پس از سرنگون شدن دولت دکتر نجیب توسط مجاهدین واز آن پس ظهور طالبان، بی بی عایشه معروف به قومندان کفتر ساکن قریه توری اطراف ولسوالی نهرین ولایت بغلان، قومندان جهادی حزب جمعیت اسلامی، مبارزات خود را با طالبان نیز آغاز کرد ودولت اسلامی را دراین مناطق با افراد خود وامکاناتی که دراختیار داشت، حمایت کرد. این زن، دراین دوران فرماندهی گروهی از مردم را برعهده داشت که آهسته آهسته مردم او را چون “یک زن” بود بنام قومندان صدا می کردند و از آن زمان به بعد همه او را به عنوان یک قومندان می شناسند. روابط او با دولت بسیار خوب است ودرحال حاضر نیز درساحه، درمقابل مخالفین دولت مبارزه می کند واز دولت مرکزی نیز حمایت می کند. تا آنجا که ازسوی دولت به لوی جرگه ها و لوی جرگه عنعوی نیز دعوت شده بود و ازسوی دیگرهم دولت زمینه کار را دربخش های ملکی برایش فراهم کرد، مثلا پیشنهاد شده بود که ریاست امورزنان ولایت بغلان را برعهده بگیرد اما این پیشنهاد را رد کرده
ذکریا ناصری خبرنگار خبرگزاری بخدی درباره زندگی جهادی خانم عایشه با او،گفتگو کرده است
سلام، نخست خود را معرفی کنید که شما کی هستید واین جا کجاست؟
نام من بی بی عائشه است، که فعلأ مردم مرا بیشتر به نام قومندان کفتر می شناسند و تخلص من نیز کفتر است.
این قریه توری است که من دراین قریه زندگی می کنم و همین جایی که فعلأ قراردارید وصحبت می کنیم خانه ی من است.
من 6 فرزند پسر و دو فرزند دختر دارم. من با اعضای خانواده خود و دیگر اقارب نزدیکم سال ها است که در ولسوالی نهرین وحوزه سجان (قریه ده مرده، قریه گاوی ها، قریه ده بزه و قریه توری) زندگی می کنیم.
شما چگونه قدم به میدان مبارزه جنگ گذاشتید وچرا همانند مردان افغان سلاح برداشتید و از کدام سال شما مبارزات خود را، در کجا شروع کردید؟
شما بهتر می دانید که کشور عزیز ما افغانستان درسال های گذشته (منظورم از سال های گذشته پیش از سال 1380 است.) درآن سال ها کشور محل تاخت و تاز استعمارگران بیگانه بود، دوره جهاد شروع شد مردم همه متحد شدند. دراین دوران برهر مرد و زن افغان واجب بود که درکنارهم برای آزادی کشور مبارزه کنند.
ازآنجا که برادرزاده ام مجاهدین را حمایت می کرد، من هم به عنوان یک زن افغان برخود لازم و ضروری دانستم که سلاح بردارم و در کنار مردان برای نجات وطن مبارزه کنم. همین احساس وطن دوستی و تلاش برای آزادی مردم کشور مرا به عرصه ی فعالیت های نظامی کشاند این در حدود سال های 1335 خورشیدی بوده است.
شما درآن زمان که برای اولین بارسلاح برداشتید چند سال سن داشتید؟ همچنان بگویید اینکه شما همانند مردان در سنگرهای مقاومت وجهاد برعلیه دشمنان کشور می جنگیدید، آیا شوهرتان با این کار شما مخالفت نمی کرد؟
میشود گفت: که درآن زمان من 22 سال سن داشتم. یعنی در حدود سال های 1343 الی 1345 خورشیدی، که من سلاح برداشته ام. آن طور که شما فکر می کنید نیست. شوهر من نه تنها مخالفت نمی کرد، بلکه مرا حمایت نیز می کرد، چون شوهر من می دانست که من کاردرستی را انجام می دهم نه کار اشتباهی. من از اینکه توانستم درمبارزات مردم و اقارب خود برعلیه دشمن کشورم درکنار مجاهدین بودم خوشحال هستم.
حال برای ما از دوران جنگ با طالبان و نقش خود درمبارزات با طالبان را در ولایت بغلان به ویژه ولسوالی نهرین بگویید؟ این راهم بگویید که از کدام زمان شما به حیث قوماندان دربین مردم شناخته شدید؟
زمانی که دولت دکتر نجیب توسط مجاهدین سرنگون شد واز آن پس طالبان نیز ظهور کردند و به یک بارگی پیشرفت های را داشتند. من در ولایت بغلان و در همین ولسوالی نهرین بودم از همین جا مبارزات خود را با طالبان نیز آغاز کردم و دولت اسلامی را در این مناطق با افراد خود و امکاناتی که در اختیار داشتم دولت حمایت می کردم. خب در این دوران فرماندهی گروهی از مردم را برعهده داشتم که آهسته آهسته مردم مرا چون یک زن بودم به بنام قومندان صدا می کردند و از آن زمان به بعد همه مرا به عنوان یک قومندان می شناسند.
شما از امکانات جنگی در دوران طالبان سخن گفتید، امکان دارد بگویید که در این دوران از سوی کی حمایت می شدید؟ ودراین دوران چند تن سرباز تحت فرماندهی شما بود؟
در زمان جنگ با طالبان من و افرادم از سوی آمرصاحب مسعود شهید که وزیردفاع دولت وقت بود. ما را هم حمایت مالی می کرد و هم از لحاظ ممات وجنگ افزارهای نظامی تمویل می شدیم. در دوره مبارزه با طالبان درحدود 600 سرباز تحت فرماندهی من دراین ولسوالی بودند که تا آخرین لحظه مبارزه کردیم.
بگویید که همه شما را به عنوان قوماندان کفتر می شناسند و یاد می کنند لقب کفتر براستی تخلص شما است؟ یا مردم نام کفتر را برشما گذاشته اند یا دلیل دیگری دارد؟
همانطور که قبل ازاین گفتم نام من بی بی عائشه است، باشنده قریه توری ولسوالی نهرین هستم وزمانی که من وارد کارزارجنگ و مبارزات نظامی شدم این لقب کفتر را مردم، اطرافیان وسربازانم به من داده وهمیشه به نام قوماندان کفتر صدا می کردند و من نیز کم کم به این نام عادت کردم وحال همه ی مردم کشور مرا به این نام می شناسند.
برای اینکه بدانیم چرا باشندگان قریه توری بی بی عایشه را به نام کفتر صدا می کنند به میان مردم این قریه رفتیم واز آنان سوال کردیم. آنان جواب ها مشابهی دادند. یکی از این باشندگان که محب الله نام دارد و راننده تکسی است دراین مورد چنین می گوید:
اینکه ما چرا بی بی عائشه را به نام قومندان کفتر صدا می کنیم دلایلی نیزداریم. همانطور که شما میدانید کفتر پرنده است که درهوا پرواز می کند. بی بی عایشه اولین زنی از قریه است که سلاح برداشته و جنگ نموده است. زیرا این زن آروزهای بلندی داشت، یعنی کمی بلند پروازبود، دیگراینکه زن با جرات وچابکی بود به این لحاظ نخست دربین قریه وبعدا دردیگرجاها نیز وی را به نام قومندان کفتر یاد کردند وحال نیز درتمام افغانستان به نام اورا باین نام یاد می کنند. هرجا که سخنی از وی شود مردم میدانند که او یک زن است.
قوماندان کفتر بگویید که درجه تحصیلات شما چیست و بنا برفعالیت هایی که سه دهه گذشته داشتید تا چه اندازه تحصیل کرده اید؟
باید بگویم شاید شما آگاه باشید که درگذشته (منظور از گذشته دوران حکومت شوروی و دکتر نجیب است.) بیشتر مردم دختران خود را نمی گذاشتند به مکتب بروند، زیرا باورداشتند که اگردختران به مکتب بروند تحت فرهنگ بیگانه قرار می گیرند و فرهنگ اسلام خود را فراموش خواهند کرد. به همین دلیل من هم که درآن دوران زندگی می کردم و در یکی از ولسوالی های بغلان، مردمی که حتی درشهر زندگی می کردند دختران را به مکتب روان نمی کردند چه رسد به آنانی که دراطراف و دهات زندگی می کردند. من هم به همین دلیل به مکتب نتوانستم که بروم. اما مدرسه دینی را خواندم وبیسواد هم نیستم.
درمورد فرزندان خود برای نیز بگوید که آنها کجا هستند وچه کارهای می کنند؟
من شش پسر و دو دختر داشتم که ازجمله شش پسر دوتن آنان درهمین جریان تحولات کشته شدند و4 تن دیگر از آنان زنده هستند و با من هستند و پسر بزرگترم که حاجی وزیر نام دارد فعلا تمام کارها را کنترول می کند واو نیز درماه های اخیر زخمی شده است.

خانم کفتر می گویند که شما یکی از قومندانی محلی حزب جمعیت اسلامی افغانستان هستید دراین مورد بگویید؟
بله. درست است من یکی از قوماندانان حزب جمعیت اسلامی بوده وهستم ودرگذشته از سوی مسعود شهید حمایت می شدم وهمیشه مطابق قانون اجرات کردم وهدف نجات مردم قریه و ولسوالی از مخالفین دولت بوده است.
قومندان کفتر فعلا رابطه شما با دولت آقای کرزی چطور است؟
روابط من با دولت بسیار خوب است و درحال حاضر نیز درساحه درمقابل مخالفین دولت مبارزه می کنم واز دولت مرکزی نیز حمایت می کنم. تا آنجا که ازسوی دولت به لوی جرگه ها و لوی جرگه عنعنوی نیز دعوت شده بودم. ازسوی دیگر هم دولت زمینه کار را در بخش های ملکی نیز برایم فراهم کرد، که من آن را قبول نکردم. مثلأ به من پیشنهاد شده بود که ریاست امور زنان ولایت بغلان را برعهده بگیرم و دراین بخش فعالیت نمایم که آنرا رد کردم. اینها همه بیانگراین است که روابط من با دولت خوب است.
با اینکه شما یک زن هستید و در عین حال با مخالفان دولت جنگ می کنید با فرهنگی که در کشور ما رایج است،اطرافیان شما حتی اعضای خانوده ی شما و زنانی که در سن و سال شما قرار دارند در مورد شما چه می گویند آیا شما را در این راستا تشویق کردند یا نه روابط خود به دلیل کارهای که از شما توقع نداشتند با شما قطع کردند نیز بگویید؟

شاید این همین طوری که شما می گویید باشد. ولی من به این باور نیستم زنان نیز می توانند خود رانشان دهند که می توانند درهمه ی عرصه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی وحتی نظام فعالیت نمایند واثرگذار نیز باشند.
این که مردم در مورد من چه می گویند این قضاوت مردم است. اما من می دانم کاری نادرستی نکردم که از آن پیشیمان باشم و افسوس بخورم. من دریک زمان خاص تصمیمی درستی گرفته ام که حال نیز در همان مسیر حرکت می کنم. همان طور که در صدر اسلام نیز جهاد برعلیه دشمنان دین اسلام جهاد برمرد وزن مسلمان واجب بود من نیز برهمین اساس تصیم گرفتم. حال که مردم هرچه می گویند بگذار که بگویند اما درمورد این اعضای خانواده ام نه آنان با من مخالفت نکرده بلکه مرا دراین راستا تشویق کردند.
به عنوان سؤال آخر این را بگویید که شما فعلأ چند تن سرباز دارید ؟ ومصارف خود را ازکدام طریق تمویل می کنید آیا دولت مصارف شما را می دهد یا خیر؟
درست است که روابط من با دولت خوب است ولی دولت مصارف ما را نمی دهد. ساحاتی که مربوط من می شود بیش از دوهزار خانه وجود دارد که من برآنان حاکم هستم ومصارف خود و سربازانم را از طریق حشر وذکات وکمک هایی که خود مردم می کنند تمویل می کنم. اینکه چند سرباز دارم میشه گفت: که درحال حاضر بیش از 40 سرباز دارم که فرماندهی آنرا پسر بزگترم حاجی وزیر برعهده دارد.