وزیر دفاع حزب کارگر یا اصطلاحاً وزیر سایه در امور دفاعی بریتانیا طی مقاله ای که بتاریخ 17 جنوری 2013 در روز نامه تلگراف لندن به نشر رسانده است، دید گاههای حزب کارگر بریتانیا را در مورد افغانستان و نقش این کشور پس از سال 2014 تشریح نموده است. آقای مورفی که از اعضای سر شناس حزب کارگر بریتانیا می باشد کوشیده است با انتقاد از عدم شفافیت دولت حاکم، برخی از سیاستهای آنرا راجع به افغانستان گنگ و مبهم ارزیابی نماید. آقای مورفی به مسایل مهمی راجع به نیازمندیهای اردوی ملی و نیز سیستم دفاع هوایی افغانستان اشاره کرده است که تا کنون کمتر کسی در میان سیاستمداران این کشور به آن پرداخته است.
نجیب الله مهاجر، دیپلمات افغان مقیم بریتانیا، مقاله ای که به قلم آقای مورفی در روزنامه تلگراف لندن به نشر رسیده را برگردان کرده است.
وزرای حزب حاکم باید طرحهای خود را در مورد افغانستان روشن کنند چرا که، نیروهای بریتانیایی ممکن است سالها در نقش پر مخاطره ای در افغانستان باقی بمانند.
در حالی که توجه جهان، به قضیه کشور مالی- جائیکه بریتانیا به درستی برای مبارزه با شبه نظامیان اسلامی با جامعه جهانی همگام شده- متمرکز است، این نکته لازم به نظر می رسد که روی تعهدات بلند مدت بریتانیا به افغانستان- جائی که بیشتر از یک دهه از تعارض و ستیزه میزبانی کرده است- تامل شود.
تلاشهای پس از 2014 بریتانیا در افغانستان، می تواند قابل ملاحظه و دوام دار باشد. تا کنون اما، در این رابطه از حکومت کنونی مطالب اندکی می شنویم. گاهی در سیاست چنین اتفاق می افتد که انرژی و تمرکز معطوف شده به یک موضوع، در نسبت معکوس به اهمیت آن هدایت می شود. در حال حاضر، این مساله در مورد افغانستان درست به نظر می رسد و ما به جزئیات بیشتر ، صداقت و صراحت لازم از جانب وزرای حزب حاکم نیامندیم تا اعتماد و حمایت دراز مدت مردم را حفظ کنیم.
پس از تلفات زیاد بریتانیا، پیشرفت ها در افغانستان چشمگیر بوده، اما اطمینانی وجود ندارد که این پیشرفتها متوقف و یا به عقب بر نگردد. سرعت خروج نیروها، مقابله با حملات خودی (نیروهای افغانی بر خارجی) ساختن نیروهای افغان و مهمتر از همه زمینه سازی آشتی سیاسی از جمله واقعیت های اساسی هستند که غیر مطمئن به نظر رسیده و نیارمند پیشرفت هستند.
نقش نظامی بریتانیا پس از 2014 چه خواهد بود؟ بدون ارائه جزئیات کامل، گفته شده است که نقش بریتانیا پس از سال 2014 در افغانستان جنگی نخواهد بود. نیروهای بریتانیایی ممکن است همچنان با نیروهای افغان پس از سال 2014 همکاری کرده و جان شان را به خطر اندازند. نیروهای ما نقش دفاع از مربیان افسران افغان در اکادمی آموزش نظامی، دفاع از دیپلومات ها و تیمهای کمک به توسعه بازسازی بریتانیا در افغانستان را بر عهده خواهند داشت. برداشتی مبتنی بر این واقعیت وجود دارد که نقش غیر جنگی، نقش عاری از خطر معنی می دهد، در حقیقت اما، کسانی که پس از 2014 در افغانستان می مانند در معرض خطر قرار خواهند داشت. ما باید بدانیم که قواعد و شیوه های تعامل نیروهای باقی مانده ما در افغانستان چیست و چه کسانی مسئولیت امنیت آنان را بر عهده خواهند گرفت.؟
تعداد، ساختار و هدف نیروهای بریتانیا پس از 2014 در افغانستان هنوز نا مشخص است ولی، زمانی که پتانسیل لوجستیکی کمک، مربیان و حفاظت نیروها، مورد محاسبه قرار می گیرند این مساله می تواند امر مهمی تلقی شود. در بر خی موارد عدم اطمینان، امر اجنتاب نا پذیر است. ولی واضح است که بریتانیا سهم فعال نظامی برای سالیان متمادی در افغانستان خواهد داشت. وزرای حزب حاکم نیازمندند که بیشتر از هر زمانی راجع به مسایل فوق صراحت داشته باشند.
در ارتباط با سخت افزارهای نظامی پس از 2014، ما، از تلاشهای دولت کنونی برای انتقال وسایل و ادوات نظامی سنگین از افغانستان به کشور خود، حمایت می کنیم. نفر برهای زرهی ما، مانند عراق ممکن است در افغانستان گذاشه شوند ولی تا به امروز، پاسخهای اندکی به اینکه چه کسانی و با چه هزینه ای آنرا برای اردوی این کشور (افغانستان) فراهم می کند، داده شده است.
به طور مثال: استخبارات، تجسس، کسب هدف و شناسایی از مهمترین قابلیت ها در میدان جنگ به خصوص در زمینهای نا هموار افغانستان می باشند. به همان میزان، نیروهای افغان به قوای هوایی نیازمند است تا در امتداد مساحت این کشور،حرکت نمایند. در حال حاضر نیروهای افغان فاقد چنین وسایل و مهارت ها هستند. وزیر دفاع بریتانیا (وزیر حزب حاکم) گفته است که عملیات هواپیماهای بدون سر نشین، راه موثری است که همزمان با حفاظت از نیروهای بریتانیایی، به نیروهای افغان امتیاز استراتژیک می بخشد. سئوال مهم اینجاست که آیا پشتیبانی با جت های سریع و یا هلیکوپتر، توسط نیروهای ناتو و سایر نیروهای ائتلاف برای حمایت از نیروهای عملیاتی افغان صورت خواهد گرفت؟
ما تا هنوز کلمه ای راجع به چنین حمایت ها توسط ناتو و یا شرکای منطقه ای آن نشنیده ایم؛ ولی نقش بریتانیا در چنین حمایتی، باید مفصل و مدلل باشد تا رضایت مندی مالیه دهندگان و نیروهای خدمتی این کشور را فراهم کند.
حزب کارگر، از تعهدی به افغانستان حمایت می کند که مشتمل بر حمایت های دفاعی، توسعه ای، تلاش های دیپلماتیک برای ایمن سازی، ثبات پایدار در افغانستان باشد. در عین حال ما باید کشورمان را نیز با خود داشته باشیم. در میان کلیه گفتگوهای مبتنی بر بدست آوردن قلبها و مغزها در افغانستان. اینجا کشور دیگری بنام بریتانیا هم وجود دارد که باید شهروندان آن، متقاعد شوند.
برای یک سیاسمتدار مخالف حکومت ممکن است بیان این حرف ها غیر معمول به نظر برسد ولی دولت کنونی بریتانیا، باید برنامه های خود را مفصل و با وضاحت کامل، تشریح کند. این کار در جهت منافع هر دو کشور، مهم به حساب می آید.
نویسنده: جیم مورفی؛ وزیر سایه در امور دفاعی بریتانیا
روزنامه تلگراف-لندن