رمان “گمنامی” اثر نویسنده معاصر کشور، محمدجان تقی بختیاری توسط انتشارات تاک منتشر شده است.
این کتاب با طرح جلد قاسم رسولی و ویراستاری محمد حسین محمدی، در تیراژ 1000 نسخه به وسیله نشر تاک به بازار کتاب عرضه شده است.
این کتاب در 12 فصل و 274 صفحه نوشته شده و نثری پخته و محکم دارد؛ در عین حال این نثر روان و جذاب، مخاطب را به دنبال خود کشیده و لحظه ای رها نمی کند.

در صفحه 215 این رمان می خوانیم: “چهره اش را از بالا موی سیاه پرشکن و از دو جانب یک دستمال باریک ارغوانی احاطه کرده بود. پیراهن خرمایی رنگی به تن داشت که چسپ جان اش بود. از آن جا که من نشسته بودم، پایین تنه اش زیاد معلوم نبود، اما برآمده گی پستان هایش چشمانم را اذیت می کرد …”
پیش از این نیز از تقی بختیاری رمان “بلوای خفتگان” منتشر شده است که مورد توجه منتقدان و خوانندگان حرفه ای ادبیات قرار گرفته است.
بختیاری برای نوشتن این رمان سی و چهار ولایت افغانستان را گشته است؛ به همین دلیل هم رمان، اطلاعات دقیقی از جغرافیای افغانستان به دست می دهد.
هرچند رمان صرفا گزارش واقعیت های بیرونی نیست و به نظر بسیاری از اندیشمندان این حوزه، خود واقعیتی مستقل از عینیت های بیرونی می تواند باشد، اما با این حال بهره هایی که نویسنده رمان از این واقعیت های بیرونی برده است را نمی توان نادیده گرفت.
رمان، داستان یک زندانی است که در آخرین روزهای حیات خود قرار دارد و به زودی اعدام خواهد شد و این زندانی در کشاکش ذهنی خود، تمام زندگی خود را مرور کرده و دیگر برای او زمان، مرگ و زندگی ارزش و معنای خود را از دست داده است.
این رمان در عین حال نقاط عطف بسیاری دارد؛ او (شخصیت رمان) در روایت درونی داستان یا سرگذشت خود، این نقاط عطف را برجسته کرده و آنها را به مثابه فیلسوفی که به زودی جام شوکران را خواهد نوشید برای ما بازگو می کند.
رمان در عین حال زنده گی رقت بار مهاجران در کشورهای همسایه خصوصا ایران را به تصویر کشیده و و با نثری تلخ و گزنده واقعیت های موجود را بیان می کند.
نویسنده ای گمنام
محمد جان تقی بختیاری نویسنده ای غریب است و هرگز عادت به مصاحبه و رسانه ای شدن خودش ندارد.
همکارم نجیب الله نصیح چندین بار تلاش کرد تا از طریق تلفن قرار مصاحبه ای با این نویسنده بگذارد، اما هر بار تقی بختیاری به گونه ای عذر او را خواسته بود.
او ماجرا را با من در میان گذاشت و من فکر کردم که یک بار دیگر اگر این موضوع را مطرح کنم شاید ضرری نداشته باشد. بنابراین با او (تقی بختیاری) تماس گرفتم.
آقای بختیاری باز هم مسامحه به خرج می داد؛ اما من با او اندک دوستی یی داشتم و همین عامل هم سبب شد که بالاخره با او قراری بگذاریم و به دیدن اش برویم.
بعد از سعی فراوان بالاخره او را پیدا کردیم و او ما را به خانه اش دعوت کرد و با سادگی تمام پذیرای ما شد. البته با خصوصیات روحی و زندگی او ما بسیار کمتر آشنا بودیم.
اما او به گرمی با ما صحبت کرد و از خودش گفت و گفت که این اولین بار است که با دوستان رسانه ای گفت و گو می کند. اما او به ما گفت که نمی توانیم صدایش را رکورد کرده و یا از او عکاسی کنیم.
به اعتقاد این نویسنده رمان نویس سیاست مدار نیست که مدام در رسانه ها ظاهر شده و به سخیفانه ترین شکل سخن گفته و در باره همه چیز اظهارنظر کند.
بختیاری می گوید که به باور او یک رمان نویس معلم اخلاق هم نیست و او به رسانه ای شدن نویسنده واقعی اعتقادی ندارد. برای همین او حتا به ما اجازه نقل قول مستقیم از خودش را هم نداد.
بختیاری نویسنده ای غریب است که در این متن خبری نمی توان او را معرفی کرد. شاید برای همین هم هست که علی رغم انتشار رمان هایی خلاق و بحث برانگیز هنوز هم طیف گسترده ای از خوانندگان حرفه ای ادبیات بسیار کم در باره او می دانند.
حتی خود من که او را تا حدی می شناختم نیز در حیرت شدم از این همه ناآشنایی با نویسنده ای جدی، عمیق و خلاق که در مورد سطر سطر رمان هایش سال ها وقت صرف کرده و اندیشیده است.
بختیاری می گوید که او برای نوشتن، اتاق مخصوص و تاریکی دارد که هیچ کس را به آنجا راهی نیست و حتی همسرش نیز به آنجا نمی رود. او می گوید که او عموما شب ها به نویسندگی می پردازد.
در نگاه اول بختیاری نویسنده ای زمخت و دل ناچسب است و اهل تعارف هم نیست و به صراحت سخن می گوید و راز جمله ها را به خوبی می داند و بر زیر و بم سخن گفتن به خوبی آشناست.
اما با این حال بختیاری می گوید که او از گفتار بیزار است و وقتی سخن می گوید احساس ناخوشایندی دارد. اما اگر اندکی با او بنشینید و کمی جدی تر با او آشنا شوید بختیاری را نویسنده ای خوش اخلاق، خون گرم و صمیمی می بینید که هرگز ار حرف هایش خسته نمی شوید.
زیرا بختیاری در مورد تک تک حرف هایش با تامل حرف می زند و حافظه ای شگفت دارد و شاید برای همین هم هست که در رمان اش بسیاری از جاها با دقت توصیف شده و به تصویر کشیده می شود.
وقتی با او حرف می زنی، قبل از آن که با یک نویسنده طرف باشی با یک فیلسوف شکاک روبه رو می شوی که نسبت به جهان هستی بسیار بدبین است، اما امید به آینده را هم هرگز از یاد نبرده است.
بختیاری نویسنده ای آسان پسند نیست و خودش می گوید که رمان گمنامی را در طول 5 سال نوشته و شب هایی بوده است که او تاصبح بیدار بوده و در اتاق تاریک اش فقط توانسته است یک سطر بنویسد.
برعکس آن چه خودش می گوید او پذیرایی گرمی از من و نجیب الله نصیح کرد، من متوجه بودم که نجیب الله به شدت تحت تاثیر روش نویسندگی و زندگی این نویسنده قرار گرفته است.
با این حال تقی بختیاری به ما اجازه داد که چند قطعه عکس از او بگیریم.
بختیاری می گوید که چهره رمان نویس همیشه ثابت نیست و همیشه در تغییر است و رمان نویس خودش خودش را می شکند.
رمانی جنجالی
انتشار رمان گمنامی در بین منتقدان نیز با واکنش های متعددی رو به رو بوده است.
علی امیری، استاد دانشگاه در باره رمان “گمنامی” می نویسد: “گمنامی اثری موفق و ماندگار است. ناکامیهای گمنامی ناشی از قریب به محال بودن و مطلقا دشوار بودن نوشتن در روزگار ما است. گمنامی تلاشی است برای گشودن مسیرِ مسدودِ نوشتن … گمنامی اثری جدی است.”
امیری می افزاید: ” این رمان کوشش مستقلی است جهت گشودن راه کور نوشتن و تلاشی است برای به یاد آوردن؛ یاد آوردن دردها، دهشتها و غصههایی که بیتردید بر بازوان نسل امروز و فردا سنگینی میکند و خواهد کرد.”
امیری در جایی دیگر نوشته است: “گمنامی بسی حکایتها را ناگفته رها کرده است، اما آنچه را که گفته است مهم و اصیل است. آنچه گفته شده است حکایت حال همه ما است؛ حکایت ما بی زبانها که درد و دهشت خود را از بس که زیاد است، گفته نمیتوانیم.”
کاوه جبران، منتقد، شاعر و داستان نویس در باره رمان گمنامی نوشته است: “تقی بختیاری در رمان گمنامی به مرحلهجاری بودن دست یافته است و آن این که از ادای هیچ چیزی باک ندارد و هر نویسندهای باید به چنین مرحلهای برسد.”
کاوه جبران می گوید: “من با خواندن این کتاب به شدت ارادتمند این نویسنده شده ام و تاکید دارم که جسارت نویسنده در این رمان خیلی مهم است و این رمان نه تنها ماندگار خواهد بود بلکه از این نظر الگویی است برای نویسندگان آینده این وطن.»
امید حقبین، منتقد و داستان نویس در باره رمان نوشته: “برخی جاهای این رمان به شاهکار میماند، همانند بیان حالتهای یک اعدامی در صفحات آغازین رمان و فصل آخر که آدم از لذت خواندنش سیر نمیشود. رمان گمنامی رمانی ماندگار است اما مشکلات خاص خودش را هم دارد.”
پرسش از سنت؛ نگاهی انتقادی
رمان گمنامی در عین حال نگاهی انتقادی به وضعیت موجود در جامعه د ارد؛ حتی می توان گفت بسیاری از موضوعات جامعه سنتی افغانستان را به طور جدی با چالش هایی اساسی مواجه می کند.
رمان با طنزی تلخ و گزنده به انتقاد از سنت های خرافی پرداخته و پرسش هایی جدی در باره این موضوعات مطرح می کند که مخاطبان را عمیقا به فکر فرو می برد.
حتی می توان گفت در جاهایی رمان بسیار بی پروا پرسش های خود را مطرح کرده و همین عامل هم سبب شده است که شماری از مخاطبان در مورد این رمان، قبل از آن که آن را به طور دقیق و تامل انگیزانه بخوانند جبهه گیری کرده و یک سره آن را مردود شمرده اند.
تهدید به قتل نویسنده

انتشار این رمان جدی، خلاق و عمیق حاشیه هایی را نیز برای تقی بختیاری به دنبال داشته است.
نویسنده رمان گمنامی مدارکی را در اختیار من و همکارم قرار داد که نشان می داد او به طور صریح به مرگ تهدید شده است.
حتا عده ای که او نام شان را نیز به ما گفت رمان او را سوزانده و برایش فرستاده اند، همراه با نامه ای که می گوید “منتظر مرگ خودت باش”. بختیاری کتاب سوخته را به ما نشان داد و ما توانستیم نامه تهدید آمیز تهدیدکنندگان را بخوانیم.
بختیاری برای ما گفت و نشان داد که او در یازده مورد تهدید شده است.
این نویسنده تعدادی از مسیج های تلفنی را به ما نشان داد که همگی او را به مرگ تهدید کرده بودند . او گفت که صداهایی را نیز در اختیار دارد که از طریق تلفن عملا او را به مرگ تهدید کرده اند.
من و همکارم نجیب الله نصیح لحظه ای شوکه شده بودیم و از بختیاری پرسیدیم که چرا این همه تهدیدات را رسانه ای نکرده است؛ بختیاری گفت که او هرگز راضی نیست این موضوعات رسانه ای شده و او از این طریق بخواهد ماجراهای دیگری را پیگیری کند.
در موردی دیگر عده ای به ناشر نیز اخطار داده اند چرا این رمان را چاپ کرده است و باید هر چه زودتر تمام نسخه های رمان را از کتاب فروشی های کابل جمع آوری کند.
حتا شماری از افراد به کتاب فروشی های شهر کابل ازجمله “عرفان” مراجعه کرده و در مورد فروش و پخش این رمان به فروشندگان نیز اخطار داده اند.
این در حالی است که انتشار رمان گمنامی واکنش سفارت ایران را نیز به دنبال داشته است؛ گفته می شود کاردار سفارت ایران در کابل تعدادی از نسخه های این رمان را تهیه کرده و در اختیار شماری از عالمان دینی قرار داده است.
رمان خلاق و خواندنی با دیدگاهی متفاوت
با همه این حواشی و موضع گیری های متعدد و متفاوت پیرامون انتشار این رمان، این رمان داستانی جذاب و پرکشش دارد و تا پایان کتاب ما را با خود می کشد و لحظه ای دست از سرمان برنمی دارد.
می توان گفت این رمان نقطه عطفی برای رمان نویسی ما به شمار می رود. ما با این رمان با نویسنده ای جدی، خلاق و متفاوت رو به رو می شویم که روایتی شگفت از وضعیت معاصر انسان افغانی به دست می دهد.
خبرگزاری بخدی