آیا شما تاکنون فرض کرده اید که متحدان، اولتیماتومی را به واشنگتن داده باشد؟ به نظر می رسد زمانی که حامد کرزی رییس جمهور افغانستان در وضعیت بدی قرار گیرد، روی دیگری از خود نشان می دهد.
همین هفته گذشته بود (که اعلام شد) واگذاری مسئولیت زندانیان در بازداشتگاه پروان (بگرام) در مدت یک ماه (از نیروهای امریکایی به دولت افغانستان). و در مورد پاکستان چطور؟ به دنبال کشته شدن 24 سرباز پاکستانی در نتیجه حمله ناتو، رهبران نظامی (پاکستان) دستور مسدود کردن پایگاه نظامی شمسی را خواستار شدند که مورد استفاده سی آی اِ (سازمان اطلاعات مرکزی امریکا) به منظور فرود و پرواز هواپیماهای بدون سرنشین بود. این اقدام از سوی دولتی انجام شد که ما به نظامیان آن آموزش و کمک مالی ارائه می دهیم و کسانی که (از لحاظ مالی) به شدت به ما وابسته اند. و این تنها متحدان ما نیستند: ایران نیز تهدید کرده است که در صورت به تعویق نیانداختن تحریم برنامه هسته ای این کشور، تنگه هرمز را مسدود می کند.
زمانی را به یاد بیاورید که ایالات متحده به همه ی آنان التیماتوم (ضرب الاجل) داد. بر اساس کتاب “جنگ بوش” نوشته باب وود وارد، ریچارد آرمیتاژ معاون وزارت امور خارجه (دولت جورج بوش) تنها چند روز پس از حملات یازده سپتمبر، فهرست درخواست ها شامل هفت موضوع را به رییس سازمان استخبارات پاکستان در مورد قطع حمایت از القاعده و طالبان ارائه کرد که به ایالات متحده امریکا حق استفاده از فضای پاکستان و فرود (هواپیماهای امریکایی) در خاک پاکستان را می داد…و پاکستان از آن پیروی کرد. رییس جمهور بوش به جهان حق یک انتخاب روشن داد: یا با ما یا با تروریستان. و به یاد بیاورید زمانی را که تونی بلیر نخست وزیر بریتانیا، نزدیک ترین متحد امریکا گفت که او تنها در صورتی می تواند امریکا را در جنگ عراق همراهی کند که متحدان قطعنامه استفاده از زور را در سازمان ملل متحد تصویب کنند. بوش در مقابل پیروی از قطعنامه (سازمان ملل متحد) تصمیم گرفت و حق انتخاب مشابه را به بلیر داد: یا بیا و یا خارج شو و بلیر وارد جنگ شد.
بنابر این چی چیز اشتباه رخ داد؟ چگونه ایالات متحده ناگهان با دریافت چندین ضرب الاجل مواجه شده است؟ محافظه کاران پاسخ را می دانند: البته، چون ما ضعیف شده ایم؛ به این دلیل که بارک اوباما به تعامل با دولت هایی اصرار دارد که تنها به زبان زور می فهمند. ایران شمشیرش را از غلاف می کشد؛ چون می داند که بارک اوباما هیچگاه از گزینه جنگ استفاده نخواهد کرد. کرزی ما را تهدید می کند؛ چون… بلی، این متفاوت است.
افغانستان متحد ماست، پاکستان همچنین، آنان التیماتوم صادر نمی کنند، چون ما ضعیف هستیم؛ آنان چنان می کنند، به این دلیل که آنان نیز ضعیف اند. تنها گزینه باقی مانده برای کرزی و رهبران نظامی پاکستان برای جلب حمایت از دست رفته ی داخلی شان که نیازمند آن اند و بنابر این نمی توانند با بلوف به آن دست یابند، ایستادن در برابر واشنگتن است. بیایید در این مورد بیاندیشیم، این درباره ایران نیز صادق است که قطعا می دانند مسدود کردن آب راه نفت کش ها پیامدهای خطرناکی را در قبال دارد، اما این بهترین کارتی است که آنان در دست دارند.
از لحاظ تاریخی، البته دادن التیماتوم یک ابراز در دست (دولت) های قوی در برابر (دولت) های ضعیف است: «دروازه ها را باز کنید، در غیر آن شهر شما را ویران خواهیم کرد، به زنان تان تجاوز می کنیم و مردان تان را به بردگی می کشانیم.» اما در حال حاضر، کشورهای قدرتمند دوست دارند که پیرو قانون به نظر آیند و کمتر تمایل دارند تا ضرب شصت به دولت های ضعیف نشان دهند. التیماتوم عمدتاً به یک ابزار ضعیف و به شکل یک جنگ غیر برابر تبدیل شده است. به نظر می رسد حامد کرزی گفته است که به نقض حاکمیت ملی افغانستان پایان دهید، در غیر آن به خودکشی دست خواهیم زد. با این همه، او همچنان تهدید کرده است که در صورت ادامه فشار کشورهای غربی برای انجام اصلاحات در حکومت خود، به طالبان می پیوندد. البته او هرگز به این تهدیدها عمل نخواهد کرد؛ التیماتوم به صورت عام صادر می شود و هدف آن بخشی از افکار عامه داخلی است که دشمن اند. اما اعمال قدرت او علیه غربی ها، قدرتی است که به منافع غربی ها صدمه وارد می کند و در این صورت، به معنای صدمه زدن به خود او نیز است.
این وضعیت خشمگین کننده است. می خواهید بگویید: «بسیار خوب! به طالبان بپیوندید.» دوست دارید که به جنرال پرویز اشفاق کیانی بگویید که هر چه می خواهی بکن. اما، هر دو رهبر می دانند که حریف خواندن آنان به نفع ایالات متحده نیست. بنابر این ایالات متحده سناتور جان کری را برای گفتگو با یک یا هر دوی آنان اعزام می کند تا خاموش شوند. در واقع جایگزینی خوب تری وجود ندارد: حتا نامزد حزب جمهوریخواه برای ریاست جمهوری که بارک اوباما را به دلیل عدم تهدید ایران به جنگ در صورت توقف ندادن برنامه هسته ای این کشور پیوسته مورد استهزا قرار می دهد، در برابر افغانستان و پاکستان خیلی کم موضع گیری کرده است.
دلیل اصلی این که ایالات متحده هدف دشوارترین التیماتوم ها قرار گرفته، دخالت عمیق در دهه گذشته به حاکمیت دولت های به شدت شکننده است که اکنون با خشم شدید واکنش نشان می دهند.
از لحاظ تاریخی، البته دادن التیماتوم یک ابراز در دست (دولت) های قوی در برابر (دولت) های ضعیف است: «دروازه ها را باز کنید، در غیر آن شهر شما را ویران خواهیم کرد، به زنان تان تجاوز می کنیم و مردان تان را به بردگی می کشانیم.»
راه حل، توقف این نوع جنگ نابرابر تحریک آمیز است. با تسریع خروج نظامیان از افغانستان، تنها رابطه لاینحل واشنگتن با کرزی پایان می یابد، بلکه واشنگتن به وابستگی خود به پاکستان که مناطقی از آن گذرگاهی برای حمله علیه نظامیان امریکایی در افغانستان است، نیز خاتمه می دهد. ایالات متحده قبلاً با خروج نظامیان خود از عراق به روابط دردآلود خود به این کشور نیز پایان داد. یکی از مزایای برنامه آسیا محور کاخ سفید این است که ایالات متحده در روابط با متحدان جاپانی و کوریایی خود اصطکاک کمتری در تناسب با افغانستان و پاکستان خواهد داشت.
البته که در این موضوعات بارک اوباما با کمال رشد یافته تر عمل کرده است. او هرگز التیماتوم صادر نکرده و به همین دلیل طعمه التیماتوم دیگران نیز نمی شود. او به حق حاکمیت دیگر دولت ها ماهرانه احترام کرده است ( به جز در مواردی که اجازه حمله به هواپیماهای بدون سرنشین داد). در برخی سطوح عمیق، اوباما معتقد است که او می تواند دشمنانی را که منافع واقعی خود را در همکاری دروغین می دانند، متقاعد کند. اما ریاست جمهوری اش به او این را آموخته است که محدوده ی این روش در داخل و خارج کشور عمل می کند. او آموخته است که جمهوریخواهان کنگره در کارهای بزرگ تر همکاری نمی کنند و بنابر این او با تأخیر خواست های خود را منتشر کرد؛ تمدید کاهش مالیات و بقیه موارد.
شما می توانید بسیار بردبار باشید، همانطوری که می توانید بسیار قاطع باشید. اگر (همکاری) یک جانبه باشد، تعامل کاری از پیش نمی برد.

در واقع به نظر می رسد که اوباما این درس را در امور خارجی نیز به کار می بندد؛ بر اساس گزارش “روزنامه نیویارک تایمز” رئیس جمهور شخصاً به التیماتوم ایرانیان پاسخ داده است؛ ایالات متحده به هر گونه تلاش جهت بستن تنگه (هرمز) به عنوان یک اقدام خصمانه پاسخ خواهد داد. برخلاف ایران، ایالات متحده این پاسخ را با یک پیام خصوصی داده است: هدف (این پیام) روشن ساختن پیامد اقدام ایرانی ها بود و به آنان یک فرصت عقب نشینی بی سر و صدا داد، به جای آن که آنان را با قلدری وادار به تسلیم کند.
اگر شما یک تهدید را خصوصی ارائه کنید، یک اقدام دیپلماتیک پنداشته می شود تا التیماتوم. شاید اگر تهدید تهران مؤثر عمل می کرد، رییس جمهور محتاط ما جسورانه سعی به انجام این تاکتیک می کرد؛ مصر نمونه آن است. در طول هفته گذشته، دولت نظامی مصر به شکل بی سابقه ای به سرکوب فعالان مدنی مشغول بود، طوری که نظیر آن در دوران حاکمیت طولانی حسنی مبارک بی سابقه بود. زمان آن فرا رسید که اوباما به دولت مردان مصری بگوید در صورت ادامه سوق دادن کشور به سوی دولت های خود کامه، کمک 1.3 میلیارد دالری امریکا در بخش نظامی به مصر متوقف می شود و این روند ادامه خواهد یافت. البته او باید این تهدید را به صورت خصوصی انتقال دهد و باید آماده بهتر شدن (وضعیت) و یا به کار گیری گزینه های دیگر شود.
فارین پالیسی
برگردان: آتیلا شفیق
خبرگزاری بخدی