نیستند که قدرت را به کسی دیگری واگذار کنند که از کیش خودشان نباشند.
اینجاست که در این گونه جوامع از خود بودن و خودی بودن مسله مرگ و ارزش زندگی پیدا می کند.
در انتخابات جامعه منحط، اعتماد عمومی به سطح بسیار پایینی نزول پیدا می کند و کسی به کسی اعتماد پیدا نمی کند و هر کسی در این جوامع به طرف هم دیگر به چشم متجاوز و متقلب می بینند.
سرانجام جامعه منحط
هرگاه انحطاط در یک جامعه از رهبر شروع شود و به پایین ترین فرد جامعه برسد، بدترین نوع انحاط شکل می گیرد.
در اینجاست که جامعه را فساد سیاسی، اجتماعی و اخلاقی در بر می گیرد و شهروندان آن حتی در معاملات، شرافت را قربانی روزمرگی خود می کنند.
رهبر و یا رژیم منحط نمی تواند، جامعه را در چنین شرایطی مدیریت کند و ناهنجاری های اجتماعی به حدی چمشگیری افزایش پیدا می کند.
در چنین شرایطی عوامل بیرونی فعال می شوند و به بهانه ای نجات مردم، رژیم های مستبد، وابسته و خودکامه را به قدرت می رسانند.