رئيس جمهورکرزی، در رأس يك هيئت بلند پايه شنبه ٢ فبرورى، وارد انگلستان شد تا در امتداد جلسات پیشین، گفت و گوهايش را اين بار با همتاي پاكستاني اش آصف علي زرداري، به ميزباني ديويد كامرون نخست وزير انگلستان ادامه دهد. نشست سه جانبه افغانستان، پاكستان وانگلستان براي اولين بار درجولاي سال ٢٠١٢ ميلادی و با ابتكار انگلستان در كابل بر گزار شد. هدف از اين اجلاس، نزديك کردن موضع اسلام آباد و كابل، ايجاد هماهنگي بين دو كشور و اتخاذ يك استراتژی واحد در مقابله با طالبان و القاعده در دوسوي خط ديورند بود. دومين نشست در نيويورك امريكا برگزار شد كه بازهم روی پروسه صلح، همكاری های اقتصادي و هماهنگي بيشتر بين دو كشور تأكيد شد.
پس از نشست اول میان سه کشور، مسافرت های پی هم مقامات رسمي دولت افغانستان به انگلستان بیشتر شد. این مسافرت ها از معاونان رییس جمهور شروع و تا به سفر برخی وزرا و مقام های عالی رتبه افغانستان ادامه یافت. اگرچه دیدارهای مقامات دولتي افغانستان در مطبوعات افغاني و خارجي كمتر انعكاس یافت و احتمال می رفت که تعمدی نیز در این کار باشد تا چنین مسافرت هایی پنهان نگهداشته شود اما، این رفت و آمد ها از دید خیلی ها نیز دور نماند. نتایج این سفر ها، اما در موضع گیری های رییس جمهور و دولتمردان افغانستان و نیز نحوه برخورد با مقام های امریکایی، کاملا احساس شد. عدم انعطاف پذيري كرزي در برابر آمريكا و بهانه تراشی در راستای امضا نکردن پيمان امنيتي میان کابل _ واشنگتن، نشان از آن داشت كه آقای کرزی نیم نگاهی به انگلستان به عنوان یک قدرت برتر جهانی، دارد.
انگليسي ها كه مبتكر اين گفتگوها و این روزها، ميزبان سومين دور نشست سه جانبه است در تاریخ منطقه، حضوری طولانی مدت در جغرافیای پیرامون افغانستان داشته اند. این حضور، به تأسيس كمپاني هند شرقي در 1600 ميلادي می رسد. كارگزاران آن شركت كه در واقع نمايندگان دولت استعماری انگليس در منطقه بودند، در راستاي حفظ مستعمره شان دست به هر اقدامي زدند. از همان زمان، افغانستان به عنوان يك كشور داراي موقعيت استراتیژيك و سپر بلا براي هندوستان، توجه انگليسي هارا به خود جلب كرد و با نزديك شدن روس ها به مرزهاي افغانستان اهميت افغانستان براي شان بيشتر شد.
انگلیسی ها حتی پس از استقلال هند و ایجاد کشورهای پاکستان و بنگله دیش، تاکنون حضور محسوس و غير محسوس خود را در اين منطقه حفظ كرده اند. معروف ترين دخالت مستقيم انگليسي ها در اوايل قرن ١٩ ميلادي (١٨٤٢-١٨٣٩) بود كه شاه شجاع را از هندوستان به افغانستان آوردند و بعد از مدتي، او را تنها رها كرده و كمك هاي مالي خودرا بالای او قطع کردند.
در نتيجه قطع كمك هاي مالي و لوژستیکی انگلستان بود که بقاياي لشكر انگلستان شكست سختي را از افغانها متحمل شد ند.” آن جنگ حدود 40000 نفركشته و 15 ميليون پوند خسارت مالي داشت كه در مقايسه با پول امروزي حدود 50 ميليارد پوند (حدود ٨٠ ميليارد دالر) مي شود.”١
ورود انگليسي ها به افغانستان در سال 2001 ميلادي، درقالب نیروهای ” ناتو “، بنا به گزارش روسيه تودي (RT ) به نقل ازمقامات انگليسي تاكنون حدود 27.6 ميليارد پوند هزينه داشته است و ممكن است تاخروج كامل نيروهاي انگليس از افغانستان به حدود 32.5 ميليارد پوند برسد. علاوه برخسارات مالي، انگلیس حدود 444 نفر از سربازان خویش را نیز از دست داده است.
تلفات و خسارات انگليسي ها اين بار به مراتب كمتر از اوايل قرن نوزدهم به نظر مي رسد ولي با آن همه، هزينه جنگ افغانستان بر اقتصاد ور شكسته انگلستان بسيار سنگين است. اگرچه برخي تحلیلگران امیدوار بودند كه نشانه های مثبتی حاکی از ترمیم وضعیت اقتصادی انگلستان را مشاهده کنند، ولي اعداد و ارقام رسمی اعلام شده حكايت از سقوط مجدد انگلیس در ورطه بحران اقتصادی دارد. “به دنبال کاهش 0.3 درصدی درآمد ملی در سه ماهه آخر سال گذشته میلادی، این بار آمارها حکایت از کاهش 0.2 درصدی درآمد ملی انگلیسی ها در سه ماهه ابتدایی سال 2012 دارد.”٢ با اين حساب، مي شود گفت كه انگلیسي ها مجدداً به جمع كشورهايى كه دچار بحران اقتصادى شده اند، پیوسته است.
با این همه، انگليسي ها مصمم هستند كه افغانستان را پس از سال ٢٠١٤ تنها نگذارند و با تغيير نقش نيروهاى خود از نقش جنگي به تیم حفاظتي در افغانستان حضور داشته باشند. این کشور در نظر دارد كه هرسال حدود 165 ميلييون پوند به افغانستان كمك مالي کند و اين كمكها ممكن است تا ده ها سال ديگر ادامه داشته باشد. با همه اين وعده ها روي آوردن يكجانبه دولت افغانستان بسوي انگلستان به نظر بعضي كار شناسان موثر به نظر نمی رسد .٣
آمريكا كه بالاترين خسارت هاي مالي و انساني را در افغانستان متحمل شده وقدرتمند ترين دوست و همكار دولت افغانستان به شمار مي رود ازنزديك حركات دولت مردان افغانستان رادنبال مي كند و به آنها (حكومت افغانستان ) فرصت داده است تا ميزان دوستي وصداقت خود را ثابت كنند. چنانچه گفته مي شود كه اكثر مهره هاي دولت پاكستان كه در داخل دولت افغانستان مشغول فعاليت هستند در ماههاي اخير از امريكا دلسرد شده و به انگلستان روي آورده اند. اين رويكرد بنا به نظر برخي آگاهان خطرناك است وممكن است امضا قرارداد امنيتي را به تاخير بيندازد و در نهایت منجر به خروج كامل نيروهاي آمريكا از افغانستان شود.
اگر چه نيروهاى انگلیسی از دير زمانى به اين سو، در اين مناطق حضور داشته اند و به بافت هاي پيچيده قومي ومذهبي آشنايي كامل داشته، همواره در نوع انتخاب استراتژي و چگونگي حفظ سيطره شان در اين مناطق از آمريكايي ها پيشي گرفته اند. با اين وجود، آنها بازهم نمي تواند جايگزين مطمئنی براي آمريكایی ها باشند چرا که انگلیسی ها نه امكانات كافي و توانايي مالي دارند كه در افغانستان مصرف نمايند ونه افغانستان براي انها آنقدر مهم است كه درصدر همه برنامه هاى خود قرار دهند. انگلستان، هميشه از ديد پاكستانی ها به افغانستان نگاه كرده و كوشش نموده است تا افغانستان دنباله رو سیاست های پاكستان باشد. روند تحولات در 12 سال اخير نشان داده كه نگاه پاكستان به افغانستان تحقير آميز وهمراه با طمع بوده است. به باور اکثر ناظران، اين نگاه پاکستانی ها، بدون فشار محكم اقتصادي، سياسي و يا نظامي تغييرنخواهد كرد و عذر و زاري در فرهنگ استخباراتي پاكستان راه به جايى نخواهد برد.
سازمان استخباراتي پاكستان، استراتژي مشخص و مدونی در موردافغانستان دارد كه درهيچ شرايطی از آن دست نمى كشد و ممكن است تاكتيك هاى مختلفي را براي رسيدن به اهداف خود استفاده كنند ولي اهداف انها هرگز تغيير نخواهدكرد. به طوركلي مي توان گفت كه اهداف زير از خواسته هاي مهم پاكستان در برابر افغانستان به عنوان عمق استراتژیکی اش به شمار می رود.
تضعيف قدرت وتوانايي هاي ملي در افغانستان
ايجاد دولت ضعيف وهمسو با اسلام آباد در کابل
تبديل افغانستان به بازارمصرف كالاهاي پاكستاني
قطع و يا كمرنگ ساختن روابط سياسي- اقتصادي افغانستان با كشور هاي ديگر مخصوصاً هندوستان
پایان بخشيدن به موضوع خط ديورند ومسئله پشتونستان
تبدیل افغانستان ميدان تمرين و مانورهاى جنگى و بالا بردن توان نظامي واستخباراتي پاكستان
درحالي كه دولت افغانستان استراتژي مشخصي براي مقابله با پاكستان ندارد و دقيقاً نمي داند براي متوقف كردن برنامه هاي پاكستان در افغانستان چه راه هايى را بايد طي كند؛ پاکستانی ها با زرنگی تمام بازی شان را به پیش برده اند.
دولت افغانستان از سویی دیگر، هـيچ اهرم فشارى در اختيار ندارد تا به وسیله آن بتواند از فعاليت هاي تخريبي پاكستان در داخل افغانستان جلو گيري کند.
درنشست هاي سه جانبه، پاكستان باتجربه تر ازحريف افغاني خود ظاهر شده و بسيار حساب شده و دقيق در راستاي طالباني شدن افغانستان گام برداشته است و تلاش مي كند تا كشورهاي حامي افغانستان را متقاعد كند كه كليد حل معماي افغانستان در دست پاكستان است ولي اين نشست ها نتايج مثبتی براي افغانستان نداشته است.
آزادی شمار زيادي از طالبان- به عنوان محصول این نشست ها- ماشين جنگي طالبان را قدرت بيشتری بخشيده است. حملات گسترده و پيچيده طالبان با هماهنگی آی اس آی در کابل و برخی شهرهای دیگر دليل روشنی بر اين مدعي است. در این که این حملات از سوی طراحانی باهوش تر از طالبان، انجام شده شکی نیست و اسناد و داشته های سازمان استخبارات افغانستان نیز، گواهی بر این امر است.
باز گشايي دفترطالبان در قطر شكست ديگری براي دولت افغانستان به شمار می رود. زیرا که طالبان از يك طرف به جمع آوري كمك هاي ميليوني عرب ها مي پردازند و از طرفی ديگر، آدرس سياسي مشخصی براي خود ايجاد كرده اند و خود را كار آمدتر و صادق تر از دولت مركزي افغانستان به دنيا نشان مي دهند.
مأخذ:
١- اكو نوميست ، ٢٤ جنوري ٢٠١٣ ، بخش آسيا
٢- ديلي تلگراف ٢٥ جنوري ٢٠١٣ ، فيليپ الدريك
٣- تلگراف ٣٠ جنوري ٢٠١٣ توماس هاردين