26 دلو، سالروز خروج سربازان شوروی سابق از افغانستان است. شوروی سابق که در سال 1358 هجری شمسی تهاجم گسترده ای را بالای افغانستان انجام داد، در سال 1367 آخرین سربازش را از افغانستان خارج کرد و بدین ترتیب، قدرت به دست نیروهای دولت داکتر نجیب الله افتاد.
حضور نیروهای شوروی در افغانستان با اعتراض های گسترده مردم افغانستان روبروشد و باعث شد که قیام ها و جنگهای مسلحانه بر علیه قشون سرخ شوروی آغاز و فصل جدیدی با نام “دوران جهاد” در تاریخ مبارزات مردم افغانستان، شکل گیرد.
داکتر ذاکر حسین ارشاد، آگاه امور سیاسی و استاد دانشگاه،در گفتگویی که شاولی زرین، خبرنگار خبرگزاری بخدی، با او انجام داده به بررسی علت های شکست شوروی در افغانستان و کارکرد این کشور در زمان حضوردر افغانستان پرداخته است.
داکتر صاحب تشکر از شما! به نظر شما علل و عوامل شکست شوروی در افغانستان چه بود؟
تشکر از شما، در مورد خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان دو موضوع مطرح می شود.یکی علت داخلی وضعیت خود شوروی است که گرفتاری ها، جناح ها بندی ها و حلقات سیاسی شوروی سابق و در مجموع شرایط سیاسی این کشور، باعث شد که نیروهای شوروی سابق از افغانستان خارج شوند.
علت دوم، بحث خارجی است، بحث مقاومت هایی که در افغانستان صورت گرفت وبحث حمایت های جدی که کشور های منطقه بصورت ایدئولوژیکی و به صورت کلان بین المللی، نیرو های امریکایی از مجاهدین افغانستان در برابر شوروی انجام دادند. این حمایتهای جدی و همه جانبه باعث شد که شوروی سابق نیروهای خود را از افغانستان خارج کند.
قیام و انقلاب مردم افغانستان چه نقشی در شکست شوروی سابق در افغانستان داشت؟
قیام مردم افغانستان نقش اساسی در شکست شوروی داشت. فشارهای داخلی که از طریق مجاهدین صورت گرفت تاثیرات خاصی در شکست شوروی داشت. از سوی دیگر، کوهستانی بودن افغانستان و جغرافیای جنگ نیز بر شکست شوروی بی تاثیر نبود.
در افغانستان آن زمان، جنگ متعارف بود. به این معنا که جبهات نیروهای مجاهدین مشخص بود. ولی چون نوع جنگ، یک جنگ چریکی بود، پایگاه مشخصی در دست مجاهدین قرار نداشت. مجاهدین پراکنده بودند و در تمامی دره ها، کوه ها، قله ها حضور داشتند.
از سوی دیگرمجاهدین هم افراد بومی بودند و مناطق را به خوبی می شناختند. این امر باعث شدکه قوای شوروی علیرغم مجهز بودن به سلاحهای پیشرفته، در برابر مجاهدینی که از ابتدایی ترین تجهیزات برابر بودند، شکست بخورند.
آقای ارشاد، پیامدهای اشغال افغانستان توسط شوروی سابق چه بود؟
حضور شوروی در افغانستان پیامدهای مثبت و منفی زیادی داشت. جدی ترین پیامد مثبت، به نظر من، این بود که افغانستان از یک خواب و از یک “کرختی” تاریخی بیرون شد. در واقع اشغال افغانستان یک رستا خیزی را در سراسر افغانستان ایجاد کرد و یک حرکت و تحرک جدی را در بین تمامی حلقات افغانستان ایجاد کرد.
اگر افغانستان توسط شوروی ها اشغال نمی شد، طبیعی بود که همان یک نواختی و بسته بودن سیاست در افغانستان ادامه پیدا می کرد.
به نظر من شاید در آن شرایط، بحث هایی مانند مشارکت و حق شهروندی و مسایل دیگر در ادبیات سیاسی مطرح نمی شد و برای مردم بیگانه

بود. اما اشغال کشور توسط شوروی سابق، یک شوک همه جانبه ایجاد کرد و باعث شد که تحرک، دگرگونی و مقاومت از سوی نیرو های پراکنده در کشور ایجاد شود. این امر، کمک کرد تا یک سری جهش های سیاسی در همه حوزه ها و حتی جهش های اقتصادی، به وجود آید.
مهاجرت، نیز یکی از عواملی بود که توانست تاثیرات خود را در دراز مدت نشان دهد. از سوی دیگر شوروی در قسمت زیربناهای کشور نیز کارهایی کرد که تونل سالنگ و برخی ساخت و سازهای دیگر تا امروز به درد مردم ما خورده اما از سوی دیگر این اشغال باعث کشته و زخمی شدن شمار زیادی از مردم افغانستان شد و قربانی های زیادی را از مردم گرفت.
آفای ارشاد اگر به تفاوت های حضورنیروهای شوروی و امریکا در کشور، اشاره کنید؟
برخی باور ها این است که افغانستان، هم در زمان شوروی و هم در شرایط کنونی، با حضور امریکایی ها اشغال شده است.
به نظر من این حرف درست نیست.اشغال افغانستان توسط شوروی نه پشتوانه سیاسی داشت، نه پشتوانه حقوقی.
نظام سیاسی آن زمان، نظام غیر مشروع بود؛ نظامی بود که یک عده افراد دست نشانده و حلقات کمونیستی افغاستان (حزب خلق و پرچم) برای زمینه سازی حضور نظامی شوروی در افغاستان، تلاش کرده بودند در حالیکه مردم افغانستان خواهان این امر نبودند.
اما در وضعیت موجود، حضور نیروهای بین المللی و سربازان امریکایی در کشور، بر اساس منشور سازمان ملل و به در خواست و اراده همگانی صورت گرفته است. یعنی افغانستان بر اساس پذیرش اصول و منشور سازمان ملل و بر اساس گرفتاری های داخلی که با طالبان و القاعده داشت، خودش خواست و اراده مردمش اینگونه رقم خورد که نیروهای امریکایی وارد افغانستان شوند.
بنا بر این، آمدن نیروهای بین المللی و خارجی فعلی در افغانستان مشروعیت دارد؛ بنا براین حضور داشتن فعلی امریکا، به معنای نفی هرگونه “ادبیات نوع اشغال” در افغانستان است.در حالی که در دوران شوروی در افغانستان؛ حضورشان هیچ گونه مشروعیتی نداشت.
فکر نمی کنید که شکست شوروی در افغانستان باعث یک قطبی شدن نظامی بین الملل شده است؟
یکی از علت های جدی که شوروی آن زمان، تصمیم به خروج گرفت؛ وضعیت کاملا فرسایشی در نظام شوروی بود.
این نظام در همه بخش ها و حوزه ها، انرژی و توان خود را از دست می داد. به همین لحاظ است که بعضی از تحلیل ها بر این امر استوار است که شوروی، یک قدرت ورشکسته است؛ به سببی که توانایی “ابرقدرت بودن” یا “ابرقدرت ماندن” را ندارد.
حضور نیروهای شوروی در افغانستان بخشی عظیمی ازهزینه های سیاسی و اقتصادی را بر این کشور تحمیل کرد؛ این امر خود بخود، سبب شده بود که نیروهای شوروی در صف بندی های کلان بین المللی توان و اقتدارش را که بعنوان یک “قطب عالم سیاست” در آن زمان حساب می شد. از دست بدهد.
ذکر این نکته را نباید نادیده گرفت که مقاومت افغان ها در تمامی جبهات و از سوی دیگر هدر رفتن امکانات شوروی سابق در یک جنگ فرسایشی، زمینه ورشکستگی شوروی را فراهم کرد.
تشکر از شما داکتر حسین ارشاد