189
یکسال پیش، هزاران تن از شهروندان کابل، در اعتراض به تقلبات گسترده در انتخابات ریاست جمهوری، دست به اعتراض زدند و شماری از جوانان نیز با راه اندازی جنبش ضد تقلب، خواستار مجازات عاملان این تقلب ها شدند. یکسال پس از این رویداد، حکومت برخواسته از جنجال های این انتخابات جنجالی، هنوز هم با چالش های زیادی مواجه است و حکومت داری در افغانستان، میان ارگ و سپیدار، زندگی را بر مردم افغانستان دشوار ساخته است.
نوشته های یکی از خبرنگارانی که در متن این رویدادها بوده است را در ذیل می خوانیم.
من به عنوان یکی از همسرنوشتهای شما که سالهای طولانی از عمر بسیار عزیز خود را با یک دنیا آرمان در کنار بعضی از رهبران سیاسی مملکت گزراندهام، این تجربه را بسیار گران خریدهام که بهترین انتخاب این خواهد بود که بهجای رهب
ساختن به خود ساختن فکر کنیم.
دقیقاً 18 جون سال گذشته بود که از روند کار کمیسیون انتخابات نا امید شدیم و با جمعی از همکاران در انجمن خراسانیان تصمیم گرفتیم که خیمه دادخواهی جنبش ضد تقلب را برپا کنیم.
ده شب و روز با یک تعداد محدود از دوستان روی سرک قیر و زیر آفتاب سوزان خوابیدیم.
چشمدیدهای آن شب و روزها من را بیشتر به ادامۀ مبارزه مصممتر ساخت؛ پسر یکی از رهبران تیم اصلاحات برای شاید یک دقیقه موترش را توقف داده و با یک خنده مسخره آمیز دوباره گاز گرفته و از کنار ما رد شد و از سویی هم بابک حمیدزاده و ابتهاج عبیدی شبها را تا صبح در زیر خیمه میخوابیدند.
به گذشتۀ کاریام با رهبران سیاسی که برمیگردم، آن روز یادم میآید که آقای احمدضیاء مسعود در مراسم سالگرد شهادت استاد مزاری از مرز بندی زبان فارسی انتقاد کرد و شاید شما هم فراموش نکردهاید که در این اواخر ایشان از وزیر اقوام و قبایل خواستند تا به مشکلات هموطنان آنسوی مرز دیورند هم رسیدهگی کنند…
شما در جریان هستید که جناب عطامحمد نور یک روز ما را به انقلاب سرخ و نارنجی دعوت کرد و روز دیگر از فرمانبرداریاش از حکومت تقلب سخن گفت.
جناب داکترعبدالله یک روز حکومت تقلب را نمیپذیرفت، حتی اگر تکه تکه هم شود و روز دیگر با رأی پاک مردم شریک تقلب شد.
به هر حال؛ شما هم دهها مورد از این تناقضها را در حافظه دارید…
از این همه یادگرفتم که باید بیشتر از رهبر سازی به خود سازی فکر کنم و حالا تصمیم گرفته ام که باید با قاطعیت به خود سازی بپردازم.
در اینجا از یک خاطرۀ دیگر هم یادآوری می کنم: اخیراً در یک سفری که آقای خواجه بشیراحمد انصاری به کابل داشتند، از ایشان پرسیدم که ما مشکل داریم یا دموکراسی، صدها جوان که مدرک لیسانس و ماستری دارند، ده شب و روز زیر خیمه جنبیش ضد تقلب خوابیدند و صدای خود را بلند کردند؛ اما بازهم تقلب بر ما حاکم شد؟ ایشان پرسیدند که چند خیمه داشتید؟ گفتم شاید به تعداد انگشتان.
ایشان فرمودند که: هرگاه تعداد این خیمه ها به هزاران رسید و افراد در داخل تشکیلات تیم های سیاسی جایگاه قانونی پیدا کردند، آن زمان شما پیروز خواهید شد.
شما میدانید که منظور آقای انصاری چیست!
بازهم عرض میکنم خدمت هم پیمانان ما که آن روزها، روزهای تاریخی بودند، بدون شک ما تغییر آوردیم.
این تغییر گرچند اندک بود؛ اما هرآقایی که در جایگاه داکتر عبدالله قرار میداشت، کاری بیشتر از این نمیکرد و ما تجربه آقایان دیگر را هم داریم…
اینکه در انتخابات 2004 حامد کرزی با رأی تقلبی بسیار راحت رییس جمهور شد، در سال 2009 ما حرکت های ضد تقلب را داشتیم؛ اما این حرکتها قبیله سالارانه بود و اما نخستین بار ما در سال 2014 حرکت های آگانه برضد تقلب کاران را داشتیم و توانستیم قهرمانهای تقلب را برای مردم معرفی کنیم… این نشان میدهد که ما در این سالها واقعاً ما به پیش گام برداشته ایم
این روزها خوشحالم از این زندهگی که خودم درس میخوانم و مطالعه میکنم، شمار زیادی از دوستان و همپیمانهای روزهای انتخابات در نهادهای مختلف اکادمیک در داخل و خارج مصروف درس هستند. هر ازگاهی از کارکرد دولت انتقاد میکنیم و اما اولویت کار ما خودسازی است.
امیدوارم این روند ادامه یابد و در انتخابات بعدی معیارهای گزینش ما تغییر کند و سرنوشت بهتر از امروز داشته باشیم.