افغانستان، به عنوان يك كشور در حال تغيير، خود را براي سه انتقال بزرگ آماده مي كند كه همگی، باهم ارتباط دارند.اول، انتقال امنيتي است؛ موضوعى كه در خارج از افغانستان به آن، زيادتر پرداخته مي شود. در اواخر سال آينده، سربازان افغان مسئوليت امنيتي افغانستان را بعهده خواهند گرفت. ناتو، كه بعد از سرنگوني طالبان در سال ٢٠٠١ تاكنون به شکل مداوم با شورشيان جنگيده و رهبري آيساف را برعهده داشته است از افغانستان خارج مي شوند، همچنانكه تمام نيروهاي جنگي خارجی، از افغانستان خارج خواهند شد.
دومین مساله انتقال اقتصادي است. با كم شدن نيروهاي بين المللي، طبعا كمك هاي آنها نيز به افغانستان كاسته خواهد شد. ديگر از موج لشكريان عظيم و سيل تداركات آنها و پرداخت هاي بسيار بالايى كه به پيمانكاران داشتند خبري نخواهد بود. اقتصاد افغانستان كه به شدت تحت تأثير كمك هاي بين المللي است بايد خود را باشرايط جديد تطبیق دهد.
انتقال سوم، كه اهميتش از دو مورد دیگر(اقتصاد و امنيت) كم تر نيست، انتقال سياسي است. انتخابات رياست جمهوري در اوائل ٢٠١٤ وانتخابات پارلماني در سال بعد از آن، قرار است برگزارشود. حامد كرزي كه از سال ٢٠٠٤ به بعد، رئيس جمهور افغانستان است قانونا دیگر، نمي تواند خود را براي بار سوم نامزد کند. اما، تصميمات او، در ماه هاي آينده، تأثير جدي بر انتخابات آينده رياست جمهوري افغانستان دارد. آيا اين انتخابات مثل همان انتخابات ٢٠٠٩ م كه به موفقيت خودش کرزی انجاميد، يك معماي پر از تقلب خواهد بود و يا اينكه كم و بيش به مردم افغانستان چانس داده مي شود تا يك دولت انتخابي روي كار بياورند؟
گفته مي شود كه انتقال امنيتي، مقدارى آسان خواهد بود. گمان بر اين است که بسياري از كشورهايى كه نيرو دراختيار آيساف، قرار داده اند- اگرآمريكايي هارا استثنابگيريم- بر اين باورند كه مأموريت نظامي در افغانستان ناموفق بوده و ديگر نياز به ادامه آن نيست. حتي بعضي از كشورها، مي گويند كه پس از ٢٠١٤م، يا طالبان قدرت را به دست مي گيرند و يا اينكه افغانستان، دوباره در دامن يك جنگ داخلي، سقوط خواهد كرد. بنابراین وقتی نمي توانيم شورشيان را شكست بدهيم و از طرفي به طور عموم، مردم از خروج نيروهاي خارجي خوشحال اند، انتقال مسئوليت امنيت به نيروهاي افغان، خود یک موفقیت به شمار می رود.
در مرحله اول، هدف از استخدام ٣٥٠٠٠٠ سرباز كه قرار بود جذب نيروهاي امنيتی افغانستان شود تقریبا بر آورده شده است. علي رغم سطح بالاي فرار از اردو (٪٢٧ امسال كه ٪١٧ پيش بيني شده بود) به نظر مي رسد كه این سربازان اعم از پولیس و اردو، تا آخرسال ٢٠١٣ آموزش ديده و مجهزشده اند و در وظايف شان مستقر خواهند شد. اگرچه در اثر حملات مكرر سربازان ارتش افغانستان بالای همكاران خارجي شان ( حملات خودي) اعتماد ميان آنها به شدت آسيب ديده؛ ولي مربيان خارجي با برخي تدابير حفاظتي اضافي، دوباره به كارشان بر گشته اند و به آموزش نيروي هاي افغاني كه يك امر حياتي است ادامه داده اند.
به لحاظ توانايي وظرفيت، اردوی ملي افغانستان ضعيف و ناهمگون به نظر مي رسد و از یك ساختار محكم و قدرتمند بر خوردارنيست. این اردو، مانند كيسه اى بزرگ مي ماند كه از اشيای مختلف پر شده باشد، چنانچه بدون همكاري آيساف تداركات در اختيار نيروهاي افغانستان قرار داده شود، مانند طعمه اي مي ماند براي افسران عالي رتبه افغانستان كه اكثراً از فروش امكانات وتجهيزات ترسي ندارند. در اردوی افغانستان، به رفاه سربازان كمتر توجه مي شود . غذاي ضعيف و ندادن مرخصي به موقع به سربازان، اكثراً باعث حوادث ناگوار و غيبت غير موجه آنها از وظيفه شان مي شود.
ازسوي ديگر سربازان افغان، به لحاظ تاكتيكي در شرايط عملياتي خوبی كاركرده اند وقوي و با ابتكار ظاهر شده اند. تعداد افسران درجه دار (NCO) كه ستون فقرات هر اردویی است، در حال بهبودي و افزايش است. گفته مي شود كه اردوی افغانستان در نه دهم عمليات كه بر ضد شورشيان انجام مي شود شركت دارند و تقريباً نيمى از آن عمليات ها را رهبري مي كند. در حالي كه تعداد زخمي ها وتلفات شان تقريبا چهار تا پنج برابر نیروهای آيساف است. بزرگترين نگراني براي اردوی افغانستان، آن است كه آيا پس از ٢٠١٤ بازهم ازطرف آمريكايي ها پشتيباني هوايي خواهند شد ياخير؟ يكي از سربازان اردوی افغانستان مي گويد:”وقتي با آمريكايي ها در حال گشت زني بوديم، اگر مورد حمله شورشيان قرار مي گرفتيم آنها فورا، درخواست كمك هوايي مي كردند و با آمدن هواپيماهاى جنگي، كار شورشيان تمام بود و جنگ خاتمه پيدا مي كرد؛ ولي در اينجائي كه فعلا هستيم، تقريبا ٪٧٠ امريكايي ها رفته اند و بیشتر جاها را تخليه كرده اند.”
براي اينكه دولت افغانستان بتواند بعد از ٢٠١٤، به درستي عمل كند و يا حداقل خدماتى را براي مردم خود ارائه کند لازم است كه اردویش، نقش خود را به درستي ايفا كند. اردوی افغانستان كه ضامن بقاي دولت است، خود نيز سه بحران مهم، پيش رو دارد.
بحران اول، مساله كمك هاي كشورهاى غربى است كه نبايد از پرداخت آن غفلت کنند. به طوركلي، بودجه اي به ميزان ٤.١ ميليارد دالر در سال، براي اردوی كمي كوچك تر از اردوی كنوني، در نظر گرفته شده بود، كه از آن جمله ٣.٦ ميليارد دالر آن بر عهده خارجي ها است.
دوم، آمريكا و افغانستان به زودي به يك توافق دوجانبه نياز دارند. انتظار آن است كه آمريكايي ها تعداد ٢٠٠٠٠ سرباز را در افغانستان باقى بگذارند تا اين سربازان، نيروهاي افغانستان را آموزش دادهع و امكانات در اختيار آنها قرار دهند. همچنین این نیروها باید، كمك هاي دارويي و اطلاعاتي به اردوی افغانستان برسانند و مانند بيمه اي باشند در مقابل القاعده؛ طرف افغاني نيز، بايد تعهداتي را متقبل شود. از جمله اينكه به نيروهاي آمريكايي مصونيت قضايي بدهند. تاهنوز، نيروهاي امريكايي در هيچ كشور بدون مصونيت قضايي نمانده اند. دليل خروج امريكايي ها ازعراق، ندادن مصونيت قضايي به آنها بود. رئيس جمهوركرزي، نمي داند كه با دو پهلو حرف زدن هاو زبان بازيهاي خود، همان راه را خواهد رفت كه عراقي ها قبلاً رفته بودند و باعث خروج نيروهاي آمريكايي از آن كشورشدند، در حالي كه وجود نيروهاي امريكايي در افغانستان يك نياز مبرم است.
سوم، با وجود اينكه آيساف، ميلياردها دالر تاكنون در افغانستان مصرف کرده، ولي اردوی افغانستان از داشتن سلاح هاي سنگين محروم است. داشتن سلاح هاي سنگين و موثر براي جنگ با شورشيان بعد از ٢٠١٤ يك امر الزامي است. چنانچه ما، شاهد بوديم كه دولت كمونيستى افغانستان بعد از خروج شوروي سابق در ١٩٩٢ از آن كشور، سقوط كرد و كابل به يك ويرانه تبديل شد. يگانه دليل آن امر هم، عدم پشتيباني نظامي نيروهاى شوروي از دولت آن زمان بود.
برخي ها، بر انتقال امنيتي اعتماد دارند و مي گويند كه كشورهاي غربي، بعد از ٢٠١٤ افغانستان را تنها نخواهند گذاشت و اين شرط كافي براي زياد و ياكم بودن موفقیت تحولات سياسي نيست. خارجي ها مي توانند كمك كنند اما بيشتر مسئوليت ها متوجه خود افغان ها است. گروه بين المللي بحران (NGO) كه مركز آن در بروكسل پايتخت كشور بلژيك است در ماه اكتبر٢٠١٢ گزارشي را به نشر سپرده و در آن به راه دشوار و طولاني انتخابات در ٢٠١٤ اشاره كرده است. اين گزارش مي گويد كه در حال حاضر چشم انداز يك انتخابات سالم و انتقال قدرت بصورت آرام در افغانستان ضعيف است. اين گزارش اضافه مي كند كه روند انتخابات در يك سر درگمي اداري غرق شده است.

نهاد هاي تكراري و دسيسه هاي سياسي، نشان از آن دارد كه كرزي در پشت پرده، تلاش مي كند تا شخص مورد علاقه خود را روي كار بياورد.
اگرچه لحن صريح وانتقادي اين گزارش، در آن زمان، باعث خشم مقامات در كابل شد ولي اين گزارش يك هدف بسيار مفيدي را دنبال مي كرد. به بازيگران قدرت و جناب كرزي در رأس همه آنها يادآور مي شود كه، كوشش براي برگزاري يك انتخابات شفاف، برخي از كارگزاران قدرت را وادارمي كند تا كمتر به تقلب فكر كنند و نیز به آنها يادآور مي شود كه زمان کم کم از دست مي رود. اگر هيچ كاري در راستاي شفاف سازي انتخابات انجام نشود ١٦ ميليارد دالرى كه در كنفرانس توكيو اهدا كنندگان خارجي وعده داده بودند، از دست خواهد رفت و كشورهاي كمك كننده انتظارآنرا دارند كه انتخابات آينده در يك فضاي روشن و شفاف برگزار شود. آقای كرزي، قول داده است كه در آينده، خودش زمامداري كشور را بر عهده نخواهد گرفت و برادرانش نيز كانديدای رياست جمهوري نخواهند شد. او كه قدرت زيادي در روند انتخابات دارد، در حال حاضر مخير است بين دو انتخاب. اول به ميراث گذاشتن يك انتخابات سالم و آزاد به عنوان يك افغان ملي گرا. دوم حمايت كردن از قبيله وافراد مورد نظر خود بعد از٢٠١٤.
پس از نشر گزارش گروه بین المللی بحران، بسياري از گروههاي سياسي و مدني در يك اعلاميه بي سابقه خواستار آن شدند كه روز برگزاری انتخابات مشخص شود؛ يك كميسيون مستقل انتخابات بوجود بیاید تا در مقابل مردم، پاسخگو باشد و روشى را اتخاذ كند تا از كانديداهايى كه با گروههاى غير قانوني و مسلح در ارتباط هستند جلوگيري بعمل آيد. اين درخواست از طرف رئيس جمهور افغانستان ردشده است. كميسيون مستقل انتخابات كه هم اكنون وجود دارد، توسط ئيس جمهور انتخاب شده است و مورد قبول بسياري از احزاب و فعالان مدني نيست. كساني كه جديداً خود را براي راي دادن ثبت نام مي كنند بايد كارت ملي افغانستان را دارا باشند در حالى كه به وجود آوردن سيستم كارت ملي ١٠٠ ميليون دالر آمريكايي هزينه دارد.
سوال اساسي اين است كه آيا اين سيستم تا ٢٠١٤ تكميل خواهد شد؟ و يا اينكه كشورهاي كمك كننده، هزينه هاي اين سيستم را می پذیرند؟ اين اعلاميه، همچنين از نيروهاي بين المللي و افغان خواسته است كه براي امنيت انتخابات در كل كشور مخصوصاً در ولايات پشتون نشين(كه شورشيان بيشتر تحرك دارند) پلان گذاري و بر نامه ريزي کنند.
به هرحال، به هر اندازه كه انتخابات كمتر آلوده به تقلب باشد آن دو تحول دیگر(امنيتي و اقتصادي) را آسان تر مي كند. اولاً ممكن است این کار، طالبان را تشويق كند كه به مذاكره بر گردند. اگر چه طالبان بارها گفته اند كه دولت كرزي يك دولت دست نشانده است و ما با او مذاكره نخواهيم كرد وطرف اصلي صحبت ما آمريكايي ها است، ولي اگر، طالبان يكسري كارهاي پسنديده از دولت افغانستان ببيند و ازطرفي، آمريكايي ها هم از صحنه كنار بروند، ممكن است طالبان به مذاكره بر گردند. دوم، انتخابات روشن، باعث رشد اقتصادي مي شود. ميزان ثبات سياسي، سرمايه گذاران افغاني و خارجي را تشويق مي كند تا به ذخايرعظيم دست نخورده افغانستان نگاهى بيندازند و در بخش هاي مختلف سرمايه گذاري کنند. افغانستان واقعاً نياز به يك رشد اقتصادي دارد. رشد بالاي اقتصادي افغانستان در سالهاي اخير مديون كمك هاي بين المللي و حضور بیش از ١٣٠٠٠٠ سرباز خارجي است، در حاليكه از هم اكنون، نيروهاي غير نظامي خارجی و تيم های بازسازي ولایتی شان، از افغانستان خارج مي شوند.
وقتي كه پرداخت پول نقد براي پروژه ها متوقف شد و همراه با آن بارك اوباما خروج سريع نيروهاي خود را از افغانستان اعلام كرد،” قندهار” و “هلمند” اولين ولايت هايى بودند كه تغيير اقتصادي در آنها احساس شد. نبودن پول نقد، به شدت بازار هاي محلي را با ركود مواجه ساخت. در كابل نيز اين ركود به شدت احساس شد و قيمت هاي زمين و خانه تا سطح ٪٣٠ كاهش پيدا كرد. كرايه ساختمان ها، به نصف رسيد و شمار زیادی از کسانی که همراه خارجي ها كار مي كردند و دست مزد بالايى به آنها پرداخت مي شد شغل هاي خود را از دست دادند. قدرت خريد مردم پايين آمد و بر آمار جوانان بيكار نیز افزوده شد. به خوبي مي شود اين تغييرات را در بازارها و شهرهاي بزرگ احساس كرد .
تحول سياسي براي آينده افغانستان حياتي است. سياست مداران بايد بكوشند كه تغييرات را در حوزه سياست به وجود اورند. اگرچه هيچ امري درافغانستان قابل پيش بيني نيست و غالباً هم رشوه خواري، خشونت و فساد اداري، رئيس جمهور كرزي را ناراحت مي كند ولي مردم افغانستان لياقت و شانس بهتر از اين را دارند. اين در حالی است که رهبران سياسي كشور، منافع ملي را بر منافع جناحى و شخصى خود ترجیح دهند.
منبع : اكونو ميست
مترجم: مصطفی نوید- انگلستان