کودکان مقلدین خوباند که از دیگران الگو میگیرند اولین الگوی زندگی یک کودک، خانواده آنها است که بر روح و روان آنها تاثیر میگذارد. در جهان امروز اکتشافات مختلف وجود دارد که کودک از دیدن آن الگوگیری میکند. یکی از این وسایل تلویزیون است که با پخش برنامههای مختلف و محتویات متفاوت دغدغهای در کودک ایجاد میکند.
فرهاد دوازده ساله صنف چهارم مکتب در لیسه صاحب زمان چنین می گوید: “من شبکه طلوع را بیشتر دوست دارم و بیشتر سریال وادی گرگها را نگاه میکنم فرد مورد نظر من دراین سریال پولاد علمدار است میخواهم در آینده شخصیت شبیه پولاد باشم”.
کودکان امروز جامعه، امید فردای ماست که سرنوشت آنها از همان دوران کودکی رقم میخورد تمام اینها بستگی به روابط خانوادهها دارد که چگونه فرزندان خود را در جهت مثبت و برنامه ریزی درست راهنمای میکند.
در افغانستان فرهنگهای مختلف در حال آمد و رفت است، تمام اینها بر افکار کودکان تأثیر گذارند، این فرهنگها بیشتر از طریق سریال ها نمایش داده میشود، بهتر هم روی اذهان اینها اثر میگذارد.
مهدی، نوجوان ده سالهای که بیشتر شخصیت پولاد علمدار مورد پسندش است، او در مورد این که چرا نقش پولاد علمدار را دوست دارد گفت: “بیشتر از حرکتی که پولاد با اسلحه انجام می دهد خوشم میآید از همین خاطر من بازی با اسلحه بیشتر لذت میبرم و میخواهم در آینده پولیس شوم.”
تعیین اهداف برای آینده این کودکان قابل تحسین است اما اینکه آنها بازی با اسلحه را بیشتر دوست دارد نگرانیهای را ایجاد میکند چون افغانستان چند دهه شاهد بازی با اسلحه بوده است که تا امروز اثر آن در روح و روان مردم دیده میشود.
بنابر این کودکان باید جهت داده شود که چگونه بتوانند آینده درخشان را رقم بزند تمام این ها بر عهده والدین است که به آنها سمت و سو بدهد. مهمترین چیز در ایجاد یک رابطه خوب میان کودک و خانواده، دانستن چگونه حرف زدن است که باید به زبان کودکانه به آنها فهمانده شود. خانوادهها باید برنامه درست برای کودکان خویش داشته باشد.
خانم فرشته بهزاد دانشجوی، دانشگاه طبی کابل در این مورد گفت: “من دو فرزند، یکی پنج ساله و دیگری دوازده ساله دارم که همیشه برای کودکانم برنامه ریزی دارم تا دو سالگی نمی گذارم به تلویزیون و کمپیوتر توجه کند.”
او معتقد است کودکان در آوان مرحلهی رشد، رشد مغزی سریع داشته و بیشتر باید با اسباب بازی و کارهای فکری دیگر مشغول باشند، او پیرامون صحبتهایش گفت: “من برنامههایی را که مخصوص کودکان است و از شبکههای مختلف به نشر میرسد در اختیار فرزندانم میگذارم و زمانیکه کدام سریال دیگری غیر از برنامه کودک نگاه میکند سعی می کنم به آنها جهت مثبت بدهم.”
او در آخر با تاکید به نقش خانوادهها در تربیت فرزندان میگوید:” ذهن کودک همانند تخته سفید است که بعد از به دنیا آمدن از خانواده و اجتماع رنگ می گیرد، پس این مسوولیت ما خانوادهها است که چگونه ذهن آنها را رنگ آمیزی کنیم.”
روانشناسان تعلیم تربیت به این باور هستند که کودکان بیشتر از اقشار دیگر جامعه در معرض تهدیدهای اجتماع قرار دارند چون توان مبارزه با مشکلات را ندارند به همین دلیل در ابتدای زندگی خود برای حل مشکل از سایرین کمک میگیرند تا به تدریج این مسوولیت در خود آنها به وجود آید و بتواند مسیر خویش را برگزینند. در افغانستان شبکههای مختلف با فرهنگهای متفاوت تحت حمایت کشورهای دیگر به نشر می رسد که اگر والدین و اجتماع توجه جدی در این باره نداشته باشد این سریالها تأثیر سؤ بر اذهان اینها خواهند گذاشت.
ناصر حبیبی روانشناس کودک و نو جوان می گوید:”سریالهای در حال پخشِ افغانستان بیشتر باعث پرخاشگری کودکان میگردد و حتی دیده شده که این سریالها روابط بین خانوادهها را متلاشی میسازد، پاشیده شدن خانوادهها و بی احترامی آنها نسبت به هم باعث جریحه دار شدن روحیه کودک میگردد در کشوری که بنیاد خانوادگی درست نداشته باشد نمیتواند از آسیبهای دیگر در سطح کشور جلوگیری نمایند با اساس جامعه که همان خانواده است درست ایجاد شود تا خانواده و کودک در امنیت روحی و روانی کامل باشند. سریالها که پخش میشود هیچ گونه هماهنگی با فرهنگی این کشور ندارد که بگویم تأثیر آن مثبت است.” وی افزود:” دولت افغانستان باید در رابطه به آینده کودکان جدی باشد چون مسوولیت هر فرد جامعه است نه فقط خانوادهها.”
بهترین راه برای باز داشتن کودکان از تماشای سریالها سرگرم نمودن آنها با اسباب بازی است که هم برای رشد ذهنی کودکان مفید است و هم آنها را از الگوهای مضر به دور نگه میدارد.
این گزارش به همکاری موسسه اجتماعی و فرهنگی تساوی تهیه شده است.