رئیس جمهور اوباما از معدود رهبرانی است که در دنیای غرب و پس ازبحران بزرگ اقتصادی که سالهاست دامن این کشورها را گرفته است، برای بار دوم و با اکثریت چشمگیری به پیروزی می رسد. بدون تردید، این مساله نشانگر قدرت اخلاقی، نفوذ معنوی و نیز جدیت ایشان در مدیریت شرایط دشوار اقتصادی و بحرانهای کلان بین المللی است که با دوران ریاست جمهوری اش همراه بوده است. پیروزی مجدد اوباما در شرایطی اتفاق می افتد که بحران اقتصادی نشات گرفته از امریکا، چندین رئیس جمهور و نخست وزیر را در کشورهای مختلف غربی از یونان تا فرانسه خانه نشین کرده است.
به نظر می رسد که اولویت اصلی دور دوم کار رئیس جمهور اوباما بر حل مسایل داخلی امریکا استوار خواهد بود. بحران اقتصادی، مسایل مالیه، رسیدگی به مشکلات پناهندگی چندین میلیون مهاجر غیر قانونی در این کشور، یافتن راه حل مناسب برای مشکل اسلحه و غیر قانونی ساختن جواز حمل آن، از مهمترین مسایلی است که تمرکز رئیس جمهور اوباما بر آنان چشمگیر خواهد کرد. گزافه نخواهد بود که در دوره پیش رو، به رئیس جمهور اوباما، رئیس جمهور داخلی گفته شود.
توجه اصلی به مسایل داخلی از سوی رئیس جمهور اوباما به این معنی نخواهد بود که سیاست خارجی امریکا به فراموشی سپرده می شود. سیاست خارجی امریکا در دوره کنونی به دست تیمی قرار گرفته است که در راس آن سناتور جان کری؛ از کهنه کار ترین سیاستمداران این کشور قرار دارد. تلاش سیاست گذاران خارجی امریکا در دوران دوم ریاست جمهوری اوباما بیشتر بر عملگرایی (پراگماتیسم) و دوری از تنش در عرصه بین الملل استوار خواهد بود. انتصاب آقای هیگل در راس تیم نظامی و دفاعی امریکا نیز در جهت تقویت سیاست خارجی ملایم معنی می دهد. در مسایل نظامی آقای هیگل از شخصیت های معروفی است که به احتیاط ، دور اندیشی و نیز اجنتناب از تنشهای نظامی و لشکر کشی های بیرونی متمایل است. گرد آوری چنین تیمی، یقینا به معنی لزوم چرخش آشکار در سیاستهای خارجی و نظامی امریکا معنی می دهد.
موضوعات ذیل اهم اولویتهای سیاست خارجی امریکا در دور دوم ریاست جمهوری آقای اوباما را تشکیل می دهند :
ایران:
بدون تردید نظام ایران و سیاستهای بلند پروازانه اتمی آن تهدید جدی علیه منافع استراتژیک امریکا در منطقهء مملو از منابع انرژی خلیج می باشد. سیاست امریکا در دور قبل بر اصل مذاکره و جستجوی راه حل دیپلوماتیک مساله ایران استوار بوده است. هرچند تلاش های زیادی صورت گرفت تا امریکا مستقیما و یا توسط اسرائیل بر تاسیسات اتمی ایران حمله کند و لی بحران عراق، افغانستان، مشکلات اقتصادی امریکا و نیز دور اندیشی شخص اوباما مانع این برنامه گردید.
در دور دوم نیز تلاشهای دیپلوماتیک ادامه خواهد یافت و به احتمال زیاد و با توجه به تاثیر تحریم های اقتصادی امریکا علیه ایران، مذاکرات مستقیم و فراتر از مسایل اتمی مورد بحث قرار خواهد داشت. در صورت شکست تلاش های دیپلوتیک چنانچه ایالات متحده امریکا بین ایران اتمی و حمله بر ایران برای جلوگیری از دستیابی این کشور به اسلحه اتمی مجبور به انتخاب شود مسلما حمله بر ایران را در دستور کار قرار خواهد داد.
سوریه:
سوریه تبدیل به موضوع جدی وپیچیده ای شده است. با تو جه به افزایش قربانیان غیر نظامی، فشارهای فزاینده ای از سوی کشورهای منطقه ازجمله ترکیه و عربستان وجود دارد تا ایالات متحده را برای حمله مسلحانه به سوریه متقاعد کند. تا کنون چنین به نظر می رسد که امریکا علاقمند حمله نظامی به این کشور نمی باشد. اختلافات شدید نیروهای مخالف بشار الاسد و ترکیب نا متجانس آن از قبیل تندروان سلفی، متحدان القاعده و جدایی طلبان کُرد، سوریه را به آتش فشانی مبدل کرده است که کوچکترین بی احتیاطی و سهل انگاری، باعث انفجار عظیمی می گردد که مهار آن کار دشوارتر از تحمل بشار الاسد به نظر می رسد. امریکا تلاش می ورزد تا رضایت چین و روسیه را که از متحدان سوریه می باشند بدست آورده و با تشکیل ائتلاف جهانی، کار سوریه را یکسره نماید.
افغانستان:
برنامه خروج نیروهای امریکایی پس از سال 2013 آغاز می گردد و اوباما همانند عراق میراث خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را در کارنامه اش به یاد گارخواهد گذاشت. سئوال اساسی برای تمام علاقمندان افغانستان این است که وضعیت این کشور پس از خروج نیروهای امریکایی به چه شکلی رقم خواهد خورد؟ مسلما وضعیت افغانستان نباید به سمت هرج و مرج، دوام بحران و عدم مشروعیت سیاسی سیلان نماید. چنانچه اوضاع افغانستان به سمت نا خواسته ای پیش برود، در کنار مردم افغانستان هم ایالات متحده امریکا و هم تمام اعضای پیمان ناتو متضرر خواهند شد. بنا براین عاقلانه به نظر نمی رسد که پس از خروج نیروهای نظامی بین المللی، افغانستان به حال خودش رها گردد. پس از خروج سربازان امریکایی باید تلاش صورت بگیرد که روند سیاسی حل مشکلات افغانستان سرعت یابد. برگزاری انتخابات آزاد و شفاف و متعاقب آن ایجاد یک دولت پاسخگو و سالم می تواند بسیاری از مشکلات افغانستان را حل کند.
بر خلاف آنچه وانمود می گردد، سال 2014، سال تغییرات شگرف و غیر قابل پیش بینی در افغانستان نمی باشد. با توجه به خطر تجدید قوای تروریسم، مسایل مهم لاینحل در منطقه وجلو گیری از تکرار اشتباهات دهه نود میلادی ، ایالات متحده امریکا حضور معنی دار خود در افغانستان را حفظ خواهد کرد و خروج بخش بزرگی از نیروهای نظامی اش به معنی پایان ماموریت امریکا در افغانستان نخواهدبود.
چین:
تیم جدید حاکم بر جمهوری خلق چین، از درون نیروهای جوان و کمتر ایدولوژیک حزب کمونیست سر بر آورده اند. امریکا تلاش خواهد کرد تا از طریق گسترش و استحکام روابط اقتصادی با این کشور نقاط اختلاف بر انگیر میان دو کشور را به گونه ای پوشش دهد که برای چین اهمیت روابط اقتصادی برا ه امری ارجحیت پیدا نماید. فراموش نباید کرد که بلند پروازیهای نظامی و اقتصادی چین مایه نگرانی جدی برای منافع بلند مدت امریکا در کل جهان محسوب می گردد.
5.القاعده و تروریسم:
مساله تروریسم و گسترش این پدیده خطر ناک جهانی از مسایل حساسی است که ایالات متحده نمی تواند از کنار آن به آرامی بگذرد. این خطر متاسفانه اگر در جائی سر کوب می شود از نقطه دیگری سر بلند می کند. امریکا همچنان حساسیت و قاطعیت خود را در برابر آن حفظ خواهد کرد.
اروپا:
هرچند اروپا به دلایل بیشماری از اهمیت زیادی برای امریکا برخوردار می باشد و لی اوباما رئیس جمهور پس از جنگ جهانی نیست که اولویت نخست سیاست خارجی اش را اروپا تشکیل بدهد. امریکا در این دوره سیاست نگاه به شرق را با جدیت بیشتر از پیش ادامه خواهد داد و تلاش خواهد کرد تا روابط بین المللی خویش را در افقهای دورتر از این قاره گسترش بدهد.