خانه ادبیات افغانستان در چهل و یکمین نشست نقد و بررسی ادبیات افغانستان و با همکاری مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری، مجموعه داستان کوتاه بتول سید حیدری با عنوان “من صادق هدایت را کشته ام” را مورد نقد و بررسی قرار داد.
شماری از اعضای خانه ادبیات، فرهنگیان مهاجر در تهران، محمد امین زواری (نویسنده و منتقد افغانستانی) و خانم زهره کیانی (نویسنده و منتقد ایرانی) در این برنامه حضور داشتند.

بتول سید حیدری نویسنده “من صادق هدایت را کشته ام” داستانی با عنوان (شماره 13) در این محفل خواند که با تشویق حاضران روبرو شد.
زهره کیانی، منتقد ایرانی با این جملات نقد خود در باره کار های بتول سید حیدری آغاز کرد. “از هرکسی بیشتر میشناسمش، نه از دیروز، نه از سال پیش، بلکه از سالهای پیش.”
خانم کیانی گفت که او، از روزهای شنبه سالهای 80 و 81 بتول سید حیدری را می شناسد که در ولایت صفهان، جلسات داستان و داستان خوانی، را اداره می کرده است.
زهر کیانی، با بر شمردن شماری از عناوین داستانها، نظیر ناتوان تر از همیشه، زن جایی را نداشت که برود، غزل رو سیاهی، عفیفه، شماره 13 و حتی داستانی که نام کتاب از آن استخراج شده “من صادق هدایت را کشته ام” آنها را بی نظیر خواند وگفت:” بتول سید حیدری، در این داستانها به موضوعات بدیع و بکر می پردازد.”
به باور بانو کیانی، نویسنده در داستان های “خورشید خانم آفتاب کن” و “گل بود که خدا گلچینش کرد” کسی است که به سراغ جنگ هم میرود.
او گفت:” ما مخاطبان، رنج ها و اندوه پس از جنگ را در این دو داستان به وضوح می بینیم، به زعم من، نویسنده در این کتاب با نثری ساده و روان ما را به دنبال خود می کشد و دروازه جدیدی را به روی ما باز می کند که رو به دنیای واقعی است. نه خیال و توهم.”
محمد امین زواری منتقد افغانستانی این مجموعه نیز، در ابتدا به برخی از ویژگی های مثبت این کتاب پرداخت.
او گفت:” مهمترین ویژگی این کتاب صدای زنانهای است که در این کتاب از ابتدا تا آخر جریان دارد. مخاطب حرفه ای به وضوح نگاه تیزبین نویسنده را برای انتخاب سوژه ها می بیند و این نگاه بسیار ارزشمند است.”
به گفته او، مخاطب می تواند نگاه دغدغه مدار نویسنده را، در داستان قناری ناشناس مشاهده کند.
به گفته او، اگر کسی، به دغدغه های نوجوانی و مسایل مهاجرت و نگرانی های یک دختر نوجوان آشنایی نداشته باشد، این داستان، پرداخت خوبی ندارد.
زواری گفت:” اما من معتقدم که نویسنده به این داستان بسیار خوب پرداخته است و بسیار خوب به دردهای نوجوانان پرداخته شده است.”
این منتقد افغانستانی، ویژگی دیگر این مجموعه را “زمان داستان ها” دانست و گفت که این زمان، خطی نیست و این نشان می دهد که نویسنده با شگرد نویسندگی آشنایی دارد و مدام با زمان بازی می کند.
زواری شخصیت پردازی در این داستان ها را ضعیف خواند و گفت که شخصیت ها بیشتر زنان اند.
به گفته او، بسیاری از شخصیت های این داستان، نام داستانی شان با اصل داستان تطابق ندارد و می لنگند؛ نویسنده نگاه یک نواخت به شخصیت داستان هایش دارد و در اغلب داستان ها زن قربانی فجایع می شود.
زواری علی رغم نگاه تیزبین نویسنده به انتخاب سوژه، مشکل اصلی این مجموعه را در زبان آن دانست که گاهی در زمان افعال نیز دچار تزلزل می شود.
به گفته این منتقد ادبی، بتول سید حیدری در ویراستاری این مجموعه، با یک ویراستار حرفه ای روبرو نیست و مشکلات زیادی در این قسمت وجود دارد.
بتول سید حیدری ضمن تشکر از خانه ادبیات و مرکز آفرینش های ادبی حوزه گفت: “متاسفانه ما(جوانان مثل من) از فضای ادبیات کشور دور هستیم و این گونه است که مدام قربانی می شویم. من برای چاپ این مجموعه تا به چاپش رساندم، بسیار اذیت شدم.”
به گفته او، این کتاب با هزینه دانشجویی منتشر شده است.
خانم بتول سید حیدری گفت که سالها در سوریه زندگی کرده و با جریانات ادبی داخل کشور زیاد آشنایی ندارد اما کوشش می کند که در نوشته های بعدی از ویراستارهای حرفه ای تر استفاده کند.
«من صادق هدایت را کشته ام» دومین اثر چاپ شده خانم سید حیدری است که 25 داستان كوتاه، در 159 صفحه¬ای را در خود گرد آورده است.
برخی از داستان های این مجموعه در جشنواره های مختلف داستانی موفق به دریافت جایزه نیز شده اند که مهمترین شان، مقام اول جشنواره فرهنگی، هنری و ادبی سراسری دانشگاههای پیام نور در سال 1384 است.
كتاب یادشده را بوستان دانش قم در سال 1390 به چاپ رسانده است.
سید حیدری، چندین سال است که داستان مینویسد و دو سال نیز عضو انجمن داستان نویسان اصفهان بوده و در حال حاضر، عضو خانه ادبیات افغانستان و دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی است.
اولین اثر این نویسنده مجموعه داستان سربداران است که چند سال پیش در کابل توسط انتشارات میوند به چاپ رسید؛ در حال حاضر داستان بلندی را با عنوان “روزی که آبرویمان رفت” آمادهی چاپ دارد.
خبرگزاری بخدی