آدمی بیشتر از دو جنس نیست، دو جنسی که کمتر باهم سر سازگاری دارند و سازگاری را بیشتر در قالب رابطه جنسی تجربه میکنند.
هرچند آن هم گاهی به رابطه ی “برده و ارباب” تبدیل می شود و در موارد دیگر، همواره یک جنس صف اول را در اختیار دارد و جنس دیگر در حد همان “دیگر” بودن باقی می ماند.
مردها به مثابه جنس اول و پر قدرت، چنان کنترل زمین را از همان گذشته های دور به دست گرفته اند که جایی برای زنان و گلویی برای اعتراض باقی نمانده است.
مصداق این روایت، از گذشته های دور تا کنون در جامعه افغانستانی، به راحتی قابل دید است و حتی به یک اصل مبدل شده است.
تصرف و تسلط زنان بر فضای شهری و استفاده از خیابان ها، محیط های اکادمیک، فضای سبز وپارک های تفریحی، فروشگاه ها، اماکن مقدس وغیره… به طور راحت و با آرامش خاطر، حد اقل در سالهای اخیر برای زنان افغانستان، امری غیر ممکن بوده است.
آزار های خیابانی
آزار های خیابانی از چالش های است که روزانه هزاران بانو با آن دست و پنجه نرم می کنند.
حوا دختری است که بارها مورد اذیت و آزارهای خیابانی قرار گرفته است.
او در این مورد به خبرگزاری بخدی گفت: “برای هر زن افغان همواره چنین تلقین می شود که مردان گرگ های درنده ی هستند که به محض روبرو شدن یا شنیدن صدای یک زن، او را خواهند درید، این تلقین از کودکی در ذهن زن افغانستانی جای گرفته و به یک اصل تبدیل می شود که او را قطعا از ورود به جامعه ی که نصف مکمل آنرا مردان تشکیل میدهند باز میدارد.”

به باور بانو حوا این پنهان شدن ها و عدم حضور در محیط های باز، ضمن اینکه موقعیت های خوب اجتماعی، تحصیلی و شغلی را از زنان ربوده و یک دست به مردان میسپارد.
حتی مردان را در برابر زنان حساس تر می سازد و زمینه آزار و اذیت جنسی را از حد یک متلک ساده تا تجاوزهای وحشتناک جنسی، فراهم می کند.
طاهره بانوی است که باور دارد بخاطر همین اذیت و آزار ها است که برای حضور زنان در بیرون از خانه قید زمانی تعیین شده است.
او گفت: “در افغانستان معمولا چنین پنداشته میشود که حوادث تنها در شب اتفاق میافتد نه در روز، به همین سبب بیرون ماندن زنان از خانه، پس از عصر در نهایت برایم جنجال ساز می شود در حالیکه برای یک مرد عیبی ندارد که ساعت ده شب به خانه بیاید یا اصلا نیاید”.
اما ریشه اصلی رفتار های نا به هنجار مردان در کجاست و چه راه حلی بخاطر پایان دادن به معضل خیابان آزاری زنان وجود دارد؟
زینب واحدی، استاد دانشگاه، کشتن اعتماد به نفس در کودکان دختر و شی انگاری زن از دید خودش را عامل اصلی بروز رفتار های نا به هنجار مردان می داند.
به باور بانو واحدی، کودکان دختر از آغازین نفس ها، در خانواده های افغانستانی فرا می گیرند که تابع امر مردان خانواده بوده و به تمامی خواست های آنان سر تسلیم فرود آورند.
این خود، بنابر حس ملکیت طلبی که در مردان افغان از نخستین روز حیات تزریق می شود، باعث می شود تا زنان از لحاظ استقلالیت روحی و فیزیکی ضربه های بزرگی خورده و در نهایت خودشان را به عنوان جنس ناتوان و محکوم به تسلیم بشناسند و حتی فکر اینکه یک زن میتواند یک نیروی عقلانی و یک امکان حیاتی باشد، برای وی احمقانه و خیالی بنظر برسد.
به باور او، این شی انگاری از سوی خود زنان و عدم اعتماد به نفس در آنان، سبب می شود تا موقعیت های حساس و سرنوشت ساز از دست زنان گرفته شده و به جنس مخالف سپرده شود.

این خود کمتر بینی اغلب باعث می شود که زنان، جرئت وارد شدن به اجتماع را نداشته باشند و حضور در مکانهای پرجمعیت از جمله محافل رسمی وغیر رسمی، محیط های اکادمیک، خیابانها و مکان های تفریحی را بنابر عدم اعتماد به نفس، برای خود مشکل ساز تلقی کنند.
در همین حال سعادت غزنوی، مشاور امور دینی رییس اجرایی بدین باور است که تغییر در ساختار کلی جامعه، تنها راه بیرون رفت از این معضله بزرگ اجتماعی است.
این ساختار باید با در نظر گرفتن اندکترین تهدید ها، و نیاز به حضور همه اعضای جامعه در بافت اجتماعی، تغییر کند و این تغییر باید از نخستین مرحله زندگی اجتماعی که اغلب در کودکستان شکل میگیرد آغاز شود و نیاز است تا فضا برای افرادی که تازه وارد زندگی می شوند تغییر کند تا همه چیز همانطوری که در ذهن نسل کنونی وارونه حک شده است، در ذهن نسل جدید برعکس باشد.
روی هم رفته حساسیت بیش از حد مردان نسبت به زنان که معمولا از یک نوع عقده حقارت جنسی ناشی میشود، باعث بسا درد سر ها برای زنان می شود.
گشت و گذار زنان در خیابان های شهر، به علت آزار های جنسی از سوی مردان، به شدت دچار مشکل است. ترس از آزار و اذیت های خیابانی که از “قربانت شوم” ها تا فحش های رکیک، و از تماس کردن ها تا تجاوزات جنسی، همه را در برمیگیرد، جرئت یا بهتر بگوییم حوصله بیرون شدن از خانه را از زنان می گیرد.
عقده های سرکوب شده ی جنسی، و حساسیت برانگیزی زنان به نسبت پنهان شدن از چشم اجتماع، و همچنان جدا بودن زن و مرد در مراحل مختلف زندگی را میتوان از عوامل این همه اذیت و آزار عنوان کرد.
خبرگزاری بخدی