خانه ادبیات افغانستان در چهل و دومین نشست نقد و بررسی ادبیات افغانستان، با همکاری مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری، مجموعه داستان کوتاه “برادرم رمضان” نوشته خانم تینا محمدحسینی را مورد نقد و بررسی قرار داد.
این برنامه ادبی روز پنجشنبه در تالار اَوِستای حوزه هنری در تهران، با حضور اعضای خانه ادبیات، جمعی از دانشجویان افغانستانی، جمعی فرهنگیان مهاجر و ایرانی و نویسنده کتاب، خانم تینا محمدحسینی برگزار شد. دکتر محمد امین زواری (نویسنده و منتقد افغانستانی) و علیالله سلیمی (نویسنده و منتقد ایرانی) داستان های این مجموعه را نقد و بررسی نمودند.
در آغاز این برنامه تینا محمدحسینی، نویسنده این مجموعه داستان کوتاه “برادرم رمضان” که نام کتاب هم از آن گرفته شده است را خواند و با تشویق حاضران روبرو شد.
دکتر زواری منتقد افغانستانی این مجموعه با نگاهی به تاریخچه ادبیات داستانی در افغانستان گفت که شروع داستان کوتاه در افغانستان در دههای سی و چهل می رسد.
موضوعی که به باور دکتر زواری در دهه شصت در فضای رعب و وحشت مبلغ حکومت کمونیستی وقت به محاق فراموشی رفت. اگر شماری در این دهه به آن پرداخته بدون شک از مبلغان حکومتی وقت بوده اند.
دکتر زواری شناخته شدن داستان کوتاه افغانستان را در مهاجرت بعد از دهه هفتاد و با نام های نظیر محمدحسین محمدی، محمدآصف سلطانزاده دانست و خانم محمدحسینی را از شمار نویسندگان نسل بعدی مهاجران دانست که توجه زیادی بر ایجاز نویسی و تکنیک دارد.
به باور زواری، نویسنده کتاب “برادرم رمضان”، بیشتر به فردگرایی، توجه دارد و در داستانهای او، دغدغه اجتماعی کمتر دیده میشود و به نوعی از مسایل تاریخی گریزان است.
به گفته او، ویژگی مهم این این مجموعه عدم دلبستگی نویسنده به نام جغرافیای افغانستان است. وطن در این داستانها یا حضور ندارد و یا در نا کجا آباد ذهن نویسنده است. اما نظیر برخی از نویسندگان که سعی می کنند با سیاه نشان دادن وطن، هویتی برای خود دست و پا کند، خانم محمدحسینی به دنبال آن نیست. این یک توفیق است. از حسن دیگر این مجموعه عدم مشکلات دستوری زبان و تسلط زبانی نویسنده بسیار قابل توجه است.
دکتر زواری در بخش پایانی سخنان خود خطاب به نویسندگان جوان و محمدحسینی که از وطن رانده شده و در سرزمین مهاجرت هم پذیرفته نشده اند گفت:” مشکل این است که اگر کسی با ز بان خود و هویت فرهنگی خود آشنایی نداشته باشد و بنویسد، دچار انزوای ناخواسته خواهد شد. کناره گیری از مسایل اجتماعی ممکن است در جاهایی از نظر زیبایی شناختی مطلوب واقع شود، ولی از نظر جامعه شناختی عیب بزرگی است. “
علیالله سلیمی، منتقد ایرانی کتاب «برادرم رمضان» در آغاز سخنان خود، ضمن تبریک به نویسنده کتاب به خاطر چاپ کتابش، گفت:” من به داستانهای این مجموعه به شکل رمان نگاه کردم. چون شخصیت های داستانی این مجموعه ارتباط منحصر به فردی با هم داشتند. این اتفاق قدرت و خلاقیت نویسنده را نشان می دهد.”
این منتقد ایرانی گفت:” در این مجموعه من با راویان دختری برخوردم که بی نهایت حال و هوای جوانی دارند. ما در این مجموعه با کسانی دچار هستیم که در مبادلات شخصی خود کمبود دارند و آرمان گرا نیستند. علاوه بر آن، این کتاب ویژگی خوبی که برای من داشت، این بود که فضای جدیدی را برای من معرفی کرد.”
به گفته او، اما آنچه در این مجموعه ناخوش آیند بوده، حضور سایه وار و منفعل پدر است. حتی برادر هم در جایی که نقش پدر را بازی می کند بسیار منفعلانه است.
سلیمی تاکید کرد:” ما در این مجموعه با پسران مواجه هستیم که خیلی بیخیال هستند. در حالی که ما در زندگی روزمره خود شاهد سرسختی و مسئولیت پذیری جوانان افغانستان هستیم. بسیاری از نوجوانان مهاجر حتی به مدرسه نمی روند ولی کار می کنند و مسئولیت می پذیرند. ”
به گفته او، در داستان “برادرم رمضان” فضا برای مخاطب باور پزیر نیست.
او گفت:” چرا رمضان در وطن خود افغانستان، طوری زندگی میکند که انگار در کشور غریبه است.؟ چرا حس وطن دوستی ندارد و مدام در حال فرار از وطن است؟ اصلا چرا چنین باشد که نام وطن برای شان مشکلاتی را پدید بیاورد. شاید این کتاب برای مخاطب افغانستانی مورد توجه قرار نگیرد، چون گریزانی از وطن و هویت به مذاق مردم خوش نخواهد نشست.”
در این مجموعه سایه مرگ بسیار پر رنگ است و در کل کتاب ما هیچ تولدی را نمی بینیم. ما اگر از گذشته دل خوش نداریم، حد اقل برای آینده خود امید بدهیم. برای من خوش آیند نبود که در تمام یازده داستان این مجموعه خندهی هیچ طفلی را ندیدم.
مجموعه داستان «برادرم، رمضان» اولین اثر محمدحسینی است که توسط نشر آگه منتشر شده است. این مجموعه در بر گیرنده یازده داستان کوتاه در 96 صفحه است. عناوین برخی از آنها عبارت است از: آخرین بولانی شکمپر، وسط پیادهرو، هلیکوپتر، کشف بزرگ، فقط هشت هفته، هر جا که میروی تنها نباشی و شاید یادش نمیافتاد.
تینا محمد حسینی، عضو خانه ادبیات افغانستان و متولد ولایت غزنی افغانستان است. وی در حال حاضر، دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه کرج است.
خبرگزاری بخدی