برده داری و تبعیض نژادی، تاریخی به درازنای تاریخ رویدادهای سیاسی در جوامع مختلف دارد. امریکایی ها، زنده ترین شاهد برای وجود این پدیده است و تاریخ این کشور، در کشاکش رویدادهای مختلف، دوره های پر فراز و نشیبی را در این باره، پشت سر گذاشته است.
محو تبعیض و مبارزه با نژاد پرستی و برده داری، یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ مبارزات ملت ها به شمار می رود و در نتیجه همین مبارزات بود که امروزه برده داری و تبیعیض نژادی در بسیاری از جوامع انسانی، رنگ و بوی خود را از دست داده است.
بررسی تاریخ شکل گیری امریکا و نحوه مبارزه سیاهان در افریقای جنوبی و سپس امریکا، برای احقاق حقوق مدنی و شهروندی شان، از جمله مواردی است که همه ساله در ماه فبروری، در رسانه های مختلف خارجی و امریکایی انعکاس می یابد؛ این ماه برای امریکایی ها یاد آور مبارزات سخت و عدالت خواهانه افرادی است که خواستار نابودی کامل برده داری و محو تبعیض در این کشور، بودند.
کبرا گوهری خبرنگار خبرگزاری بخدی برای بحث بیشتر، با عباس کام وند معاون سخنگوی سفارت امریکا در کابل گفتگویی انجام داده و از او درباره فراز و نشیب های مبارزات ضد برده داری و تبعیض، در این کشور پرسیده است.
بخدی: آقای کام وند، بسیار تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. در ابتدا می خواهم برای خوانندگان ما درباره پدیده تبعیض و نژاد پرستی اندکی توضیح بدهید و علاوه بر آن، تلاش برای محو این پدیده در سرتاسر جهان چگونه شکل گرفته و سرمنشأ آن از کجا آغاز شده است ؟
کام وند: سلام به شما و خوانندگان محترمان تان، مسئله ی نژاد پرستی یکی از پدیده های اجتماعی در طول ادوار تاریخ بوده است و گاهی اوقات این پدیده با برخورهای عظیم کتله های بزرگ انسانی مواجه بوده است.
نکته حائز اهمیت برای ما این است که مسئله نژادپرستی یا تبعیض نژادی ، منحیث مثال در آمریکا مایه عبرت و پند آموزی است.
اینکه چگونه، نسلی از بشر غلام دیگران بوده و یا به اجبار ساخته شده اند؟ و چگونه برضد این پدیده مبارزاتی شکل گرفته و تا به حدی رسیده که امروزه ما برده داری را منحیث یک مثال در امریکا نمی بینیم و برده های دیروز در آمریکا امروز انسان های برابر با صلاحیت، قدرتمند و حتی رئیس جمهور ایالات متحده امریکا می باشند برای ما اهمیت خاصی دارد.
بخدی: همانطور که شما گفتید آغاز مبارزات علیه نژاد پرستی از ایالات متحده امریکا بوده است آیا در مورد محو این پدیده کدام نهاد خاصی وجود دارد که خواسته باشد این مبارزه را در سطح جهان نهادینه بسازد؟
کام وند:خدمت شما بگویم که مبارزات ضد نژاد پرستی در قرن بیستم در آمریکا شدت پیدا کرد و این مبارزات در دیگر کشورها نیز گسترش یافته است، من آمریکا را به عنوان یک مثال بیان کردم که چگونه مبارزات ضد نژاد پرستی در اینجا موفق بوده است.
لازم به ذکر است که بگویم ماه فبروری، ماه تقدیر از مبارزات سیاه پوستان در امریکا برای تساوی حقوق شان است و اگر اشتباه نکنم تاریخ مبارزات سیاه پوستان در امریکا برای اعاده حقوق شان و برای مساوی بودن با دیگران، بیش از یک قرن عمر دارد. اولین بار در سال 1909 یک نهاد اجتماعی در امریکا عرض اندام کرد که به عنوان کنگره ملی برای پیشبرد حقوق سیاه پوستان در امریکا بود و آنچه که از اهمیت خاصی برخوردار بوده این است که از میان 60 نفر موسس این نهاد تنها 7 نفر آنان سیاه پوست بودند و 53 نفر دیگر آنان را سفید پوستان تشکیل می دادند.
این نهاد اجتماعی که تا امروز هم یکی از فعال ترین نهاد ها در عرصه های سیاسی و حقوق مدنی فوق العاده فعال است در هیچ معضله اجتماعی نادیده گرفته نمی شود و این 53 عضو این نهاد کسانی بودندکه برای اعاده حقوق پایمال شده سیاه پوستان مبارزه کرده که شاخص عمده این مبارزات لغو برده داری است.
بنا ً آنچه مهم است اینکه نخبه گان سیاسی و وجدان های بیدار در امریکا، چه سیاه و چه سفید برای تساوی حقوق انسان و برای تساوی حقوق برده ها و آزاد ساختن برده و برای تساوی حقوق سیاهان در امریکا مبارزه کرده اند .
بخدی: به نظر شما چه رابطه ای بین نژادپرستی و تبعیضات قومی – مذهبی در جهان وجود دارد؟
کام وند: نژادپرستی در سطح جهان بر بنیاد یک تفکر نا انسانی شکل گرفته است که باورمند به برتری یک نژاد بر نژاد دیگر، یک قوم بر قوم دیگر و یا هم یک مذهب بر مذهب دیگر است و این امر متاسفانه بخشی از تاریخ خونین انسانی را بر روی کره ی زمین نشان می دهد که مبارزات علیه این پدیده همواره وجود داشته است و در بسیاری مواد موفق بوده و در بعضی موارد ناکام بوده است.
اما در طی یک قرن اخیر این مبارزات در امریکا بصورت دوامدار وجود داشته است. بطوری که بصورت قانونی این مسئله لغو گردیده و حتی علایم آن نیز از بین رفته است و امروز سیاه پوستان در امریکا شهروندان دست دوم نیستند.
تا آنجائی که انتخابات سال 2008 و 2012 به ما نشان داد که اکثریت وسیع جمعیت امریکا که سفید هستند و سیاه نیستند به شخصی که می بینند صلاحیت و شایستگی و اقتدار رئیس جمهور شدن را دارد رأی داده و او را انتخاب کردند.
به عبارتی دیگر شاخص دستاوردهای بزرگ مبارزه علیه نژادپرستی به نظر من انتخاب یک سیاه پوست نه تنها به عنوان یک رئیس جمهور بلکه به عنوان یکی از رهبران بزرگ دنیاست.
نه تنها آقای بارک اوباما بلکه نسل جدید رهبران سیاسی در آمریکا عده ی کثیری از سیاه پوستان هستند.
جنرال کولن پاپ که در زمان پدر بوش یکی از پست های بالای نظامی را برعهده داشت، کاندولیزا رایس که وزیر خارجه ایالات متحده امریکا بود، سوزان رایس که فعلاً مشاور امنیت ملی در امریکاست، اینان نه تنها سیاه پوست بودند بلکه دو نفر اخیر خانم نیز بودند و به درجه بالائی از قدرت و رهبریت سیاسی در امریکا رسیده اند که این نشانگر دستاوردهای بزرگ امریکا در مبارزه علیه نژادپرستی بوده است .
بخدی:چه ارتباطی را شما بین این مبارزات در امریکا و افریقا می بینید ؟
کام وند: یکی دیگر از ویژه گی های جنبش ضد نژاد پرستی در امریکا یا مبارزات سیاه پوستان برای مساوی بودن که با ویژه گی های جهانی آن در ارتباط می باشد جنبش مسالمت آمیز و ضد خشونت آمیز از سوی سه شخصیت بزرگ بشریت مانند گاندی در هند ، نلسون ماندلا در افریقا و مارتین لوتر کینگ در امریکاست.
می توان بطور ساده بیان کرد که این سه رهبر جهانی دارای یک تفکر بودند و آن این بود که دستاوردهای مهم انسانی می تواند از طرق مسالمت آمیز بدست آید.
مارتین لوتر کینگ یک رهبر مذهبی سیاه پوست بود که نقش مهم و اساسی در تساوی حقوق سیاه پوستان با سفید پوستان داشته است. این شخص در این راه حتی جان خود را از دست داد اما امروزه مردم امریکا و دنیا از وی به عنوان یکی از رهبران بزرگ بشریت یاد می کنند.
او نه تنها یک رهبر جنبش سیاه پوستان در امریکا بلکه یکی از رهبران بشریت است که در راستای تساوی حقوق اجتماعی و مدنی و حق رای در سطح دنیا مبارزه کرد.
در رابطه با ارتباط این هر دو می خواهم بگویم که جنبش ضد خشونت یا آزادی خواهی از طریق مبارزات غیر خشونت آمیز از هند آغاز شد با این تفاوت که گاندی نیز در افریقای جنوبی بود، نلسون ماندلا اگر در عصر و زمان گاندی نبود اما نسل دوم گاندی است که مارتین لوترکینگ نیز از این نسل به شمار می رود.
بخدی: آقای کام وند، شما علت جنگ های داخلی امریکا را در گذشته در چه می بینید ؟
کام وند: در امریکا یک جنگ وجود داشت و آنهم در قرن نوزده رخ داد. آبراهام لینکلن رئیس جمهور شانزدهم امریکا، جنگی را برای محو برده داری در امریکا اعلان کرد تعداد زیادی از ایالات متحده امریکای جنوبی ایالت های برده دار بودند و زمین های زراعتی کشت پنبه داشتند و باید سیاه پوستان را از مناطق دیگر می آوردند و سر آنان کار می کردند.
در آن زمان ابراهام لینکلن باید میان دو چیز یکی را انتخاب می کرد یکی وحدت سرتاسری ایالات متحده امریکا و دیگری حقوق مساوی برای انسان های ساکن ایالات متحده امریکا.
او یکی از رهبران بزرگ جهان بود که آزادی انسان رابر وحدت فیزیکی چند ایالت ترجیح داد و اعلان جنگ داخلی نمود و این مبارزات خود را تا جایی ادامه داد که این پدیده را بصورت قانونی ملغی کرد و از بین برد.
بخدی: نظر شما در مورد افغانستان و در راستای مبارزه با تبعیض های نژادی، مذهبی و قومی چیست ؟
کام وند: در رابطه با مسائل اجتماعی افغانستان متاسفانه من در موقعیتی نیستم که در این رابطه ابراز نظر بکنم ولی می توانم آنچه که در امریکا اتفاق افتاده است به عنوان یک تجربه برای شما بیان بکنم و این به دست مردم افغانستان است که راه خود را خودشان انتخاب بکنند و یقینا ً از تجربه کشورهای ایالات متحده امریکا استفاده بسیار معقولی خواهند برد .
آنچه را که اهمیت داردتا از تجارب مبارزات حق جویانه و تساوی جویانه در امریکا یاد کنیم این است که اول مبارزه برای حقوق اقلیت ها تنها و تنها وظیفه ی اقلیت ها نیست.
در امریکا وجدان های بیدار سفید و مغزهای متفکر سفید و پیشکسوتان سیاسی سفید پیشگام تر از سیاهان برای تساوی حقوق سیاه پوستان با دیگرانند.
بطور مثال می توان از جنبش سرتاسری ملی برای پیشرفت سیاه پوستان امریکا که موسسین آن 60 نفر بودند و از بین آنان تنها 7 نفر سیاه پوست و مابقی سفید پوست بودند که برای تساوی حقوق انسان مبارزه می کردند و این حقوق انسان رنگ ، نژاد ، مذهب و جنس نمی خواست و حتی اینکه مربوط کدام ملیت است نمی شناخت.
بنابراین این یکی از درس هائی است که در امریکا آموخته شده است و امیدوارم در افغانستان نیز مورد استفاده قرار بگیرد و مبارزه برای تساوی حقوق و رفع تبعیض علیه اقلیت های مذهبی و قومی در افغانستان تنها وظیفه ی این اقلیت ها نیست بلکه وظیفه کل اعضای جامعه، نخبه گان سیاسی، وجدان های بیدار و انسان های عدالت خواه است.

مسئله دیگری که از تجربه امریکا می خواهم با شما شریک سازم تساوی حقوق انسان است نه برتری نژادی مذهبی.
در تجربه امریکا، تساوی حقوق مدنی در سال 1964 بیشتر مورد توجه قرار گرفت و به یکی از مسائل بزرگ اجتماعی امریکا تبدیل شد، این تنها سیاه پوستان مسیحی مذهب نبودند که برای احقاق حقوق خود مبارزه می کردند بلکه جوامع مختلف مسیحیت، مسلمان و یهودیت برای تساوی حقوق انسانی سیاه پوستان در افریقا مبارزه می کردند.
مثلا مارتین لوتر کینگ یک رهبر سیاسی مسیحی سیاه پوست بود، مالکوم ایکس، یک رهبر سیاه پوست مسلمان بود و همچنان از جوامع مختلف یهودیت، آنان با اهداف مشترک مبارزه علیه نژاد پرستی مبارزه می کردند، بنا ً مبارزه و رفع تبعیض های گوناگون نژادی ، مذهبی ، قومی یا لسانی وظیفه یک گروه خاص نمی باشد بلکه وظیفه همگانی ماست .
برای مبارزه علیه تبعیض نژاد پرستی در امریکا سه نظریه و سه مکتب وجود داشت که یکی از آن نظریه ها مثبت واقع شد و نتیجه داد و نظریه حاکم شد:
1.تئوری دیبووآ: دیبووآ یک سیاه پوستی که معتقد بود برای رسیدن به حق نمی توان به دنبال راه های مسالمت آمیز بود بلکه باید از ابزارهای خشونت استفاده کرد و در مقابل خشونت از خشونت کار گرفت. او، حتی عضو حزب کمونیست آمریکا شد و در مقطعی از تاریخ شهروندی امریکائی خود را ملغی ساخت و از امریکا خارج شد .
2.تئوری واشنگتن بوگرتی: او، یک شخصیت بزرگ سیاه پوست امریکائی است که معتقد بر، خودسازی سیاهان پیش از اقدام مبارزات است. او می گفت که پیش از همه باید تحصیل کرد تا نرس ، داکتر و متخصص شد و از طریق ساختن ظرفیت های خود، حقوق مساوی را بدست آورد.
3.تئوری مارتین لوتر کینگ: او معتقد به فلسفه مبارزه اما بدون خشونت و از راه های مسالمت آمیز بود و معتقد بود که قبل از رسیدن به تساوی حقوق اقتصادی باید به تساوی حقوق مدنی دست یافت. شعار مارتین لوتر، خواستن تساوی حقوق مدنی و اجتماعی از راه های مسالمت آمیز بود و از آن جهت در سال 1963 بزرگترین تظاهرات را در امریکا سازمان داد و این یک تظاهرات یک میلیون نفری در واشنگتن است. تمام کسانی که خواهان حقوق اجتماعی – مدنی برابر در امریکا بودند از سرتاسر جهان، در مقابل قصر سفید امریکا تجمع کردند.
بنا ً با بکارگیری راه های مسالمت آمیز، کلیه کسانی که تعلقات مذهبی، قومی و نژادی دارند و یا هم ندارند باید با این پدیده مبارزه کنند و امیدوار هستم تمام مردم افغانستان علاوه بر تجارب امریکا از تجارب دیگر ممالک دنیا اموخته و در کشور خود جامه ی عمل بپوشانند.
بخدی: تشکر آقای کام وند از شما به خاطر این گفتگو اگر گفتنی باقی مانده به خصوص در باره محو هر گونه تبعیض در افغانستان، بگویید!
کام وند: گفتنی من در لحظه حساس، سخت و بزرگی که افغانستان امروز قرار دارد و ما تا دو ماه آینده شاهد انتقال قدرت سیاسی بطور دموکراتیک و مسالمت آمیز از طریق رأی از یک شخص به شخص دیگر هستیم؛ آرزو و پیام من برای کسانی که در این راستا کار می کنند این است که این رأی تنها رای قومی و قبیله ای نباشد بلکه این انتقال قدرت سیاسی، توسط رای اکثریت مردم افغانستان، شامل زن و مرد، تمام اقوام و تمام مذاهب باشد.
تشکر از شما آقای کاموند