روزنامه ماندگار از روزنامههاي منتقد و تاثیر گذار جامعه مطبوعاتی کشور است که سه سال از فعالیت خود را پشت سر گذاشته است. خبرگزاری بخدی در آستانه آغاز چهارمین سال نشرات این روزنامه و در آستانه روز جهانی مطبوعات به بررسی مشکلات و دستاوردهای این روزنامه پرداخته است.
بخدی تلاش و فعالیت تمامی رسانه های کشور در راستای استقرار دموکراسی و فعالیت مسوولانه را ارج می نهد و تلاش می کند نظرات، پیشنهادات و مشکلات شان را انعکاس دهد.
محمد الياس يورش خبرنگار خبرگزاري بخدي در گفت و گوی با نظری پریانی، مدیر مسوول روزنامه ماندگار به بررسی دستاورها و مشکلات این روزنامه کشور پرداخته است.
سه سال کاری روزنامه ماندگار با چه دستاورد ها و چالشها همراه بوده است؟
تشکر از خبرگزاری پیشتاز و خوب بخدی و شما که این فرصت را مساعد کردید.
ما کار را به گونة استراتیژیک و جدی آغاز کردیم و بر بنیاد اهداف مشخصی، وارد دنیای روزنامهنگاری شدیم. حالا كه ميبينيم دستاوردهایي را که بایست داشتيم خوشبختانه داريم، حالا نه در حدِ صددرصد؛ بلکه در فیصدی قابل توجه. از جملة دستاوردهایي که ما داشتیم ایجاد یک خط فکری واحد در افغانستان بود. اصل نياز ايجاد روزنامه ماندگار را انسجام فکری جامعه، به خصوص نخبهگان، جوانان، دانشگاهیان و غیره تشکیل میداد که خوشبختانه ما توانستیم با کار فکری و سیاسی در روزنامة
ماندگار، در جهت سمتوسو دهی افکار ميان نخبهگان موفق باشیم. در کنار این، دستاورد دیگری که روزنامة ماندگار دارد، ارايههاي دست اول در اطلاع رسانی بوده است. ما بارها خبری را براي اولين بار نشر کردیم؛ اما این خبر پانزده یا بیست روز بعد از نشر در روزنامه ماندگار، از روزنامههای بینالمللی بازتاب دوباره پیدا کرد و آن زمان در افغانستان مورد توجه قرار گرفت و رسانههای دیگر به نقل از رسانههای بینالمللی به آن پرداختند. اينگونه، مواردی زیادی داشتیم كه تا هنوز در افغانستان بیسابقه بوده است.
دستاورد ديگر ما نگاه جدید روزنامة ماندگار به ارایة خبر و گزارشها بود. ما سعی کردیم که یک دست جدید تر در فضای خبر سیر کنیم. به این منظور ما پشت خبر و ماجرا را جستوجو کردیم. یک مقدار هم کار در مواردي ماجراجویانه نمایانده شده اما این نیاز بود؛ ما نباید فقط صورت اتفاق و روایتي را که همه میدانند و رسانههای صوتی و تصویری هم بارها در یک شبانه روز به آن میپردازند، فردایش داشته باشیم. ناگزیر ]برآن ميشويم[ تا پشت صحنه را با حکایتهای بیشتر بکاویم و به خورد خواننده بدهیم. اشاره کنم که بحث وارد شدن در موارد جنجالی تاریخی و رازهای نهفته تاریخ افغانستان هم کار ما بود. برای نخستین بار نسل جدید و جوان متوجه شدند که جغرافیا، تاریخ، نامی و نشانی كه دارند چگونه است و چه باید شود. این هم گفتمان تاریخی بود که ما آن را هم به عنوان دستاورد میتوانیم مطرح کنیم.
دیگر اينكه روزنامة ماندگار از بدو ایجاد تا اکنون، به عنوان یک دانشگاه عمل کرد و توانست ظرفيتهاي خوبي را پرورش دهد.
اما بحث چالشها، مسلماً روزنامة ماندگار با زبان سرخی که داشت بارها خواست سر سبز ما را در خطر برباد شدن بدهد. خوشبختانه ما و همکاران ما و بنیانگذاران روزنامه هیچکدام تحت تاثیر چالشهایي که در برابر ما قرار داشت نگرفتیم و مسلماً قرار نمیگیریم؛ اما چالشهایي که فراروی ما در روزنامة ماندگار قرار داشت، عمدتاً تهدیدهایي بود که صورت میگرفت، تشدید ارعاب، تلاش برای ننوشتن و وا ماندن به انواع مختلف چهره مینمایاند و ما باید در مقابل آن ایستادهگی و مبارزه می کردیم تا ادامه ميافتیم. بحث دیگری را که به عنوان چالشهای مسلکی باید مطرح کنم این است که نهتنها روزنامة ماندگار، بلکه کل رسانهها در فضای موجود مشکل عدم استفاده لازم از آزادی بیان را دارند و يا اينكه فضاي درست براي استفاده از آزادي بيان وجود نداراد. ما اكنون در جامعهيي بهسر میبریم که لباس دموکراسی پوشيده اما در بستر استبداد آرامیده. با توجه به تجربهيي که منحیث یک روزنامهنگار دارم تنها سهمی را که از آزادی بیان داریم انتقاد است؛ نه بیشتر نه کمتر. در چنین فضایی کار در روزنامهيي مثل ماندگار، بسیار دشوار است. ما به اسناد نمیتوانیم دسترسی پیدا کنیم. مشکلی که در افغانستان بر بنیاد قوانینی که در این کشور تطبیق میشود وجود دارد، این است که خبرنگاران و رسانهها نمیتوانند به اسناد دسترسی پیدا کنند و من این نکته را در یک صحبت تلويزيوني به مناسبت روز بین المللی مطبوعات هم مطرح کردم. این چالش حقوقي است
بسته بودن فضا در نزد حکومت بر کار رسانهها تاثیر ميگذارد. هرچه میخواهيم ميگوييم؛ ولی به آن توجه صورت نمیگیرد. عمده ترین چالشی را که هنوز هم احساس میکنیم فشارهای زیاد از سوی مقامهای حکومتی است که نمیگذارند قامت بلند کنیم و تلاش دارند که در هر صورت ممكن فشار های بیشتر بالای روزنامه ماندگار وارد کنند تا این رسانه را نه که این حرکت را برای همیشه خاموش سازند؛ اين چالش سياسي است. در برخي موارد ديده شده است كه نداشتن آگهي لازم خبرنگاران، نويسنده گان و همكاران ما از روشهاي لازم خبرنگاري، بارحقوقي كلمات و حقوق افراد و رسانه مشكل ايجاد كرده است؛ اين يك چالش مسلكي است. البته اين با توجه به وضعيتي كه داريم، فراگير در همه رسانه هاست؛ اما ما جرأت اعتراف بركوتاهيهاي مان را هم داريم.
شما گفتید که روزنامة ماندگار به بعضی سوژههایي پرداخته که چندی پس از آن رسانه های بین المللی به آن پرداختند و رسانههای داخلی ما از گزارش رسانههای بین المللی استفاده کرده اند. حالا شما فکر می کنید چه علتی بوده میتواند که رسانههای داخلی از سوژهها و خبرهای روزنامه ماندگار استفاده نمیکنند و در حاشیه همین صحبت ها اگر در مورد جایگاه روزنامه ماندگار در میان رسانه ها صحبت کنید.
می خواهم جز دوم سوال شما را در اول پاسخ دهم که جايگاه روزنامة ماندگار را شما میتوانید منحیث یک خبرنگار درک کنید و خوانندهگان روزنامه و اهالی خبره و فرهنگ. من نمیخواهم دیدگاه خاصی را به عنوان مسوول روزنامه مطرح کنم. اما ما ميرويم به طرف مسلكي شدن بيشتر، حرفهيي شدن بيشتر . و بايد در اين عرصه نمونه شويم. بايد بگوين كه تاهنوز هيچ رسانة چاپي در افغانستان حرفهيي نشده است.
اما قسمت اول سوال شما: چون رسانههای افغانستان در یک فضای خاصي به سر ميبرند، قرار بر این شده که به خودیها اعتماد نشود؛ یعنی بالای جوانان افغانستان متاسفانه هنوز هم اعتماد لازم قرار نیست صورت بگیرد. یعنی نمیخواهند کسانی این باور را داشته باشند که کسانی و رسانههایی در كشور هستند که میتوانند معلومات دست اول را به نشر برسانند. در عوض منتظر هستند که فلان چینل استخباراتی چه میگوید، فلان رسانة بینالمللی چه میگوید که بعد تفالة آن را به نشر بگیرند. این منحیث یک مشکل از یک زاویه مطرح می شود و نکتة دیگری که سبب توجه به رسانههای بین المللی میشود تا داخلی، هيچ گاه مسوولان به رسانههاي داخلي ارزش نداده اند.
به عنوان نمونه ما وزیری داریم که از سه ماه به اين سو قرار است همرایش مصاحبه کنیم. مثلا شهرداری داریم که از دو ماه تصميم داريم با او مصاحبه کنیم؛ اما قرار نیست که آنها ابراز آمادهگي كنند. اما یک خبرنگار خارجی شاید به بسیار آسانی بتواند با یک مقام حکومت افغانستان دسترسی پیدا کند و مصاحبه اش را انجام دهد.
نکتة دیگری که به عنوان یک چالش میتواند در بي اعتماد شدن به رسانههاي داخلي تاثير بگذارد، سليقهيي كردن رويدادها و واقعيتهاست. شاید رسانهيی خبری را نشر کند كه با واقعيتهاي آن سازگاري ندارد و اين ديگر تاثیر خود را روی رسانهها گذاشته است و مسلما مخاطبين هم تر و خشک را مشخص نمیکنند.
بیشتر موضعگیریهاي روزنامه ماندگار در برابر حکومت و کسانی که هم سوی حکومت اند، بوده است. همواره تیترها و گزارش های روزنامة ماندگار نقدی بوده بالای حکومت؛ دیدگاه شما در این مورد چیست؟
از آغاز حرف ما به خصوص جناب احمدولی مسعود به عنوان بنیانگذار ماندگار این بود که یک فضای جدید برای گفتمان سیاسی را ایجاد کنیم و افكار پراگنده اما واحد را در يك بستر سياسي تنظيم كنيم. از اول سعی موسس روزنامةماندگار و همه همكاران اين بود كه دنبال یک روزنامة تجارتی و عایداتی نرویم. ما خواستیم جدی مطرح شویم. جدی کار کنیم و آمدیم. مسلماً در فضایي که شما به عنوان یک رسانه با گفتمان جدید وارد عمل میشوید و میخواهید که جامعه جوان، فکر جوان و حرکتها و افکار پراکنده اما واحد را در یک محور جمع کنید و ری یک آجندای واحد کار کنید، نیاز دارید تا توجه تان را و نکته هدف تان را بسیار مشخص بسازید. ما مسلماً پشت این حرکت، اهداف کلان سیاسی داشتهایم که باید به آن میرسیدیم و این نیاز ایجاد روزنامه ماندگار را شکل میداد. روی این ما آمدیم و تلاش کردیم تا نظام موجود که به

کمک جامعة جهانی و مردم افغانستان شکل گرفته بود، باید اصلاح شود؛ اما از آنجایی که نظام دارای شکستوریختهای فراوان هست، دارای کجیهای بیشمار و شکنندهگیهاي قابل توجه است، صدای ما و تلاشهای ما برای اصلاح چنین وضعیتی بلندتر میشود وگاه زبان تند انتقاد را به خود میگیرد، گاه هم زبان نرم و ملایم را. اما شاید بیانصافی باشد که روزنامة ماندگار تنها به انتقاد بالای حکومت متهم شود.
ما برای حکومت افغانستان در مواردی که انتقاد کرده ایم بارها طرح دادیم. شما میتوانید آرشیف سه ساله روزنامة ماندگار را ورق بزنید تا به چه چیزهای سر میخورید. ما اتفاقهايي را که حالا شاهد آن هستیم پیش از این گفتیم و پیش بینی کردیم و هشدار دادیم. اگر حکومت آقای کرزی و اگر شخص ریس جمهور هشدارهای روزنامة ماندگار را از آغاز تا اکنون در موارد مشخص جدی میگرفتند، میتوانستیم از بسیاری اتفاق های دردناک در این سه سال جلوگیری کنیم. حکومت میتوانست از فرصتهای پیش آمده در این سه سال استفاده اعظمی را میکرد.
درست است كه ما در انتخابات ریاست جمهوری گذشته در کنار داکتر عبدالله و ایتلاف ملی تغیر و امید قرار داشتیم و همپای این پروسه فعالیتهای مان را آغاز کردیم هم در ان زمان و در گرماگرم انتخابات و هم در بعد از انتخابات ما نقدهای شدید مان را بر جناح اپوزیسیون داشته ایم؛ اما شکی نیست که روش روزنامه ماندگار معاملهگرانه نسيت و در مقابل حركتهاي نشيانه کوتاه آمدنی نیست. در واقع ایستادهگی ما سبب شده تا يك مقدار متهم شويم.
گفته می شود که روزنامه ماندگار به نسبت همین تیترها و گزارش های داغ و انتقادی مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است، فکر می کنید اگر زمانی این روزنامه با دولت هم سو شود، بالای مخاطبین آن چه تاثیری خواهد گذاشت؟
با یک سلسله گفتمانها وارد میدان رسانهيی شدهایم و با همه مشکلات ایستادیم و این هیچگاه قربانی معامله با سیاستهای روز نخواهد شد. همسو شدن با اين نظام از ناممكنات است؛ اما براي من به عنوان مدير مسوول و آقای احمدولي مسعود به عنوان یک سیاستمدار متعهد و موسس روزنامه، اهميت دارد كه روزنامة ماندگار به حيث يك رسانه متعهد به مردم از موقعيت خودش برخوردار باشد. اين شعار نيست كه بگوييم ماندگار بليگوي حكومتها نخواهد بود و تربيون مردم خواهد ماند.
شما برای مخاطب می نویسید یا برای اهداف سیاسی خود ؟
ما نیاز داریم که توجه مخاطب را به دو نکته جلب کنیم. یکی این که نیاز مخاطب چیست و نکته دوم این که ما چه چیزی را به خورد شان بدهیم. این یک حرکت بسیار مثبت در فضای سیاسی افغانستان است. ما تلاش کردیم که ذهنیت جامعهجهانی را متوجه اصل مشكل افغانستان بسازیم. ما هم برای مخاطب می نویسم هم برای اهداف سیاسی خود. باید مخاطب پراکنده را جمع کنیم. باید اهداف سیاسی خود را با مخاطب مشترک بسازیم. اگر ما نتوانستیم مخاطب را جلب کنیم و اگر مخاطب هم نتواند مارا جلب کند، به جایی نمیرسیم. اما چون ما رسانه هستیم و درتلاش جمع کردن مخاطبین؛ بنا براین به عنوان نمونه ما برنامههای کلان سیاسی را برای مخاطبین خود پیشنهاد میکنیم و آنان را در محور برنامه های کلان و اهداف کلان و مسایل مهم فرا می خوانیم.
روزنامه ماندگار در سمت جنوب کشور فعالیت ندارد و برعکس در سمت شمال فعالیت چشم گیری دارد، فکر میکنید این روزنامه در جنوب مخاطب ندارد یا عامل دیگری است؟
ما در آغاز در سمت جنوب فعالیت داشته ایم ما توزیع روزنامه ماندگار را به شکل پراکنده در قندهار هلمند و دیگر ولایتهای جنوبی داشته ایم. در آن زمان ما میخواستیم هفتهنامه ماندگار را به زبان پشتو در ولایات پشتون نشین به نشر برسانیم و مخصوصا جنوب کشور را از این طریق باید پوشش بدهيم. اما بدبختانه برنامهها اندکی بطی پیش رفت. ما تا هنوز موفق نشدیم. اما برنامهيي را که در سال جاری روی دست داریم و آغاز شده است توسعه روزنامة ماندگار است. ما در حال حاضر نزدیک به ده ولایت افغانستان را زیر پوشش نشراتی خود داریم. به تازگی ما ولایت میدان وردک را هم زیر پوشش قرار داده ایم و نشرات مان مدتی است آن جا آغاز شده است. تلاش ما بر این است که ولایتهای جلال آباد، قندهار، پکتیا ، هلمند و دیگر ولایات را زیر پوشش خود قرار دهیم و همین قسم توسعه روزنامةماندگار در شمال افغانستان روی دست است. ما هم اکنون در جریان ایجاد یک دفتر در هرات هستیم که در گذشته هم در اين ولايت دفتر داشتیم و فعالیت میکردیم. در بدخشان علاقمندی بسیار زیاد به روزنامه ماندگار وجود دارد. در پنجشير در دور دست ترين قريهها ماندگار ميخواهند، در ارزگان در غور….انشالله ما کمبودي را که در ساحات جنوب داریم پر خواهیم کرد.
آخرین سوال، واکنش مقامهای دولتی و اپوزیسیون و کسانی که به گونهيي با مقالهها و گزارشهای روزنامة ماندگار طرف اند، چگونه بوده است؟
مقامهای حکومتی و دولتی برخوردهای بسیار جدی با ما داشته اند. هم اکنون گزارشهای ما میرساند که تلاش برای وارد کردن یک فشار بر ما وجود دارد؛ اما به امید خدا باور داریم که این تلاشها به جایی نمیرسد. مشکلی که با حکومت داشته ایم اندک نبود، ما از دستبند زدنها تا بردن به توقیف خانه ها را تجربه کرده ایم و شاهد بوده ایم و در آینده هم انتظار این را داریم. تا جایی که دست شان می رسیده هر كاري كه خواسته اند انجام داده اند.
در فلان وزارت خانه، دستور صادر شده که روزنامه ماندگار هرکجایی که میرسد باید نابود شود. اداراتی بوده اند که روزنامه ماندگار را از دروازههای ورودی شان به پیش اجازه نمیدادند و هم اکنون کسی جرات نمیکند که به آساني در اداره حكومتي روزنامه ماندگار را توزيع کند با آنهم در هرکجا روزنامه ما خواننده خود را دارد افراد از ترس مسولان روزنامه ماندگاررا پنهاني مي خوانند. مسوول كلان حكومتي پيش خدمت اداره اش را به دليل اينكه روزنامه ماندگار را روي ميزش گذاشته بود، مورد اهانت و ناسزا و لگد قرار داده است.
هماکنون چندین پرونده در سارنوالی يا دادستاني افغانستان داریم. اما از جناح اپوزیسیون، البته ما شاهد اقدام خاصی یا واکنش خاصی در رابطه به انتقادهایي که نسبت به آنان داشته ایم نبوده ایم؛ انصافاً انتقاد ما از اپوزيسيون برابر انتقاد ما از حكومت نبوده است؛ چون موقعيت حقوقي و اجرايي هركدام فرق ميكند. دوستان اپوزیسیونی هم گاهی بالای مان قهر میشوند؛ اما ما برای اصلاح نظام برای اصلاح اپوزیسیون و برای اصلاح جامعه کار میکنیم و معروف است که گفتن حقیقت تلخ است.
اگر پیام مشخصی برای مخاطبان تان داشته باشید؟
پيش از پیام، سپاسگذارم از همكارانم كه عاشقانه در ماندگار كار ميكنند و اگر امروز اين رسانه جايگاهي هم دارد، ثمرة تلاش و پشت كار همكاران امروز و ديروز من است.تشكر ميكنم از آقاي احمد ولي مسعود كه همواره مشورههاي خوب براي بهتر شدن كار روزنامه داده اند و گاه در موقعيت يك كارمند روزنامه هم قرار گرفته اند.
امروز علاقمندی بیشتر جوانان و خانوادهها به خوانش روزنامهها مايه اميد واري ماست. امروزه آهسته آهسته روزنامهها میروند فضای خانواده ها را در حد ظرفیت و کمیتی که دارند، تسخیر میکنند وشبها خانوادهها، جوانان روزنامه میخوانند، کتاب میخوانند. پیام من این است که كوچك ترين حركت براي آگاهي دادن تقویت شود. پدر ها و مادرها و جوانان تلاش شان را برای خواندن بیشتر و برای گرفتن و دادن آگاهی بیشتر به خرچ دهند؛ چنانچه گفته اند:
چون سخن آمد خبر در آزمون هر که را افزون خبر جانش فزون
با خبر بودن دلیل آگهی است هر که آگه تربود جانش قوی است
تشکر از شما