محمد رضا وطندوست (خوشك) نماينده جوان مردم ولايت هرات در ولسي جرگه است. آقاي وطندوست با ميزان راي بالايي از سوي مردم هرات و به خصوص جوانان اين شهربه پارلمان راه يافت و اكنون در كنار عضويت در كميسيون اقتصاد ملي درمجلس نمايندگان، با نهادها و سازمان هاي مربوط به جوانان در هرات و كابل برنا مه هاي مشتركي در راستاي حل مشكلات اين قشر آينده ساز روي دست دارد. خبرگزاري بخدي گفتگوي ويژه اي با او انجام داده است.
آقای خوشک، شما از وکلای جوان هستید، که با رای و اعتماد جوانان به ولسی جرگه آمدید، مطالبات نسل سوم از شما چی بوده و در این زمینه چه دستاورد هایی داشته اید؟
دوره شانزدهم پارلمان یکی از جوان ترین دوره های پارلمانیست و شما می بینید که در اکثربرنامه ها و کنفرانس ها بیشتر جوان ها اشتراک دارند و به صراحت می توان گفت که چند تن از روسای این کمیسین ها جوانان هستند. بنابراین ما به این نتیجه می رسیم که در کل جوانان در پارلمان در خشش خوبی دارند.
اینکه مطالبات جوانان از ما چی بوده و ما به حیث یک وکیل مورد اعتماد نسل جوان برای شان چه کرده ایم؟ بحثی است که اهمیت خاص خود را دارد. در دوره های کمپاین پارلمان، اقشار مختلف جوانان به ما مراجعه کردند و قول و تعهد من به همه شان این بوده که ما دیگر نمی خواهیم به گذشته برگردیم. گذشته می تواند یک درس عبرت برای ما باشد، همیشه به آینده روشن که خواستگاه نظر جوانان است بیندیشیم.
امروز دریک صنف ، در یک دانشگاه و در یک محیط کاری می بینیم که در کنار یک هزاره یک جوان پشتون است و درکنار یک جوان تاجیک یک ازبک و همه باهم دوست و برادر هستیم.مانمی خواهیم که در چنین فضا بوی نفاق ،قومیت و مذهب مارا از همدیگر جدا کند.
از ديد شما مشكلات اساسي جوانان چيست؟ و شما چه جايگاهي رابراي اين قشردر تحولات كلان ملي تعريف مي كنيد؟
جوانان ركن اصلي و اساسي يك جامعه در هردوره تاريخي به شمار مي رود. درعصري كه توسعه و پيوند ميان ملت ها مارا به سمت يك دنياي وسيع تر از مرزهاي جغرافيايي مي كشاند اين نقش تعريف و اهميت بيشتري پيدا مي كند. با توجه به همين حساسيت است كه من معتقدم كه نسل سوم افغانستان بعد از جنگهاي تحميلي و دوره جهاد و مقاومت بر عليه طالبان؛ جواناني هستند كه با ايده ها و افكار نوي كه دارند مي توانند گام هاي موثري در جهت ساماندهي تحولات كلان ملي به نفع مردم افغانستان بردارند.
كشوردچار بحران هاي كلاني است. (مشكلات قواي سه گانه علاوه بر امنيت و پروسه صلح) تعريف شما از اين بحران ها چيست و جوانان در حل شان در كدام جايگاهي قرار دا رند؟
منکر اين قضيه نيستيم كه در كشور ما متاسفانه بعد از انتخابات رياست جمهوري بحران آغازشد.بحران تا حدي رسيد كه مي بينيم انتخابات سال 89 تا حدودي از طرف قوه مجريه به چالش كشيده شد.
منظور شما اين است كه در سال 88 و حوادثي كه در انتخابات رياست جمهوري اتفاق افتاد عامل اصلي بحران است؟
بله ! چراكه همه ما و شما مي بينيم ، در آن زمان ناخود آگاه زمزمه هايي به گوش مي رسيد كه تقلب گسترده اي در انتخابات شده است و زمزمه های این تخلف و تقلب به عنوان سرمنشا اصلي بحران مطرح گرديد و ما شاهد باريكي در اوضاع کشور بوديم و مي ديديم كه هر آن ممكن بود نامزد اصلي رو در روي همديگر قرار گيرند. در آن دوران حس مي كرديم كه كشور دو نيم شده و هرنيمه در برابر هم ايستاده است. عده اي طرفدار يك نامزد بودند و عده اي هم طرفدار رييس جمهوركرزي.
اين قضيه، خود عامل و سرآغاز بحران بود تا اينكه سال 1389 بعد از انتخابات پارلماني قوه مجريه از طريق قوه قضائيه محکمه ويژه اي براي رسيدگي به موارد مشخص ايجاد كرد. این تصمیم بحران قبلي را کلانتر کرد.
البته عده اي هم مي گويند كه كميسيون انتخابات در اين قضيه دست دارد، اما من مي گويم كه كميسيون كار خود را انجام داد، برنا مه خود را عملی کرده بنا وارد کردن تهمت به اين كميسيون جفا است.

مي خواهم بگويم كه مشكل اصلي در تيمي است كه در داخل ارگ فعاليت مي كند.
جناب رييس جمهور مشاوران را استخدام كرده است كه معاش هاي چندين هزار دالري دارند اما در اكثر اوقات مشوره هاي بسيار ضعيف و چالش برانگيزي به كرزي مي دهند، اين افراد كساني اند كه سالها در بيرون از افغانستان بوده و با فضاي كنوني كشور آشنايي چنداني ندارند.
اما اينكه جوانان در راستاي حل اين مسايل و بخصوص پروسه مصالحه و مسايلي نظير آن چه گام هايي مي توانند بردارند جاي بحث است.
در قدم اول ما بايد يك تعريف مشخص از صلح داشته باشيم و بعد هم يك استراتیژي مشخص براي رسيدن به صلح تدوين كنيم. امروز متاسفانه اين كار صورت نگرفته و براي همين انتقاد ها در مورد این پروسه وجود دارد.
من معتقدم كه ما اگر يكجانبه در اين راستا حركت كنيم شكست مي خوريم. ما ديديم كه كميته صلح به رياست مجددي نتوانست به جايي برسد و شكست خورد و اگر قرار باشد شوراي عالي صلح هم يكطرفه به سوي صلح گام بردارد شكست مي خورد. مابايد همزمان كه از صلح گپ مي زنيم با دشمنان اين سرزمين برخورد نظامي قاطع و قدرتمند داشته باشيم. دشمن با يك اردوي و يك كشور ضعيف هيچگاهي صلح نخواهد كرد.
اين درست است كه ما در راس شوراي عالي صلح يك شخصيت توانمند داريم و چون ايشان سال ها در جهاد و مقاومت بوده اند و زماني هم رييس جمهور اين كشور، اما مشكل در سيستم است. ما يك برنامه و پاليسي مشخصي نداريم. ما تعريفي از دشمن و طالب نداريم. ما گاهی شاهد هستيم كه ضعف حكومت و ناتواني دستگاه هاي اجرايي باعث شده كه عده اي به صف مخالفان بروند.
باور دارم که اگر بيكاري را ازبين ببريم، عدالت را اجرا كنيم و زمينه بيزاري مردم از نظام را از بين ببريم بسياري از مخالفان مسلح به زندگي عادي بر مي گردند اما متاسفانه در اين زمينه برنامه نيست و کسی هم در باره فکر و کاری نمی کند.
از نظر شما راه حلهاي عملي براي مقابله با اين وضعيت چيست ؟
ببينيد در ماده “دهم” قانون اساسي كشور به صراحت آمده است که “حکومت در قسمت بازار آزاد باید كار کند، يا عمل مثبتي د ا شته باشد”. که روند (وضعیت) کنونی نشانگر عدم تطبیق و پرداختن به این ماده است، این چالش بر می گردد به ضعف و ناتوانی در مديريت كشور.
اگر حكومت در قبال اين برنامه يعني جذب سرمايه هاي كلان و نيز بخش خصوصي و نيز كساني كه هدف سرمايه گذاري دارند برنامه داشته با شد وضع تغيير خواهد كرد.
شما شاهد بوديد كه وزير معادن و صنايع اعلام كرد كه كشورما بيش از سه تريليون دالر ذخاير معدني دارد. اگر حكومت بتواند اين بخش را به د رستي مديريت كند ما هم شغل ايجاد کرده ایم و هم از اين پول براي ساخت زير بنا ها استفاده کرده می توانیم.
امروزه در دنيا كشوري پيشرفت مي كند كه ذخاير معدني خوب داشته باشد و مواد اوليه تولید کند اما متاسفانه ما عليرغم داشتن اين فاكتورهاي مثبت دچار مشكلات جدي هستيم و كشور هاي همسايه ما نيز در اين قسمت تلاش دارند كه كشوري مثل افغانستان صلح و آرامش نداشته با شد.
اگر اشاره شما به پاکستان باشد، مشخصا در مورد این کشور چه مي توانيم انجام دهيم؟
چند نكته را مي توان در اين بخش ياد آوري کرد، اول اينكه ما نبايد تنها راه ترانزيتي خود را از لحاظ صادرات و واردات با پاكستان در نظر بگيريم. ما مي توانيم راه بهتري پيدا كنيم.
دوم اينكه برنامه هاي اقتصادي داشته باشيم، تمامی ارگان هاي مسوول، نهادي هاي معتبر و نخبه گان تحصيل كرده بايد دراين قسمت توجه كنند.
ما در كميسيون اقتصادي ولسي جرگه مي توانيم به حيث يك مشاور در كنار حكومت باشيم. دستگاه هاي اجرايي مانند وزارت های اقتصاد، ماليه و تجارت مي توانند تصميم بگيرند و در بخش حمايت از برنامه هاي سرمايه گذاري هاي كلان نيز اين ارگان ها بايد برنامه دا شته باشند.
بر گردیم به موضوع که در نخست اشاره ای کوتاه به آن داشتیم، تحولات ولسي جرگه! از ديد شما علت اصلي بحران بین حكومت و پارلمان چيست و را ه حل این بحران چيست؟
در نظام هاي مردمي و دموكراتيك قواي سه گانه در كنا رهم مي توانند مكمل همديگر باشند. اگر اين سه قوه بازوي همديگر باشند سبب رشد و شكوفاي يك كشور می شوند. متاسفانه در كشور ما با توجه به تنشي كه بين سه قوه به وجود آ مده، مقصر ارگ نشيناني هستند كه فكر مي كنند قوه مقننه خلاف مسير شان حركت می کنند. به احتمال زیاد رییس جمهور ما نیز این حس را دارد، اما به صراحت اعلام کرده می توانم که ما هميشه پشتيبان رياست جمهوري يا نظام خود هستيم .
حالا چطور مي توانيم اين تنش را برداريم .برنامه اي كه درابتدا پارلمان داشت حمايت از نظام بود حمايت از برنامه هاي اقتصادی، سياسي، فرهنگي واجتماعي حكومت بود.
با کمال تاسف باید بگویم که در حال حاضر اغلب راه ها بسته شده و رییس جمهور تمامی برنامه ها را بدست خود گرفته است.
با آنهم ما برنامه های داریم که در روزهای نزدیک به رییس جمهور ارائه می شود.
آقای خوشک اگر قرار باشد كه حكومت همچنان به فيصله هاي شما بي اعتنايي كند در آخرين مرحله تصمیم شما چی خواهد بود؟
ما برنامه هايي داريم كه مرم هم در جريان هستند. بارها و بارها اعلام كرده ايم كه بهترين راه حل توسل به خواسته های مدنی و تمرین دموکراسی است.

ما می توانیم سوء تفاهمي كه بين دوقوه به وجود آمده را از بين ببريم اما درزمان خودش و با برنامه هاي ویژه.
مسلما يكي از راه های رسیدن به حل معضل به وجود آمده، توجه حكومت به خواسته هاي نمايندگان و پاسخ درست به اعتراضات مدنی است. من متاسفم که گاهی صحبت های از خشونت زده می شود.
من طرفدار خشونت نیستم و این راهی است که در طول سه دهه در کشور تجربه شده اما نتیجه ای نداده است.
ولسی جرگه قوه اي نيست كه با توپ وتفنگ وارد شود و با اسلحه بخواهد پاسخ دهد تنها قدرتي كه قوه مقننه دارد” قانون” است.
قرار است جرگه عنعنوي توسط آقاي كرزي داير شود پيش بيني شما از فيصله هاي این جرگه و تبعات آن چيست ؟
ما درقانون اساسي جرگه “عنعنوي” نداريم اما “لوي جرگه” مطرح شده است.
هر برنامه اي كه درلويه جرگه يا جرگه عنعنوي مطرح شود مانند “امضای سند استراتیژیک بین افغانستان و امریکا” نياز است كه در پارلمان تصويب شود و گرنه مشروعيتي نخواهد داشت.
متاسفانه كشور ما افغانستان شرايطي را سپري مي كند كه اعمال اراده مردم بسيار محدود شده است اي كاش طوري برنامه ريزي مي شد ياطوري توانايي اش را می داشتيم كه حداقل يك همه پرسي از مردم صورت مي گرفت وپرسيده مي شد كه مردم طرفدار كدام وضعيت است؟ سیستم مدیریتی کشوری چگونه باشد.
به سند استراتیژیک بین امريكا و افغانستان اشاره کردید، امضای این سند به نفع کیست؟
من شخصا تاييد مي كنم وموافق اين پيمان نامه هستم، مشروط به اینکه مواد يا تعهداتي كه در اين پيمان يا قرارداد مي آيد موقف مردم افغانستان در نظر گرفته شود.
باور دارم كه اگر منافع ملي ما در نظر گرفته شود ما مي توانيم در درازمدت به نتايج خوبي برسيم و اين كار هيچگونه ضرري هم ندارد.
شما می دانید که امریکا تنها درافغانستان پايگاه ندارد. پايگاه های نظامي این کشور دربحرين، تركيه، آذربايجان و ازبكستان است، این کشور ها از این قرار داد ها كاملا سود مي برند.
ما مي توانيم با قراردادي كه با امريكا مي بنديم به یکی از قدرت های منطقه تبدیل شویم، مي توانيم با همكاري نظامي كه همراه آمريكا مي توانيم داشته باشيم حداقل درمقابل كشورهايي همچون پاكستان كه قدرت منطقه است و ايران كه درحال دستيابي به انرژي هسته اي است و نيز هندوستان كه قدرت اتمي دارد، جايگاهي براي خود د رمنطقه تثبيت کنیم .
اين روز ها بحث تجزيه افغانستان به شمال و جنوب مطرح است. به نظر شما راه حل اساسي مشكل موجود تجزيه است يا فدرالي كردن نظام و يا هم حفظ و ضع موجود كه به بن بست نزديك مي شود ؟
دريك جمله ميخواهم جواب شما را بدهم كه من به عنوان نماينده مردم، يك افغانستان واحد ومتحد مي خواهم نه فدرالي ونه تجزيه شده.
نظر شخصي من اين است كه هم با فدرالي كردن افغانستان مخالفم و هم با تجزيه.
برمي گردم به اظهارت نخست که نسل جوان می توانند تاثير گذار باشند.مطمئن هستم كه با وحدت وهمدلي كه بين جوانان ما وجود دارد و گاهگاهي در كنار كساني كه عمری از آنها گذشته مي توانيم سرنوشت كشور را تغيير دهيم.
به عنوان پرسش آخر، معضل دیورند همچنان بحران ساز است فکر نمی کنید که برای امنیت نسبی در افغانستان، نخست این معضل را با پاکستان حل کنیم ؟
موضوع ” ديورند ” يك جنجال تاريخي ما است كه از زوايايی گوناگون قابل بررسي است و اين جا نمي شود روي آن بحث كرد.اما افغانستان با يك پاليسي وبرنامه خاص مي تواند حداقل حد ومرزخود را مشخص كند.
قرار داد ديورند که در90 يا 100 سال قبل منعقد شده بود، یک خط فرضي بود. اما حال پس از گذشت يك قرن با توجه به مفاد سرحد نشینان برنامه ای تازه ای باید تدوین کرد.
ما می گوییم که خط ديورند قابل قبول نيست وزمان قرار داد منعقده حذف شده است.
ببينيد هيچ كشوري دردنيا حاضر نيست كه حتي يك متر از خاکش را به كسي بدهد اما زماني كه مي بينم مناقشه اي به اين عمق و ژرفا كه مي تواند حتي جنگ هاي داخلي را به ميان بكشد، نياز است يك برنامه مسالمت آميز داشته باشيم.
كشوري مثل سودان بعد از 50 سال جنجال ومناقشه برسر تقسيم دو كشور ومشكلاتي كه داشت امروز با يك همه پرسي تجزيه شده است و سودان جنوبي قد علم كرده است.
نظر شخصي من اين است كه خط ديورند در كنار تمام ابعادش يك بعد كلان سياسي دارد واز اين كشمكش تنها كسي که سود مي برد پاكستان است نه افغانستان .
آقای رضا وطندوست “خوشک” جهان سپاس از شما !
مصاحبه کننده: نصرت الله “اقبال”
عکاس: رضا “ساحل”