مرحله نخست واگذاری مسوولیت های امنیتی در شش منطقه از دید رهبران افغان با موفقیت اجرا شد که به گفته آنان این روند برگشت ناپذیر است. با این حال رهبران افغان و برخی از متحدان غربی آن در این خوشبینی همراهان زیادی ندارند؛ بسیاری از فعالان مدنی و حامیان حقوق بشر از پیامدهای دراز مدت این برنامه نگران اند. یافته های سازمان ملل متحد نشان می دهد که شش ماه نخست سال جاری میلادی، مرگبارترین دوره برای غیرنظامیان از سال 2001 تاکنون است. در حالیکه برخی ها امیدوار اند که با انتقال مسوولیت ها، خشونت ها کاهش یابد، اما بی تجربگی نیروهای افغان و ادامه استفاده از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی از سوی گروه های شورشی نگرانی اصلی برخی دیگر اند. سارا هالوینسکی مدیر اجرایی “کمپین برای قربانیان بیگناه در منازعات مسلحانه” است؛ گروهی مستقر در واشنگتن که در دفاع از قربانیان غیرنظامی در درگیری های مسلحانه کار می کند. او در تحلیلی می گوید که کرزی در موضع گیری های خود دچار اشتباه تاریخی می شود.
فارن پالیسی: سارا هالوینسکی؛ مدیر اجرایی “کمپین برای قربانیان در منازعات ـ برگردان: محمد سلیم شفیق؛ روزنامه نگار
شانزده عضو یک خانواده در اثر برخورد با ماین کنار جاده جان خود را از دست می دهند؛ حمله کننده انتحاری یک شفاخانه را هدف قرار می دهد؛ یک دختر بی گناه هشت ساله به انتقال یک بسته بمب به یک پایگاه نظامی واداشته می شود؛ در حالیکه تمامی این ترورها و کارهای تخریبی از سوی طالبان افغان به راه انداخته می شود، حامد کرزی کجاست؟ راه گم شده است.
کرزی مرد زرنگی است؛ او محکوم کردن این وحشت را از یاد نمی برد. در واقع او نشان می دهد که از تلفات غیرنظامیان در داخل مرزهای کشورش آگاه است. زمانیکه نیروهای بین المللی عامل این رویدادهاست، رییس جمهور افغانستان با احساسات اقدام آنان را تقبیح می کند. در ماه می پس از آنکه نیروهای ناتو به اشتباه 14 غیرنظامی را به قتل رساند، کرزی گفت: “… اگر بمباران بر خانه های ما ادامه یابد، حضور آنان از یک نیرویی که در برابر تروریزم مبارزه می کنند به نیروی علیه مردم افغانستان و اشغالگر تبدیل خواهد شد.” چیزی که کرزی به آن اشاره نکرد، این بود که گروه طالبان تاکنون در سال جاری در برابر یک غیرنظامی که ناتو کشته، چهار غیرنظامی را به قتل رسانده است.
در حالیکه کشور اش بهشدت نا امن و در آستانه جنگ داخلی قرار دارد، خودداری کرزی از محکوم کردن افغانها برای کشتن دیگر شهروندان افغان، کاستی در رهبری دولت او را برجسته میکند. عذرخواهی آشکار از قساوت شورشیان به این دلیل است که انتظار مردم افغانستان از حملات طالبان را توجیه کند. ممکن است این درست باشد، اما او با این کار خود می تواند غم از دست دادن فرزند هر مادری را با شلیک طالبان کم کند؟
قوانین در یک کشور در حال جنگ، مضمونی برای تفسیر منافع سیاسی نیست. تمامی گروه های درگیر به میزان یکسان ملزم به حفاظت جان غیرنظامیان اند. سابقه طالبان در این زمینه غیرقابل پیمایش است. حتا بدتر از آن، این است که آنان خواستار ادامه این شیوه اند. طالبان می دانند در صورتیکه نیروهای بین المللی و افغان بر خانه های غیرنظامیانِ حمله کنند که آنان در آن پناه گرفته اند ، یک امتیاز در جنگ تبلیغاتی برای شان است. آنان می دانند در صورتیکه درختان بمب گذاری شود، غیرنظامیان از بازگشت در باغ های انار برای کار ترس دارند. اینها تاکتیک هایی اند که مشخصاً برای بهره برداری از مردمی طراحی شده که کرزی برای حفاظت جان آنان سوگند خورده، اما هنوزهم (در برابر این تاکتیک ها) سکوت کرده است.
درست است که عملیات نیروهای بینالمللی هنوزهم عامل تلفات غیر نظامیهاست و رئیسجمهور هم حق و وظیفه دارد تا از ناتو بخواهد حملات مرگبار هوایی، عملیات شبانه و دیگر تاکتیکهایی را که منجر به خشم و نفرت مردم میشود، محدود کند، اما اظهارات او درباره آسیبهای ناشی از عملیات نیروهای خارجی، پرهیاهو و یکطرفه است. آنها (دولتمردان افغانستان) این نکته را فراموش کردهاند که نیروهای بینالمللی در حال ترک افغانستان اند.
در دو هفته گذشته مسئولیتهای امنیتی شش منطقه (بامیان، مهترلام، لشکرگاه، هرات، مزارشریف و پنجشیر) از نیروهای ناتو به دولت کرزی واگذار شد. در حالیکه ایالات متحده آمریکا و ناتو نیروهای امنیتی افغانستان را آموزشهای نظامی میدهند، هیچ ابزاری برای جلوگیری از تلفات غیر نظامیها ندارند و اینکه چگونه با تلفات غیر نظامیها مقابله کند؛ تلفاتی که ممکن است عملکرد آنان عامل آن باشد.
نیروهای امنیتی افغان در شهرهای کوچکِ عملیات خواهند کرد که غیرنظامیان در آن زندگی و کار می کنند و با دشمنِ خواهند جنگید که در قرار دادن مردم بی گناه در میدان جنگ شناخته شده اند. نیروهای بین المللی آموخته اند که جنگ در این محیط با طالبان کار آسانی نیست و آنان بر این اساس تاکتیک های خود را تغییر داده اند. برای مثال، جنرال استانلی مک کریستال فرمانده کل پیشین نیروهای ناتو و امریکا در افغانستان دستور العملی را منتشر کرد که پیلوت ها را ملزم می ساخت برای جلوگیری از تلفات غیرنظامیان، پیش از انجام حمله هوایی هدف را دقیقاً تشخیص دهد. مک کریستال و دیگر رهبران نظامی، پس از تحقق تأثیرات فلج کننده خشم ناشی از تلفات غیرنظامیان، جبران خساره برای برخی غیرنظامیان را در ماموریت خود پیشنهاد کردند.

از سوی دیگر، حامد کرزای پیش از آنکه نسبت به توانایی نیروهای امنیتی خود برای نجات غیر نظامیها مطمئن شود، انتقاد از حملات هوایی ناتو را در اولویت قرار داده است. به نظر میرسد زمانی که افغانها- چی نیروهای امنیتی یا طالبان- عامل کشتار غیرنظامیان شناخته شوند، آن زمان رییس جمهور تمایلی نخواهد داشت تا از این عمل انتقاد کند.
فرض کنید نیروهای افغان آن مکانیسمهایی را ندارد که ایالات متحده و ناتو برای نجات غیر نظامیها اجرا میکنند. سربازان افغان عملیات نظامی را اجرا میکنند. هیچ راهی هم برای پیگیری آسیبهای ناشی از تلفات غیر نظامی وجود ندارد. بنابراین آنان نمیتوانند و به احتمال زیاد نمیخواهند مسئولیت آن را برعهده بگیرند. اگر آنان عملیات شبانهای را در هلمند انجام دهند و در اثر فرو ریختن دروازه، یک زن جان خود را از دست دهد، هیچ ساختاری برای تحقیقات در مورد این رویداد و جبران خسارت برای از دست دادن تنها سرپرست این خانواده وجود ندارد. تجربه نشان داده است که منظمترین ارتش نیز گاهی در اجرای وظیفه، با مشکلاتی دچار میشود، با این حال در نبود میکانیزم منظم، اگر سربازان افغان به سوءاستفاده از قدرت متهم شوند، بعید است که با مجازات روبهرو شود.
ناتو مسوولیت دارد تا عملیات نظامی را با حسن نیت واگذار کند که به معنای گذاشتن نیروهای امنیتی افغان با بهره از درسها و مهارت های کسب شده برای انجام وظایف شان است. کشورهای متحد افغانستان باید برای راه اندازی ساختار انجام تحقیقات، پرداخت غرامت و ردیابی اطلاعات کارهایی بیشتری را برای افغان ها انجام دهند تا غیرنظامیان برای تحمل فشار یک نیروی نظامی دیگر برای حفظ جان خود هزینه نپردازند.

اما در نهایت کرزی مسوول رفتار نظامیان خود است که آسیبی را به غیرنظامیان وارد می کند، مهم نیست که عامل آن کیست. کرزی در آغاز دور دوم ریاست جمهوری خود تعهد کرد: “… با آموختن از اشتباه ها و کاستی های هشت سال گذشته، در واقع با ارزیابی از خود می توانیم بهتر به آرمان ها و آرزوهای مردم خود پاسخ بگوییم.” دو سال بعد، کرزی بیشتر به جای ارزیابی خود، حفاظت از خود را تمرین می کند. شکست کرزی در تجهیز نیروهای امنیتی افغان به آنچه آنان برای نجات مردم نیاز دارند و صحبت کردن در مورد رفتار طالبان، ممکن است او را در تحکیم قدرت سیاسی اش کمک کند اما در برابر آن، او به یک اشتباه تاریخی روبرو می شود.
سارا هالوینسکی از سال 2006 به این سو به عنوان مدیر اجرای سیویک (کمپین برای قربانیان بیگناه در منازعات مسلحانه) کار می کند. او به افغانستان، عراق، سریلانکا، نیپال، سومالیا، لبنان و اسرائیل سفر کرده و برای دقت و سیاست های دلسوزانه تر به نفع قربانیان جنگ لابی گری کرده است.