مهدی نوری تحصیلکرده روسیه است که در حال حاضر، دوره ماستری خویش را در مسکو سپری می کند. آقای نوری در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی افغانستان نیز حضوری فعال دارد. مدتی در سفارت افغانستان در روسیه کار کرده و در کنار آن مجله بین المللی افق را نیز منتشر می کند. در نهاد اتحادیه سراسری برای مهاجرین در روسیه به حیث مشاور ریاست عمومی است و در شهر مسکو با نهادهای مختلف مهاجرین نیز همکاری دارد. چندی پیش آقای نوری سفری به افغانستان داشت و فرصتی شد تا با او گفت و گویی انجام دهیم. شهریار شهرزاد از او، ابتدا در باره فعالیت هایش پرسیده است.

تشکر از شما و خبرگزاری بخدی. با توجه به اینکه ساکن شهر مسکو هستم و تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی ادامه می دهم فعالیت های من بیشتر در این شهر متمرکز شده است. دامنه فعالیت های من، در مجموع دربرگیرنده فعالیت های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و خبری است. از چند سال بدین سو با هدف اطلاع رسانی و اگاهی دهی، یک پایگاه انترنتی و یک مجله به نام افق را راه اندازی کرده ام و همان طور که انتظار می رفت با استقبال خوب مهاجرین افغان مقیم روسیه نیز مواجه شده است. البته اخباری که تحت چتر پایگاه انترنتی افق و مجله ما به نشر می رسد، تنها اخبار مربوط به مهاجرین در روسیه نیست بلکه اخبار و رویدادهای افغانستان و جهان را نیز پوشش می دهیم تا مهاجرین مقیم در روسیه، نه تنها از اوضاع روسیه بلکه از اوضاع داخلی کشورشان نیز با خبر باشند.
شما مشخصا در بخش مهاجرین در مسکو کار می کنید. نهادی که شما در آن کار می کنید چه فعالیت هایی انجام می دهد و شما در این نهاد کدام وظیفه مشخص را بر عهده دارید؟
این نهاد (اتحادیه سرتاسری مهاجرین روسیه) نام دارد که رئیس دو دوره 5 ساله آن، شخصی بنام محمد امین مجوندر از کشور بنگلادیش است.مهمترین فعالیت های این اداره، برگزاری کنفرانس ها و سیمینارهای بین المللی با حضور شخصیتهای سیاسی و فرهنگی کشور های مهاجر و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی روسیه برای بهتر زیستن و قانونی زندگی کردن در جغرافیای کشور روسیه است. رسیدگی به مشکلات مهاجرین و تجلیل از عیدهای بزرگ مانند نوروز و عیدهای دیگر بخشی از فعالیت های این تشکیلات است. من به حیث مشاور رئیس در این اداره همکار هستم. قانونمند شدن مهاجران بدون مدرك از جمله مهمترین بخش فعالیت این نهاد است. اتحاديه سرتاسري مهاجران روسيه تلاش دارد تا حضور غير قانوني بعضي از افراد را قانوني سازد و آنان را از امتيازاتي كه براي مهاجران مهياست،برخوردارکند. در حال حاضر، تقريبا 10 ميليون مهاجر، متشكل از كشورهاي تاجيكستان، افغانستان، ازبكستان، بنگلادش، ويتنام و چين در روسیه زندگی می کنند.
چه تعداد از مهاجران افغانستانی در روسیه زندگی می کنند و بیشتر به چه کارهایی مشغولند؟
نزدیک به صد هزار افغان در روسیه ساکن هستند که اکثر آنان فعالیت های تجارتی دارند . تعدادی مشغول امور فرهنگی و عده ای هم تحصیل می کنند.
آقای نوری! به نظر شما خواست مهاجران افغانستانی مقیم مسکو از دولت فعلی در افغانستان و نیز تحلیل شما از وضعیت کنونی کشورمان چیست؟
طبعیتا هر افغان در هر کشوری که باشد به او لقب مهاجر را می دهند . لذا یک مهاجر در هر کشوری که ساکن باشد از حداقل امکانات برخوردار است. هر افغان می خواهد که در کشور خود با کمال آسایش و رفاه زندگی کند. لذا بجاست تا دولت افغانستان با همکاری جامعه جهانی و همچنین ایالات متحده آمریکا، سعی در تامین امنیت کافی در افغانستان داشته باشد تا زمینه ای فراهم شود که افغان های مهاجر، نه تنها از روسیه، بلکه از تمام کشورهای دیگر به کشور خود یعنی افغانستان بازگردند. بدون شک افغان های بسیار زیادی در خارج از کشور هستند که از استعداد قابل توجهی در زمینه های مختلف برخوردارند، اما به دلیل اینکه ناامنی در کشور بیداد می کند، به کشور باز نمی گردند. به همین جهت تامین امنیت از جمله خواسته های مهم مهاجرین به شمار می رود.
شما افغانستان پس از سال 2014 را چگونه ارزیابی می کنید؟
سال 2014 ازابعاد مختلف برای افغانستان قابل درنگ وتآمل است. تحلیلگران و کارشناسان مسائل سیاسی هرکدام به نوبه خود تحلیلهای گوناگونی از وضعیت افغانستان پس از سال 2014 دارند.عده ای می گویند که با خروج نيروهای ناتو از افغانستان و آماده شدن حکومت برای گرفتن مسووليت های امنيتی، ممکن است افغانستان به سوی يک بحران سياسی حرکت کند.عده ای از تحلیلگران بر این باورند که افغان ها در حال حاضر، توانایی تامین امنیت در کشور را دارند و می توانند بدون نیاز به حضور نیروهای خارجی، امنیت در کشور را تامین کنند.آنچه که مسلم است این است که افغانستان پس از سال 2014 با بحران سیاسی روبرو خواهد شد. اگرچه با خروج نیروهای بین المللی از افغانستان، حمایت و پشتیبانی کشورهای مختلف، ادامه خواهد یافت. کشورهای جهان، نمی توانند افغانستان را به حال خود رها کنند. چرا که برگشت طالبان یعنی ایجاد بحران و این یعنی جنگ داخلی که این به نفع هیچ کشوری نیست.حضور مجدد طالبان به معنای شکست همه کشور های حامی افغانستان از جمله امریکا که خود را قویترین کشور می داند به شمار می رود. من باور دارم که امریکا به این سادگی از افغانستان خارج نخواهد شد.
شما درکنفرانس ها و سیمینارهای بین اللملی مختلف در باره افغانستان شرکت کرده اید؟ به نظر شما مشکلات فراروی سرمایه گذاری های اقتصادی در افغانستان چیست؟
نبود امنیت از یک طرف و نبود مدیریت سالم از سوی دیگر. البته تنها مسئلهء امنيت نيست كه سرمايه گذاري در كشور را تهديد می کند، بلكه موارد ديگري همچون فساد اداري نيز از جمله مشكلات فراروي اجرايي شدن موفق اين پروسه است. افغانستان دارای معادن سرشار و منابع طبیعی به ارزش میلیارد ها دالر است که تا کنون، از آنها استفاده معقولی صورت نگرفته است. هم اکنون برخی از این معادن در اختیار زورمندان قراردارد که به شکل غیرقانونی وغیرفنی ازان استفاده می شود. به نظر من این امر، مشکل بزرگی برای افغانستان به شمار می رود. اگر دولت افغانستان بتواند دراین مدت زمانی، جلو این خودسری ها را بگیرد و زمینه را برای استفاده درست از این منابع هموار سازد در درازمدت، می توان تمام مشکلات اقتصادی را ازعواید این منابع برطرف سازد.
شما به عنوان یک فعال فرهنگی و یک خبرنگار، در عرصه های فرهنگی نیز کار می کنید. ازدید شما فعالیت های فرهنگی به خصوص در میان نسل جوان کشور، چگونه است و چالش های فراروی آن چیست؟
پیشرفت فعالیت های فرهنگی در افغانستان به خصوص در میان نسل جوان کشور از جمله پیشرفت های قابل چشمگیر کشور در ده سال گذشته بوده است. جوانان، با راه اندازی وب سایت های مختلف در زمینه های مختلف، و اندیشمندان فرهنگ و ادب با راه اندازی نشریات مختلف، باعث شده اند که نابسامانی های فرهنگی افغانستان، کمرنگ شود ولی، با این وجود باید گفت که نهادهای فرهنگی، تلاش کنند تا در درجه نخست، بتوانند نقش مؤثر و مفیدی در رشد آگاهی جامعه داشته باشند. همچنین، نهادهای موازی با ارگان های فرهنگی نیز باید همکار هم باشند نه رقیب یکدیگر.
از طرفی هم، آنچه را که ما در شهر کابل نمی بینیم وجود یک فرهنگ سالم است. فرهنگ سالم حتی در خانه های وزیران نیز دیده نمی شود. متاسفانه هرچند که تشکیلات فرهنگی زیاد هستند ولی تاثیرگذاری آنان در جامعه بسیار ضعیف بوده است.
به نظر شما فرهنگ شهرنشینی در پایتخت کشور مشاهده می شود؟
کابل هیچ شباهتی با یک پایتخت ندارد. فرهنگ شهرنشینی در پایتخت ضعیف است. اسراف های بی نهایت در مهمانی ها و عروسی ها دیده می شود.اینان همه سنت های غلطی هستند که در چارچوب و در لباس فرهنگ، مردم آن را به تن کرده اند.
امروز، این افراط گرایی ها و عدم رعایت فرهنگ سالم، باعث عقب ماندگی جامعه ما شده است. آنچه که مرا شخصا ازار می دهد این است که ما بر اساس یک ایدئولوژی درستی که داریم بایدها را رعایت نمی کنیم. مثل عدالت، حقوق شهروندی و کمک به دیگران.
به نظر شما جوانان ما در خارج از کشور، با چه مشکلاتی روبرویند و چه کارهایی باید از سوی دولت انجام شود تا این سرمایه ها به وطن باز گردند و در راستای توسعه کشور مفید واقع شوند؟
بر همگان روشن است که جوانان افغان، در داخل و خارج از کشور، از استعداد قابل توجهی برخوردارند. دستاوردهای آنان هراز چندی از طریق رسانه ها شنیده می شود ولی، بنابر نبود امنیت در افغانستان، آنان حاضر به برگشت به کشور نیستند. لذا تامین امنیت برای بازگشت استعدادهای جوان در افغانستان عنصر مهمی به شمار می رود.
همچنین جلب و جذب نیروهای کاری جوان در سیستم اداری افغانستان باید بدون در نظر داشت رنگ و پوست و نژاد، صورت بگیرد.
فعالیت رسانه ها اعم از صوتی، تصویری و چاپی و آنلاین در افغانستان را چگونه ارزیابی می کنید؟
رشد رسانه در افغانستان یکی از مهمترین مقولههای ترقی در طول تاریخ افانستان و به خصوص پس از خروج طالبان از کشور است. رشد کمی رسانه ها و آغاز ناقص، دشواری و پرخطر بودن فعالیت های رسانه ای در کشور، گرچند محدودیت های زیادی را برای گسترش و نهادینه سازی رسانه ها ایجاد کرد؛ اما تغییرات شگرف، نوآوری ها و ابتکاراتی که از سوی اصحاب رسانه رونما شد؛ فضای رقابتی سالم و پیشرونده ای که در این عرصه، بین رسانه های چاپی، صوتی و تصویری پدید آمد، روند تازه و امیدوار کننده ای را رقم زد.
این روند، پس از چند سال رشد و گسترش رسانه را شگفت انگیز و غیر قابل انکار به نمایش گذاشت. با همه کاستی هایی که در کارکرد رسانه ها وجود دارد، آزادی و تنوع رسانه ها در این مدت، تا حدود زیادی کمکاریهای دولت را در عرصه بین المللی، تحت الشعاع تغییرات و تحولاتی قرار داد که به طور مستقیم به آزادی بیان و رسانه ها و فعالیت های گوناگون رسانه ای در کشور مربوط می شد و به همین دلیل بود که مقامات بلند پایه همواره در بیانه های خود آزادی بیان و رسانه ها در کشور را دستاورد بزرگی برای دولت عنوان می کردند. لذا می توان گفت که وجود رسانه های مختلف و متنوع در کشور یکی از دستاوردهای بزرگ به حساب می آید که رشد و شکوفایی فرهنگی و سیاسی شهروندان را به دنبال داشته است. البته وظایف رسانه ها تنها اطلاع رسانی نیست بلکه تعیین خط مشی درست در بخش های مختلف زندگی برای جامعه است. نهادینه شدن هم پذیری از رسالت رسانه هاست که متاسفانه این خطی مشی، در افغانستان پیروی نمی شود و رسانه ها بیشتر جناحی و حزبی عمل می کنند تا ملی.
تشکر از شما جناب آقای نوری