انتخابات افغانستان، درشانزده حمل، برگزار می شود و تاکنون سه تیم مطرح در صحنه حضور یافته اند. اشرف غنی احمدزی با معاونیت جنرال دوستم و سرور دانش، داکتر عبدالله عبدالله با معاونیت محمد محقق و احمد خان و زلمی رسول با معاونیت احمد ضیا مسعود و حبیبه سرابی.
در این نوشته، جستارهایی که در پیوند به تجزیه و تحلیل تیکتهای مطرح انتخاباتی و فیگورهای شطرنجی شده برای آخرین مراحل رقابت انتخاباتی در شانزدهم حمل سال جاری که شمارش معکوس آن آغاز شده راه انداخته ایم، به سبک و سنگین کردن تیم اصلاحات و همگرایی می پردازیم.
سوال اساسی در این مورد این است که آیا داکتر عبدالله عبدالله شانسی برای پیروزی در انتخابات پیش روی را دارد یا خیر و این تیم، تا چه اندازه ظرفیت قرار گرفتن بر سکوی پیروزی را دارد.؟
اصلاحات و همگرایی شعار اصلی تیم داکتر عبدالله است. شعار انتخاباتی “اصلاحات و همگرایی” به باور نویسنده این مقاله، به هیچ وجه با مانیفیست این تیم همگن نیست و در نقطه خلاف انگیزه های پراگماتیک بورد رهبری این تیم قرار دارد. عبدالله و محقق از مهره های درشت و جدی اپوزیسون حاکمیت پنج ساله رئیس جمهور کرزی به شمار می رود و احمد خان را اگر به شاخه عمومی حزب اسلامی تعمیم دهیم یکی از مخالفان سیاسی و نظامی حاکمیت دوازده ساله کرزی به حساب می رود. اگر این شخص را در گود شاخه ارغندیوال تعریف نماییم بازهم از منتقدان سر سخت حکومت به شمار می رود.
با مد نظر گرفتن این مسئله شعار اصلاحات مفت و تو خالی می نماید زیرا اصلاحات به روند یا پروسه ای اطلاق می گردد که با حفظ داده های پیشین سره را از ناسره جدا نماید و بقایای گذشته را ترمیم کند در حالی که در قاموس نگرش سیاسی این سه مرد دوران حامد کرزی آکنده از بی ارزشی ها و نا هنجاری هایی است که نیاز به اصلاح ندارد بلکه به تعبیر حافظ، سقف مطالبات حکومت کرزی شکافته شود و طرح نو در انداخته شود.
همگرایی بخش دیگر این شعار نیز از دو پا می لنگد زیرا منش سیاسی و کنش ایدیولوژی این سه فرد، در تضاد هم قرار دارد و نقش همگرایی را به چالش می کشد.
محقق دارای تجربه سیاسی قرار گرفتن علیه جبهه عبدالله را نیز دارد و در متن سیاست هایی به رشد سیاسی رسیده که احمد خان و ماحولش درست در مقابل این نقطه قرار داشته است.
عبدالله به قطبی و ابسته بوده که در کشش های سیاسی همواره محقق را پرت کرده است که درگیری های غرب کابل و سناریوی تراژدیک تقابل جمعیت با حزب وحدت در دهه هفتاد بر هیچکس پوشیده نیست و پهنه این شکاف، هنوز هم دارد فراختر می شود چنانچه سالانه در سالگرد تجلیل از افشار پررنگ تر نیز می شود.
حزب اسلامی و رویکرد سیاسی و تمامیت خواهی این حزب، همواره بر همگرایی اعضای این حزب چربیده است و این تشکل سیاسی را تبدیل به یکی از شکننده ترین جریان های سیاسی در کشور نموده است. عهد شکنی با حزب و حدت شکستن بیعت با استاد ربانی و در گیری های نظامی با جمعیت و وحدت و باالعکس همه و همه دال بر افتراق گرایی این تیم بوده است.
پتانسیل قوی دیگری که همگرایی این حزب را به چالش می کشد این است که تقابل سه نوع قرائت ایدلوژیک از اسلام اساس و بنیان هرگونه همگرایی را در این تیم خفه می سازد. تیوری هلال شیعی که محمد محقق از آن متاثر است و فرضیه اخوانی که عبدالله در آن رشد کرده و نیز سلفی گری که احمد خان با خود حمل می کند مشکل است که بر حس همگرایی اینها فائق نشود.
رقبای جدی که تا دیروز سایه همدیگر را با تیر می زدند، حال در زیر یک خیمه سیاسی و ایدلوژی جمع شده اند و ترانه همگرایی را سر داده اند.
در حوزه رقابت با دو تکت مطرح دیگر نیز این تیم به بی اقبالی مواجه است. این تیم در قدم نخست نمی تواند حمایت جامعه جهانی را به رهبری امریکا به دست آرد زیرا عبدالله و محقق و احمد خان متعلق به نسل دوم مجاهدین است که تحت پیگرد عدالت انتقالی قرار دارند و از طرف دیگر غرب نمی تواند روی تکتی حساب باز کند که در صورت پیروزی ترک تباران شمال و پشتون های جنوب روی حساسیت های قومی دست به اغتشاش بزنند زیر این تیکت فقط پتانسیل جذب آرای بیشتر از هزاره ها و تاجیک ها رابا خود دارد که آن هم یک دست و یک پارچه نیست.
عبدالله در میان تاجیک ها فقط می تواند به آرای هدایت شده جمعیتی های حوزه پنجشیر و بلخ چشم امید داشته باشد در حالی که نقوذ سنتی استاد سیاف و اسماعیل خان و برادران مسعود در میان تاجیکان نیز چشمگیر است.
رای تاجیکها در حوزه غرب یکدست به صندوق استاد سیاف ریخته خواهد شد و تاجک تباران شمالی کابل نیز به سیاف وفادار تر اند تا عبدالله.
استاد محقق اگر چه مرد اول مردم هزاره شناخته می شود ولی همه کاره نیست. بانک رایی که استاد محقق در اختیار داشت و در انتخابات قبلی کرزی را به سکوی پیروزی رساند این بار، ور شکست شده است. استاد خلیلی در مناطق مرکزی دارد عرصه را بر محقق تنگ می سازد.
در بخش هایی از شمال کشور ممکن که محقق رای یک پارچه داشته باشد اما در بهسود و جاغوری و دایکندی و بامیان و سایر ولایات هزاره نشین حجم وسیع رای میان استاد خلیلی، داکتر صادق مدبر و حبیبه سرابی و محقق دست به دست می شود که این خود میزان تاثیر گذاری بر رای را تنزل می دهد.
بی ثباتی سیاسی آقای محقق هم باعث شده است که هزاره ها دیگر به چشم او به عنوان یک پهلوان تمام عیار ننگرند و از یاد نبرند که او، به یکباره خواستار بازپس گیری رای اش شده بود و دلیل آن هم، بازی سیاسی بود که آقای کرزی راه انداخته بود و محقق را به خوبی استعمال کرده بود.
اگرچه کاریزمای شخصیتی استاد محقق اورا بعنوان رهبر بلامنازع در میان هزاره ها مطرح ساخته اما، محقق به خوبی از این وجهه خود استفاده نکرده و گفته می شود که سود ناشی از این تعامل با مردمش را بیشتر صرف زندگی شخصی و خانه های لوکس و خوشگذرانی کرده تا ایجاد نهادهای سیاسی قدرتمند برای پی گیری مطالبات شهروندی محکوم ترین قوم کشور.
با این وصف، هزاره ها اینبار هم نا مطمین با استاد محقق همگام شده اند و از روزی می ترسند که او، فریاد بزند که رای خود را پس می گیرد.
احمد خان سمبول صرف است که در میان پشتون ها حتی قادر به گرفتن هزار رای هم نخواهد بود. گذشته از آن عدم موجودیت ازبیک ها در این تیم، به شدت موثریت این تیم را پائین آروده است.
رویهمرفته عبدالله اگر چه از پدر قندهاری به دنیا امده است ولی هیچوقت نتوانسته است پلی از هویت مادری خویش به سوی هویت پدری خویش بسازد. لذاست که پشتونها و ترک تباران کشور یکدست علیه این تیم اند و نمی گذراند که سلطه سیاسی سه صد ساله پشتونها و بلند پروازی سیاسی ازبیک ها به این سادگی ها از بین رود. از سویی هم، ارگ کابل به عنوان مرجع تاثیر گذار بر روند انتخابات نمی خواهد عبدالله روی کار آید و این اصطکاک جدی برای این تیم به شمار می رود .
بنابراین، با توجه به موضوعات مطرح شده و نیز حمایت های مالی مشکوکی که از تیم عبدالله عبدالله و از سوی کشورهای همسایه می شود، بعید است که جامعه جهانی این تیم را بپذیرد و سالانه میلیون ها دالر خویش را به حکومت برخاسته از آن، بپردازد.
با این حساب، شانس بالا شدن این تیکت در نردبان رقابت به اندازه اشرف غنی و زلمی رسول نیست. احتمال می رود که این تیکت بتواند با پایین اوردن سقف مطالبات سیاسی خویش به اردوی سیاف ویا تیکت مورد حمایت غرب و ارگ بپوندد و بقای سیاسی خویش را در ساختار دولت بعدی بیمه سازند.
شاید هم این تیم مانند سابق، به لاک اپوزیسیون فرو برود ولی از آنجائی که بیش از هفده میلیون کارت رای دهی در کشور توزیع شده در حالی که هشت ملیون نفر واجد شرایط رای دهی می باشد گمان می رود که ده ملیون رای باقی مانده به عنوان بر گ برنده آنهم در سایه تقلب به زمین زده شود که بیشتر این آرا در حوزه نفوذ اشرف غنی و زلمی رسول پراکنده است.
از این رو است که این تیم پیشا پیش حکومتی را که از فیلتر انتخابات روز شنبه در کشور عبور کند به رسمیت نمی شناسد و بارها اعلان کرده است که هیچ گونه تقلبی پذیرفتنی نیست.
این اعلام، ممکن که مقدمات یک بحران سیاسی جدید را با خود داشته باشد که تمام پیش فرض های مسلط بر انتخابات را از هم بپاشد و بستر جدیدی در بحران کشور را ایجاد کند.
عبدالله عبدالله، در کمپاین های انتخاباتی اش هم نشان داده که حرف های جدی برای گفتن ندارد و ادبیات سیاسی اش، همان ادبیاتی است که چهارسال پیش، در برابر کرزی فریاد زده می شد.
فضای سیاسی ایجاد شده در کشور اما، با چنین ادبیاتی هرگز اقناع نخواهد شد و اگر قرار باشد که مردم افغانستان، سرنوشت شان را در راستای ایجاد رفاه، امنیت و ثبات، تعیین کنند، مسلما در رای دادن به تیکتی که ناهمگونی از سرو رویش می بارد، درنگ خواهند کرد.
نظریات نویسنده متعلق به خود نویسنده است و خبرگزاری بخدی مسوولیتی در قبال آن ندارد.