غزني، بعد از مدينه و پس از دمشق؛ سومین شهر بزرگ در جهان اسلام است كه نقش چشمگیری در ترويج دين اسلام داشته است.
دومین ویژگی این شهر، ادبیات و شعر است. سلاطين غزنه در رشد و گسترش ادبيات فارسي سهم بارز و در خور ستایش داشته است.
غزنی، در همایشی تحت عنوان “غزنیشناسی” به میزبانی بررسی کارنامه خود نشت و مهماندار مقامهای دولتی، دانشمندان و روحانیون، بود.

این همایش، روز پنج شنبه هفته گذشته در سالن کنفرانس های مقام ولایت غزنی، برگزار شد.
غزنی، شهری که در سال 2007 ميلادي از سوي كنفرانس كشورهاي اسلامي و سازمان فرهنگي آيسيسكو به عنوان پايخت تمدن و فرهنگ كشورهاي اسلامي براي سال 2013 ميلادي، برگزیده شد.
ولایت غزنی، بهار سال آینده، افتخار تمدنی و تاریخیاش را جشن خواهد گرفت.
دكتر عبدالمجيد ناصري از سخنرانان همايش غزنی شناسی، ميگويد؛ در تاريخ اسلام، تنها شهرهاي مدينه، غزني و دمشق افتخار يافتند که دین اسلام را گسترش دهند.
به همين دليل، شهر غزني از سوي سازمان فرهنگي آيسيسكو پايتخت فرهنگي ممالك اسلامي براي سال 2013 برگزيده شده است.
آقاي ناصري مي افزايد: “از سال 350 هجري قمري، اسلام توسط سلاطين غزنويان در شبه قاره هند و شرق آسيا صادر شد و پس از تلاش هاي غزنويان براي صدور اسلام، نام شهر غزني “حضرت غزنه” گذاشته شده است.”
ترويج ادبيات فارسي اولويت مهم سلاطين غزنه
آقاي ناصري ميگويد، در كنار تفكر اسلامگرايي كه سلاطين غزنويان داشتند، ترويج ادبيات فارسي به عنوان زبان ملي و احياي آداب و رسوم؛ مانند عيد مهرگان و عيد نوروز از اولويت هاي بزرگ آنان بود.
به باور آقاي ناصري سلاطين غزنه تلاش داشتند كه در سايه دين و ادبيات واحد، امپراطوريشان را يكپارچه و متحد سازند.
آقاي ناصري تاکید کرد، كاري كه براي رشد ادبيات فارسي در زمان غزنويان انجام شده قبل از آن سابقه نداشته است. او گفت: “همزمان با غزنويان، آلبويه در ايران در برابر زبان فارسي خصومت میورزید و براي ترويج زبان عربي در آن سرزمين، تلاش ميكرد. در حاليكه سلاطين غزنه 400 شاعر و نويسندهی فارسي زبان را در شهر غزني جمعآوري نمودند كه شاهكارهاي فردوسي در ادبيات، و شاهكارهاي سنايي در عرفان و تلاشهاي بيهقي در تاريخ، نمونههاي برازندهی آن عصر ميباشد.”
دكتر حفيظالله شريعتي، يكي ديگر از سخنرانان اين همايش، ميگويد که در زمان غزنويان ماندگارترين كارها براي ترويج ادبيات فارسي انجام شده است.
او ميگويد نثر مرسل بارنخست توسط كاتب دربار سلطان محمود ابوالفضل بيهقي ابتكار شده است و در عصر حاضر از اين نثر در ادبيات روزنامه نگاري استفاده ميشود.
به باور آقاي شريعتي، ميكروهيستوري يا ريزنگاري از مشخصات بي مانند نثر بيهقي است. چيزي كه هم اكنون در ادبيات رسانه و روزنامه نگاري، مرسوم است.
ابتكارات غزنويان در علم و ادبيات
آقاي ناصري ميگويد، شماري از دانشمندان كه در عصر غزنويان ميزيستند به ابتكاراتي دست يازيدهاند كه جهان اسلام پيش از آن در خود نديده بود.
او ميگويد، نخستين تفسير فارسي توسط ابونصر حدادي در عصر غزنويان نگاشته شده است. اين تفسير، از نسخه هاي خطي، در كشور تركيه نمونه برداري و چاپ شده است.
به گفته ی آقاي ناصري نخستين مركز علمي تخصصي به ابتكار ابوالفتح بستي در عصر غزنويان در شهر “بست” از توابع غزني آن زمان، ايجاد شده است.
او ميگويد، قبل از اين ابتكار ابوالفتح بستي، درس و تعليم در مساجد صورت ميگرفت و مدارس تخصصي به گونه جداگانه وجود نداشت.
آقاي ناصري همچنان ميگويد، اولين متن عرفاني توسط ابوالحسنعلي ابن عثمان هجويري بنام “كشف المحجوب” نوشته شده است.
اين اثر به عنوان اولين متن علمي عرفان، ثبت تاريخ شده است و قبل از اين متن، عرفان به گونه محفوظ سينه به سينه نگهداري و منتقل ميشد.
به گفته آقاي ناصري، پیوند عرفان با ادبيات فارسي در عصر غزنويان انجام شده است. سنایی مبتکر این رابطه است. سنايي غزنوي، شعر را از حالت ابتذال بيرون كرد و آنرا بستري ساخت براي بيان عرفان و شناخت خداوند.
خبرگزاری بخدی