در آستانه فرارسیدن انتخابات ریاست جمهوری و خروج نظامیان بین المللی از افغانستان، حکومت و جناح های مختلف کشور، تلاش دارند تا علاوه بر گرفتن قدرت سیاسی به نحوی از بحران احتمالی پس از سال 2014 جلوگیری کنند.
در این راستا، به تازگی برخی از چهره های سیاسی به ویژه احمدولی مسعود سفیر پیشین افغانستان در بریتانیا و رییس بنیاد احمد شاه مسعود، نشست موسوم به آجندای ملی را برگزار کردند.
نجیب الله نصیح خبرنگار خبرگزاری بخدی در مورد این نشست و شرایط فعلی و آینده سیاسی، با احمدولی مسعود گفتگو کرده است و نخست از او در مورد آجندای ملی پرسیده است.
در مورد آجندای ملی بگذارید از وضعیت افغانستان یک مقدمه تاریخی داشته باشیم و بعد به امروز بیایم.
آجندای ملی برای دستیابی به یک صلح پایدار و آغاز یک پروسه صلح و دولت سازی در افغانستان به کار آغاز کرده است.
شما از هر دریچه ای که داخل این آجندا شوید؛ می بینید که آجندای ملی یک ضرورت ملی و تاریخی برای مردم افغانستان است. به این دلیل، اگر ما به این نظر هستیم که مشکل افغانستان یک مشکل تاریخی است و بوده، بحران ها از گذشته تا حال به شکل پنهانی در کشور سرباز کرده است. بناً وقت که می خواهیم آجندای ملی را تعریف کنیم، ابتدا به دنبال علل جنگ در کشور برویم و بفهمیم که چرا افغانستان همواره به ناکامی تاریخی مواجه شده است.

علل تاریخی مشکلات افغانستان قسمیکه در آجندای ملی هم مطرح شد، رقابت های ناسالم میان نخبگان کشور به خاطر تصاحب قدرت بود، نخبگان کشور همواره بخاطر تصاحب قدرت جنگیده اند.
شما بیبینید؛ در قرن هفده و هجده، بخاطر تصاحب قدرت جنگهای شدیدی صورت گرفت. پس به این صورت، کشمکش و یا نزاع های نخبگان افغانستان باعث جنگ ها و رقابت های منطقه شده و نیز زمینه را برای قدرت های جهانی مساعد کرده اند.
حال، آجندای ملی در افغانستان آمده و می گوید که ما وضعیت افغانستان را بررسی و آسیب شناسی کردیم، ما یک نسخه را ارائه کردیم و از این طریق تلاش داریم تا مشکلات افغانستان برای همیشه حل شود.
آقای مسعود، شما در جلسه آجندای ملی گفتید که کلید حل مشکل افغانستان در داخل افغانستان است، اما شماری از کارشناسان به این باورند که کلید حل مشکل افغانستان در بیرون افغانستان است. می خواهم بپرسم که نقش کشورهای همسایه و قدرت های استعماری بیرونی در قبال افغانستان چی است؟
اگر کشورهای خارجی در امور داخلی افغانستان مداخله می کنند، بنابر مشکلات درونی خود ماست، اگر ما احساس ترس در داخل کشور نکنیم و نخواهیم که اجیر، مزدور و غلام خارجی ها در کشور باشیم، فضای اعتماد سازی را در بین خود فراهم کنیم، آنوقت است که دست خارجی ها از کشور کوتاه می شود.
بناً اگر سرنوشت ملت را خودما تعیین کنیم، خارجی ها جرات نمی توانند در این کشور بیایند و جنگ های نیابتی و رقابتی را شروع کنند.
به همین دلیل می گویم که کلید حل مشکل در درون خود ماست، اگر ما بتوانیم در محور یک تفکر ملی باهم تفاهم کنیم، یک دیدگاه مشترک برای منافع ملی داشته باشیم مشکلات کشور حل می شود.
در نظر داشته باشیم که هر کشور، منافع مشروع و غیر مشروع خود را در یک منطقه دارد، بخاطر منافع خود کار می کنند، اگر ماهم، در موقعیت پاکستان و یا کشورهای خارجی قرار داشته باشیم، آنان در موقعیت ما قرار داشته باشد، افغانستان عین کار را انجام می دهند.
باز تکرار می کنم که مشکلات موجود افغانستان از ضعف خود ماست و کلید حل آن هم پیش خود ماست، بناً تازمانیکه ما به یک تفاهم ملی نرسیم و یک سرنوشت مشترک را برای منافع ملی افغانستان در بین خود ایجاد نکنیم؛ مشکلات کشور حل نخواهد شد.
بازیگران اصلی در افغانستان سران حزبی، قومی و مذهبی هستند، فکر نمی کنید در آجندای ملی جایشان خیلی خالی بود، در حالیکه آنان می توانند در راستای هدف شما تاثیر عظیم بگذارد؟
نه! بخاطریکه فعلا آغاز کار است و این اولین نشست مشورتی بود. توجه داشته باشید که راه اندازی یک گفتمان ملی و رسیدن به یک تفاهم، کار یک روز و یا دو روز نیست؛ یک دیالگوگ مستمر می خواهد.
باید سلسله نشست های آجندای ملی ادامه پیدا کند و به مرور زمان بازیگران سیاسی، اندیشمندان و نخبگان از اقشار مختلف کشور در این آجندا جمع شوند تا زمینه و فضای اعتماد سازی در بین نخبگان فراهم شود.
شما تاکنون از پیشبرد و گفتمان بنام آجندای ملی راضی بودید؟
بلی!
پس اگر شما از برگزاری این مراسم راضی هستید، در آنروز، همزمان با مراسم شما چندین برنامه و مراسم دیگر از جمله برنامه جمعیت و نیز مراسم در خانه مارشال فهیم از اعضای ارشد جمعیت اسلامی، گرفته شد، شما این رویداد ها را چگونه ارزیابی می کنید، فکر نمی کیند این برنامه ها پلان شده باشد؟
شاید، ولی من از محفل عروسی مارشال صاحب فهیم و دو برنامه دیگر آگاهی نداشتم و مصروف کارهای خود بودم.
آقای مسعود می خواهم در مورد انتخابات صبحت کنیم، کمتر از یک سال به انتخابات زمان باقی مانده است، در این روزها بحث انتخابات در گوشه و کنار کابل از هر چیز دیگر داغ تر است، چشم انداز شما در انتخابات پیشرو چیست؟
متاسفانه شرایط کشور یک حالت مطلوب نیست.
بطور مثال؛ مسئله صلح از اختیار افغان ها بیرون شده است، فعلا در قطر کشورهای خارجی در قبال سرنوشت افغانستان تصمیم می گیرند و دولت افغانستان در این قمست قطعاً ناکام است.
می خواهم بگویم که دولت افغانستان نتوانسته زمینه های معقول انتخابات را آماده سازد و این یک مشکل بزرک در کشور است.
حکومت حتی در توشیح قانون انتخابات ناکام بوده است.

بیبینید، 9ماه دیگر به انتخابات مانده اما می بینیم که حکومت تاکنون تصمیم اش معلوم نیست. آنان در مورد انتخابات برای منافع خود در مجالس شبانه تصمیم می گیرند.
می خواهم بگویم که حکومت پیوسته تلاش می کند تا بتواند یک راه جدید را پیدا کند تا از برگزاری انتخابات سال آینده جلوگیری شود. من تاکید می کنم که انتخابات برای شهروندان افغانستان یک اصل است و باید در زمان تعین شده آن برگزار شود.
اگر به هر دلیل و بهانه ای کسی و یا گروهی از برگزاری انتخابات سرباز بزند، معنای این را می رساند که باید ملت افغانستان چندین نسل دیگر قربانی بدهند تا دوباره به جایگاه اول برسند.
اما با در نظر داشت شرایط موجود در افغانستان، انتخابات به خودی خود نمی تواند حلال تمام مشکلات کشور باشد. گرچی یک تعداد ادعا دارند که اگر انتخابات به صورت شفاف و عادلانه در سال آینده برگزار شود؛ تمام مشکلات کشور رفع و یا حل می شود.
من شخصاً به این نظر نیستم و می گویم که ما از فرصت انتخابات استفاده کنیم و کوشش کنیم که تمام نخبگان افغانستان گردهم بیایند و بین خود اتحاد سازی کنند و دیدگاه مشترک ارائه کنند. نخبگان با هم تفاهم کنند که انتخابات شفاف برگزار شود.
نقش اپوزیسیون و احزاب سیاسی در بهتر برگزار کردن انتخابات سال آینده چی خواهد بود؟
فرهنگ سیاسی در افغانستان طوری جا افتاده نشده که هر طرفی به شکل اصولی رفتار کنند. ائتلاف و احزاب سیاسی کشور به اصول خود پایبند نیستند، حکومت حاکمیت قانون را تطبیق نمی کند؛ به قانون پایبند نیستند و بسیاری نابسامانی های دیگر دراین کشور موجود است.
به طور مثال یکی از اپوزیسون کلان حکومت شورای همکاری احزاب است و از مدتی به این طرف آنان یک منشوری را به نام منشور دموکراسی امضا کردند و پایبندی خود را در برگزاری انتخابات شفاف در سال آینده نشان دادند، اما اگر آنان بخواهند که حکومت افغانستان را در سال آینده زیر فشار قرار بدهند، به نظر من کافی نیست و آنان پیشتر از این باید حرکت کنند.
مطرح شدن بحث های مثل لویه جرگه، گمانه زنی های که دراین مورد وجود دارد، گفته می شود که دست های کار می کند که به بدیلی برای انتخابات آینده در نظر گرفته شود. یا اصلا شکل و شیوه انتخابات را تغییر بدهند، کسانیکه فعلا در راس حکومت هستند، آنان بازهم بتوانند در حکومت آینده جایی در رده اول حکومت داشته باشند، شما فکر می کنید که این واقعیت دارد؛ اگر واقعیت داشته باشد با این وجود، افغانستان را چی چیزهای تهدید می کند؟
قبلاً هم گفتم که انتخابات سال آینده یک اصل و یک خط قرمز برای مردم افغانستان است.
نمی شود از انتخابات فرار کنیم، بخاطر ادامه نظام سازی در افغانستان انتخابات منحیث یک اصل باید باقی بماند.
ما نمی توانیم یک فرهنگی را که دوازه سال پیش آغاز شده او را به انحراف بکشانیم، اما طوریکه قبلاً عرض کردم حکومت تلاش می کند تا یک راه برای بدیل انتخابات پیدا کند، راه های به بدیل حکومت آوردن لویه جرگه و اجماع ملی است.
البته اجماعی ملی در نفس خود یک مسئله بد نیست اما اینکه اجماع چگونه تعریف می شود و حکومت از آن چی می خواهد یک مسئله جداگانه است.
نظر به اطلاعات ما حکومت می خواهد از طریق اجماع ملی یک تعداد شخصت های کلان کشور را بیاورد و از این طریق می خواهد قدرت را تقسیم کند و حکومت موجود در افغانستان را حفظ کند.
آقای مسعود، دو معضل بزرگ فراروی انتخابات سال آینده موجود است، یکی عدم مشارکت اکثریت مردم و دوم معضل امنیت، شما از این لحاظ انتخابات پیشرو را چگونه پیش بینی می کنید؟
بدترین انتخابات از این که انتخابات نشود بهتر است، چهار چالش عمده در حال حاضر در افغانستان وجود دارد.
1. چالش سیاسی: آیا ما قادر می شویم که انتخابات موفقانه داشته باشیم و مرحله عبور از سال 2013 به 2014 به شکل با ثبات پشت سر گذاشته شود. احزاب سیاسی، حکومت افغانستان و نهادهای مختلف کشور در انتخابات سال آینده به رقابت سالم می پردازند.
2. چالش امنیتی: آیا نیروهای امنیتی قادر هستند که بتوانند از حملات احتمالی دشمنان افغانستان جلوگیری کنند و توانایی تامین امنیت انتخابات پیشرو را داشته باشند.
3. چالش اقتصادی: وقتیکه جامعه جهانی افغانستان را بعد از سال 2014 ترک کند، کمک های جامعه جهانی کاهش می یابد، اقتصاد جایگزین کمک های خارجی چیست.
4. چالش اجتماعی: مردم افغانستان در عدم مسئونیت روانی قرار دارند، امکان دارد که بتوانیم به مردم افغانستان اطمینان بدهیم که سال 2014 می تواند یک فرصت بخاطر نجات افغانستان باشد.
حکومت افغانستان این چالش ها را به تنهایی حل کرده نمی تواند، بناً حکومت باید قانون انتخابات را توشیح کند تا احزاب سیاسی و نامزادان ریاست جمهوری آمادگی شانرا بگیرند.
حکومت فعلاً مرحله عبور و گذار از 2013 به 2014 را به شکل درست مدیریت کرده نمی تواند، به همین خاطر است که ما پیشنهاد کردیم که تفاهم میان نهادهای مدنی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور انجام شود؛ تا مرحله گذار به شکل مسالمت آمیز و مشترک سپری شود و به 2014 با ثبات برسیم.
در مورد دفتر طالبان در قطر، می خواستم بپرسم که نقش کشورهای خارجی در پروسه قطر چگونه است؟
پاکستان بعد از گذشت دوازده سال دوباره خود را به جایگاهی قرار داده است که می خواهد در مسایل افغانستان در بخش های مختلف مداخله کند، که یکی آن مسئله قطر است. در واقع پاکستان دوباره می خواهد تصمیم گیرنده در مسایل افغانستان باشد و می خواهد اوضاع جهانی را به نفع خود تمام کند.
بنابر ضعف و رهبری دولت افغانستان، پاکستان دوباره با جامعه جهانی پرونده افغانستان را یکجاه به دست گرفتند؛ این برای مردم ما بسیار خطرناک است.
شما فکر می کنید که دولت افغانستان دراین دیپلوماسی شکست خورده است؟
بلی؛ دولت افغانستان غیر از این، در بسیار موارد دیگر نیز شکست خورده است.
در روابط خارجی، مسئله صلح، در قسمت انتخابات شکست خورده و در مرحله عبور از بحران از 2013 به 2014 نیز در حال شکست است.
به عنوان پرسش آخر، شما به موضوع سال 2014 اشاره کردید، خوشبینانه ترین شرایط کشور پس از این سال چگونه خواهد بود؟
ما در مدت چهل سال اخیر، ایدیولوژی های مختلف جهان را تجربه کردیم، این ایدیولوژی ها تلاش داشت تا یک مشروعیت سیاسی را در افغانستان کسب کند و بتوانند در این کشور بالای مردم ما حکومت کنند، اما دیدیم که این ایدیولوژی ها به نوبه خود از جمله تنظیم های جهادی، طالب و کمونیست ها شکست خوردند.
بناً من امیدوارم که بتوانیم بعد از سال 2014 یک رویکرد و دیدگاه ملی داشته باشیم و رویکردهای ایدیولوژی و قومی از بین برده شود.
سپاس از شما آقای احمدولی مسعود